تبليغاتX
باشگاه n0n-Child & One-Child
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:38 |
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:35 |

گفتگو با ژاک- ایو کوستو

 

ایو کوستو اقیانوس شناس فرانسوی در مقام کاشف دریا و مدافع اقیانوس ها از شهرتی بین المللی   بر خور دار است .او که پیشتاز پژهش های زیر دریایی است در سراسر جهان به ماموریت های اقیانوس شناسی پرداخته ومطالب بسیاری در این زمینه نوشته و فیلمهایی تهیه کرده که بسیار مورد توجه عموم تماشاگران قرار گرفته است او اکنون تمام توجه خود را به مسئله محیط زیست در عصرتوسعه  شتابان اقتصادی ورشد روز افزون جمعیت معطوف کرده است .

چطور شد که به طبیعت و به خصوص به محیط ابی علاقه مند شدید؟

من همیشه ادمی کنجکاو بودم.در کودکی شبانه به تماشای پرندگان میرفتم.اما این علاقه مندی خالی از خطر نبود.پدر ومادرم به ان گونه کنجکاوی که ممکن بود خطراتی  در پی داشته باد رویس خوش نشان نمی دادند .

ده ساله بودم که برای نخستین بار واقعا با آب اشنا شدم.در کنار دریاچه ای در ایالات متحده  تعطیلات تابستانی را در اردویی میگذراندیم. ما می بایست مرتباآشغال های زیر سکوی پرش بچه ها را جمع می کردیم.و ضمن این کار شیرجه زدن و شنای زیر آبی را یاد گرفتیم .عینک مخصوص و هیچ وسیله دیگری نداشتم وبنابر این بالا اوردن اشغال از زیر اب کار چندان آسانی نبود.دو سه  هفته ای در ان دریاچه شیرجه زدم تا اینکه یاد گرفتم نفسم را در زیر اب حبس کنم.

بعد ها در چهارده سالگی فنون پیشرفته تری از شنای زیر ابی را یاد گرفتم در مدرسه ما در آلزاس  استخر شنایی بود ومن از وسایل جورواجوری مثل لاستیک باد شده و پمپ استفاده می کردم تا در زیر اب نفس تازه کنم.در ان زمان سعی نمی کردم دنیای طبیعی را مشاهده کنم .بلکه داشتم از قهرمانان جیمز فنیمور کوپر تقلید می کردم.که در هنگام فرار از دست دشمنان در زیر اب پنهان میشد و به کمک نی های تو خالی نفس می کشید.

کم کم متقاعد شدم که می خواهم در یا نوردی  پیشه کنم.از تحصیل در دبیرستان فارغ شدم وسپس در در کنکور آکادمی دریایی فرانسه قبول شدم.دوسال بعد در طی سفری اموزشی به دور دنیادر کشتی زاندارک شاهد صحنه ای شدم که در زندگیم نقش تعیین کننده ای داشت.در خلیج کام ران در هندو چین در گرمترین ساعات روز یعنی بین ساعت 12تا14 عده ای از احالی محل را دیدم از قایق هایشان شیرجه می رفتند وماهی به دست به سطح اب می امدند.به من می گفتند که وقتی ماهیها در خواب نیمروز فرو می روند گرفتنشان اسان تر است!این کار به قدری خارق العاده بود که تصمیم گرفتم فنون غواصیم را باز هم بهبود ببخشم.اما در ان زمان فرصت این کار دست نداد.من به فرماندهی پایگاه دریایی فرانسه در شانگهای منصوب شده بودم وبرای کشتی هایی که در تحت امتیاز فرانسه در این بندر پهلو می گرفتند تدارکات فراهم می کردم. پس از باز گشت به فرانسه دوباره به فکر مردم خلیج کام ران و بهبود فنون غواصی افتادم.در این هنگام با فردریک دوما وفیلیپ تایه دوست شدم.ما به سه تفنگدار ماجراهای زیر دریایی مبدل شدیم.

-       مسئلۀ تنفس در زیر آب مدام ذهنم را به خود  مشغول می داشت .در این هنگام به امیل گانیان بر خوردم .مهندسی که با شرکت ار لیکید همکاری داشت و موتوری ساخته بود که با اکسید کربن ایجاد شده از سوزاندن چوب کار می کرد.گاز قابل احتراق از طریق یک دریچه تغذیه مخصوص به موتور میرسید.این وسیله در دستگاه غواصی که نام  مرا دارد و و تا کنون میلیون ها عدد از ان به فروش رسیده است به کار میرود .با استفاده از این دستگاه دوما تایه ومن می توانستیم امکانات غواصی را گسترش دهیم و فیلم سازی را اغاز کنیم.

پس از پایان جنگ با ملاقات مسئول وزارت نیروی دریایی از دستگاه کاملا جدیدی که ابداع کرده بودیم صحبت کردم و پیشنهاد دادم که در تولون یک مرکز مطالعه دایر شود.در نتیجه برای مطالعات و پزوهشهای زیر اب در ارسنال تولون مرکزی دایر گردید.

انجا زیاد نماندید؟

نه . در 1949 به این نتیجه رسیدم که  زمان بکار گرفتن  اموخته ها ی من فرا رسیده است است .اما برای این کار یک کشتی لازم داشتیم . پول را باید از کجا فراهم می کردیم ؟ کتابچه  نشانی هایم را باز کردم زیر حرف آ  به نام انیاک بر خوردم . ادم نازنینی بود قبلا او  و همسرش را در محل ورزشهای زمستانی دیده بودم. او از کار گزاران گنیس بودکه از جمله فعالیتهایش نظارت بر یک کارخانه کشتی سازی در انتیب بود .گنیس پس از یک نشست  تسهیلات اعتباری به مبلغ 25میلیون فرانک و نیز مدیر کشتی سازی آنتب را در اختیارمان قرار داد.

مثل قصه های شاه پر یان به نظر می رسد.

کاملاً ما همراه یک مدیر کشتی سازی به مالت رفتیم ودر انجا یک کشتی مین روب یافتیم که با تغییراتی به یک کشتی مسافربری مبدل شده بود و بین مالت و گوزو رفت و امد می کرد.گوزو جزیره کوچکی بود که تصور می شد همان او گو گیای اودیسه باشد . در واقع به همین دلیل صاحب کشتی نهم ان را کا لیتسو گذاشته بود . گشتی را به قیمت هفت میلیون فرانک خریدیم. کالیتسو وضعی عالی داشت تما می بایست بقیه اعتبارمان را صرف اماده سازی و تجهیز ان به ابزارو آلات  تحقیقات اقیانوس شناسی می کردیم.

سپس سفر هایمان را آغاز کردیم.اعتباراتی  که گنیس برایمان گشوده بود مصرف شد و دوباره بی پول شدیم. من به س ان آراس (مرکز تحقیقات فرانسه) پیوستم . از زمان جنگ فرانسه هیچ گونه گشتی اقیانوس شناسی در  اختیار نداشت . و از این رو ما تا چند سال نقش حامل و رابط اقیانوس شناسان فرانسه را به عهده گرفتیم.

موفقیت عظیم فیلم شمه دنیای خاموش در همین زمان است.........

فیلم دنیای خاموش به1956 بر می گردد. نخستین سفر های اکتشافی کالیتسو در دریای سرخ در 1951 صورت گرفت . تا ان زمان ما چندین فیلم جالب تهیه کرده بودیم که یکی از انها درسال 1951 در جشنواره فیلمهای مستند  پاریس برنده  جایزه بزرگ

(گران پری ) شد.  ما از 1953 فیلم رنگی می ساختیم. در ان زمان این کار بسیار دشوار بود .اب رنگ را جذب می کرد و در زمینه نور پر دازی هم مشکلاتی داشتیم. در مورد فنون فیلم بر داری . فیلتر ها .دستگاهای اوپتیک و نور پر دازی و غیره کار خای زیادی انجام دادیم رفته رفته توانستیم کار با ویدئو را در سطح حرفه ای اغاز کنیم.که البته در ابتدا به صورت سیاه سفید بود .

تقریبادر  همان زمان نخستین دوربین های تلویزیونی زیر ابی  فرانسه را ابداع کردم.بعدا در مارسی (مرکز مطالعاتپیشرفته دریایی)را سازمان دادم . در مارسی بود که نخستین زیر دریایی اکتشافی را که به ویزه برای مشاهدات علمی در عمق 350متری در نظر گرفته شده بود را ساختیم. سپس برای دولت فرانسه یک زیر دریایی مطالعاتی ساختیم که تا 600متری به عملیات می پرداخت. من نیز دو زیر دریایی کوچک تک نفره ساختم که تا به امروز هنوز کار می کند .باللاخره به کار  ساختن زیر دریایی بزرگتری دست زدیم که غواصان بتوانند از ان خارج و به ان بر گردند. وقتی بدنه ساخته شد ناچار کار را متوقف کردیم چرا که دیگر پولی در یساط نداشتیم.اکنون پس از گذشت 20 سال وضع به همان منوال است.

در 1954 برای شرکت اکتشافی دارسی ماموریتی انجام دادیم.قرارداد خیلی خوبی بستیم که به ما امکان می داد رادار و دستگاه اندازگیری را که قبلا فاقدشان بودیم به کار بگیریم. ما همان کسانی بودیم که در خلیج فارس نفت کشف کردیم!ما بودیم که امیر نشین ابو ظبی را به ثروت رساندیم.!دنیای خاموش برای ادامه کارمان تا سال 1972 پول کافی تامین کرد در واقع ما هیچ منبع در امد دیگری نداشتیم.

از ان به بعد فیلم های زیادی ساختیم .در 1962دست به ازمایشهایی زدیم که طی ان غواصان در عمق  قابل ملاحظه ای کار می کردند.نخستین انها معروف به فلات قاره اول در مارسی اجرا شد سپس نوبت فلات قاره دوم در دریای سرخ و بالاخره فلات قاره سوم در نز دیکی کاپ فرا (در 1965)رسید .

این ازمایش ها چگونه صورت گرفتند؟

ما از نوعی از محفظه کروی استفاده کردیم که هوای ان مخلوطی از اکسیزن و هلیوم بودکه فشار ان با فشار اب محیط اطراف محفظه تنظیم می شد . در این محفظه شش نفر به مدت سه هفته زیر اب می ماندند.و موقع از ان نیز یک هفته دیگر وقت می گرفت تا فشار تدریجا به حالت عادی برگردد.

با این ازمایش ما نخستین افرادی شدیم که به روش جدید غواصی دست زدیم که به غواصی اشباعی معروف شده است. از ان به بعد صنعت نفت در مناطق دور از ساحل به طور گسترده این روش را دنبال کرد .

ما در زمینه های متنوعی نو اوری کردیم.دوربینهایی را ابداع کردیم که تا عمق 8000 متری نیز انها را بکار می بردیم هزاران عکس گرفتیم و از چند گودال اقیانوس اطلس چندین فیلم استثنائی تهیه کردیم . ما نخستین کسانی بودیم که در قطب جنوب با زیر دریایی غواصی کردیم و به صورت منظم با تجهیزات غواصی به عملیات اکتشافی  پرداختیم. اخیرا با استفاده از بطریهای پلاستیکی که با فشار 300بار پر  شده ان تجهیزات جدید غواصی ساختیم.

چطور شد که به مسائل محیط زیست علاقه مند شدید؟

این علاقمندی به تدریج شکل گرقت.از همان ابتدای کار ما شعاری ساختیمLبشناس. دوست داشته اش . حمایت کن .) این دقیقا همان چیزی است که من از سر گذراندم!کارم را با اکتشاف شروع کردم . وقتی در زیر دریا با ان همه زیبایی رویرو شدم عاشقش شدم. و سرانجام  وقتی پی بردم که اقیانوس ها تا چه حد در معرض خطرند تصمیم گرفتم که با تمام قوا با هر چیزی که عشقم را تهدید می کند مبارزه کنم.سرگذشت من یک دایره بسته را تشکیل می دهد.امیدوارم که فرزندانم نیز همین مسیر را دنبال کنند.

خطر های عمده ای که امروز کره زمین را تهدید میکند کدامند؟

پس از سفر به دور دنیا طی سالهای دراز و دیدن جهان از هلیکوپتر از زیر دریا از عرشه کشتی

ها .....احساسهایم را چنین جمع بندی می کندم که منابع سیاره ما بی پایان نیست . حدی وجود  ندارد که نمی توان از ان فرا تر رفت .استانه ای هست که نباید از ان عبور کرد .

باید از خود بپرسیم که کره زمین  زندگی چه تعداد انسان و حیوان را می تواند تامین کند . بنحوی که وضعیت زندگیشان اسیب نبیند به طوری که تمام زیبایی اهای زمین محو نشود پانزده سال پیش وقتی در ایالات متحده بودم کوشیدم یک مدل ریاضی بسازم تا سیاره  ما زندگی چه تعداد انسان را می تواند با در امد ,قدرت خرید و امکانات دیگر یک امریکایی متوسط ,تامین کند .داده هایی که در اختیارم بود چندان دقیق نبودند و از همان اغاز کار می دانستم که رقم تقریبی حدود 40تا 50 درصد(جمعیت موجود)خواهد بود . در ان زمان با رئیس ازمایشگاه اقیانوس شناسی کالیفر نیای جنوبی که پزوهشگران ان در مقام مشاور با من و همکارانم کار می کردند ,روابط دوستانه ای داشتم . با پارامتر هایی که در اختیارم بود به رقم 700میلیون رسیدم.با سطح زندگی  قابل قیاس با زندگی یک امریکایی متوسط 700میلیون نفر می توانستند زندگی کنند . پانزده سال پیش سیاره ما قادر نبود زندگی مناسبی برای بیش از 700 میلیون نفر را تامین کند .! جمعیت جهان در ان زمان  چهار میلیارد  نفر بود!

از نتایج تحقیقاتم سخت نگران شدم و نگرانیم را به رئیس ازمایشگاه گفتم . می دانید به من چه گفت؟ گفت: که نتایج بدست امده بسیار خوشبینانه است !.او خود مدل مشابهی را دنبال می کرد ه و به نتایجی رسیده بود که بسیار پایینتر از ارقام من بود از ان پس مسئاله سکونت پذیری کره زمین مشغله فکری دایمی من شده است.

جمعیت جهان هم اکنون حدو 7/5میلیارد نفر است. رقمی که با سرعت سرسام آوری دو به افزایش است . هر شش ماه یکبار جمعیتی معادل با جمعیت چین به رقم فعلی  افزوده می شود.

همه متقاعد شده اند که رشد جمعیت نمی تواند به همین روال اشفته و سرطانی ادامه یابد .  هیچ کس نمی خواهد پاسخ را بداند . مردم تصور میکنند که نمی توان کاری کرد و قضیه خیلی پیچیده است و عادات جا افتاده ومذاهب و غیره کار را از این هم دشوار تر می کند .در واقع مذاهب ربطی به افزایش  جمعیت ندارد . ایتالیا کاتولیک ترین مذهب جهان است و با این حال کمترین میزان زاد و ولد جهان را دارد  اسپانیا هم کاتولیک است و ضعیتی شبیه ایتالیا دارد .میزان زاد و ولد ان به نحو فاحشی رو به کاهش گذاشته است . در اندونزی بزرگترین کشور اسلامی جهان طی ده سال گذشته پیکار برای کنتل میزان  زاد وولد  را حدود 50 درصد کاهش داده است بنابر این مذاهب را نباید مسئول این امر دانست.ام ترس از اینده شاید چنین نقشی را داشته باشد در کشور های به اصطلاح در حال توسعه ساالمندان بیمه نیستند . حق باز نشستگی اگر وجود داشته باشد حتی نیاز های اساسی افراد را تامین نمی کند  در جوانی وقتی به پیری خود می اندیشید دچار وحشت میشوند.به خصوص از این لحاظ که به علت نبود بهداشت و شرایط دیگر به سرعت می رسند/ انان به فرزند مذکری احتیاج دارند که در پیری از انها مواظبت کند.و از انجا که باید احتمال تولد دختر .مرگ و میر کودکان و امکان اینکه بعضی از فرزندان به مراقبت از انها در پیری علاقه ای نشان ندهند نیز در نظر گرفته می شود

پس باید هر پدر  و مادر حدود شش فرزند داشته باشد . شش فرزند تا حتما سه تن از انها پسر باشد تا اطمینان بدست ایذد که دو تن از انها زنده می مانند. و دو پسر تا مطمئن شوند که حتما یکی از انها از پدر و مادر مواظبت خواهد کرد

علاوه بر عامل نداشتن تامین . عامل بی سوادی زنان نیز که خود معلول فقر است در این امر نقش دارد . در کشور های در حال توسعه اموزش و پرورش  گامهای بلندی بر داشته است اما هنوز مدارس کافی در اختیار ندارد بنابر این انتخاب بر اساس جنسیت انجام می شود وقتی بحث  ثبت نام در مدارس  مطرح  باشد پسران اولویت دارند .

چرا ؟ شاید پاسخم به این پرسش برایتان تعجب اور باشد  اما واقعیت این است که دختران به این دلیل به مدرسه نمی روند که اب اشامیدنی سالم  وجود ندارد وقتی اب اشامیدنی سالم  در دسترس نباشد دختران باید بروند از چشمه اب بیاورند . من خود دختر بچه هایی را دیده ام که فاصله بیست و گاهی سی کیلومتری اب به خانه می بردند.یعنی یک روز تمام پیاده روی. این دختران تا چهارده پانزده سالگی چون زندگیشان به رفع نیاز مبرم خانواده به اب وابسته است پا به مدرسه نمی گذارند و چیزی نمی اموزند. پس چگونه می توانند روشهای جلوگیری از بار داری را به کار برند . یا حتی بدانند که چنین چیزی هم وجود دارد . ؟

برخی اشخاص سعی دارند میزان زاد وولد را با این امر توجیه کنند که عشق ورزیدن به میلیون ها نفر از مردم تنهامایه خوشی است.روش های جلوگیری از بار داری  نه مانع این خوشی است و نه ان را کاهش میدهد.قرص ضد بارداری در بسیاری از کشور های فقیر جهان مجانا" توزیع میشود با این حال خیلی از زنان ان را مصرف نمی کنند. چرا؟زیرا اموزش ندیده اند و تابع اراده مردانی هستند که یا نگران عواقب  نیستند ویا خواهان فرزندانی  هستند که در سالخوردگی از انها مراقبت کنند .

جمعیت اضافی , مساله  شماره يك سياره ماست از 7\5میلیارد نفری روی  کره زمین زندگی میکنند کمتر از 2 میلیارد نفر در شرایط مناسب بسر می برند.این رقم به زودی دو برابر می شود . شاید ما بتوانیم کاری کنیم که   در اینده 10تا 12 میلیارد نفر را تغذیه کنیم . اما این تمام کاری است که از دست ما بر می اید.

برخی اشخاص اعتقاد دارند که دریا می تواند منبع غذایی خوبی باشد....

عقیده مضحکی است . منابع دریا رو به کاهش است . هم اکنون ماهیگیری بسیار بیش از حد گسترش یافته است. و حتی اگر بتوانیم کمیت پروتئین دریا را ثابت نگه داریم این میزان بطور ناگزیر نسبت به نیاز های مصرفی  کاهش خواهد یافت . یادم هست که در اغاز فعالیتهایم 10درصد پروتئین مصرفی از دریا تامین میشد.  امروز این نسبت 4تا 5 درصد است.  فردا وقتی جمعیت دو برابر شود .به دو درصد تنزل خواهد کرد. در اینجا نیز میزان تولید سقفی دارد که نمی توان از ان  فرا تر رفت.ما هم اکنون گرفتار مشکل ماهیگیری بیش از حد هستیم.

با این حال هنوز می توانیم میزان تولید را در خشکی  افزایش دهیم چرا در دریا نتوانیم؟

نتایج حاصله یکسان نیستند.

مثلا در قطب جنوب  ده تن جلبک میکروسکوپی لازم است تا یک تن کریل تشکیل شود

(کریل میگو های ریزند ...) و یک تن لازم است تا 20 کیلو وال تولید شود. این نشان میدهد که عامل تبدیل چهل به یک است. در حالی که در خشکی برای تهیه گوشت گاو ده به یک است.

در مورد بیابان زدایی چه می گویید؟ ایا درست است که بیابان هایی که تاکنون به زمین های کشاورزی  هجوم برده اند  اکنون در حال عقب نشینی هستند؟

اطلاعاتی که در این نظر است . بسیار جدید است. وباید با بررسی های دیگری تایید شود. به هر حال من به این نظر تمایل دارم که صحرا بدست انسان  ایجاد شده است ودر نهایت می تواند به دست انسان محو شود.اگر صحرا قابل کشت گردد  بازده ان از دریا بیشتر خواهد بود.

نظرتان در مورد الودگی چیست؟

-گرم شدن کره زمین و کمیابی روز افرون اب خطراتی  بسیار جدی تر مبرم تر از الودگی  شیمیایی استکه امروزه همه جا از ان گفتگو می کنند. اب مدام کمتر و کمتر می شود زیرا هدر میرود و جمعیت اضافی این هدر رفتن را دو چندان میکند. اب به میزان وحشتناکی تلف میشود. در غرب کشاورزان به نحوی محصولاتشان را ابیاری میکنند که 90درصد اب تبخیر می شود ما اب را از زمین بیرون می کشیم و میگذاریم تا بخار شود.امسال با وجود باران فراوان فرانسه با مشکل کم ابی روبرو ست .چرا؟ برای اینکه ما در سه سال گذشته ما بیشترین ابی را که از زمین کشیدیم به هدر دادیم.

 

زیانی که به که زمین وارد می شود  ناشی از مسئله  جمعیت و در عین سطح توسعه جوامع است.هر امریکایی بیشاز بیست بنگلادشی سیاره ما را فرسوده می کند.صدمه زدن به مصرف نیز بستگی دارد .جامعه ما به نحو روز افزونی به مصرف بیجا وابسته می شود. این دور باطلی است که من ان را با سرطان مقایسه می کنم.

بعضی از مار ها پشه ها و سایر گونه های جانوری برای بشر خطرناک یا تهدیدهایی ایجاد میکنند.  ایا انها را نیز می توان همچون ویروسهایی که عامل برخی بیماریهای هستند  از میان برداشت؟

-از میان بر داشتن ویروسها فکری ستودنی است.اما مشکلات متعددی ایجاد می کند . طی 1400 سال اول دوران  مسیحیت جمعیت در واقع ثابت بود.  طبیعت از طریق بیماری های  واگیر دار و زاد و ولد اضافی  را با مرگ و میر اضافی جبران میکرد.

در این مورد با رئیس  اکادمی علوم مصر گفتگو یی داشتم . به من گفت که تا سال 2080 جمعیت مصر به 250میلیون نفر خواهد رسید دچار وحشت شده اند.برای از میان بر داشتن بیماری چه باید کرد؟فکر جلبی است ولی شاید  در نهایت  چندان سودمند نباشد. اگر در اجرای ان بکوشیم در اینده نوع بشر را به خطر بیفکنیم.

حتی گفتن چنین چیزی هم وحشتناک است.جمعیت جهان باید ثابت شود و  و برای رسیدن به این هدف باید روزانه000/350 نفر را نابود کنیم.این مطلب ان قدر خوفناک است که حتی نباید ان را به زبان اورد .   اما وضعیتی که اکنون گرفتار ان هستیم تاسف بار است.

با این حال باید راحلهایی وجود داشته باشد....

-مسئله هزینه کار مطرح است. ما طی پانزده سال  سالانه 400میلیارد دلار پول لازم داریم.تا برای مردم اب اشامیدنی سالم . برای دختران همکان تحصیل در مدرسه. و برای سالمندان مستمری نا چیزی فراهم کنیم. ظرف همین مدت پانزده سال  با رقم 4 میلیارد دلار نه تنها می توانیم فشار جمعیت را کاهش دهیم بلکه می توانیم  رشد جمعیت را متوقف کنیم.

ایا برای کنترل الودگی صنعتی کاری می توان کرد؟

-نه چندان دی اکسید کربن مسئله بزرگی است. دی اکسید کربن ما را دچار خفقان خواهد کرد ..همان طور که میدانید  تنفس را تحریک می کند  واگر دی اکسید کربن  همچنان زیادتر شود نفس نفس زنان  جان خواهیم دادافزایش دی اکسید کربن ناشی  از سیاست غلط انرزی است بعلاوه ما ترجیح داده ایممبالغ هنگفتی در تولید انرزی هسته ای  از طریق شکافت سرمایگذاری کنیم. نه از طریق گداخت که بی خطر است . اما تولید انرزی هسته ای از طریق گداخت امکان ساخت بمب را فراهم می کند .اشکال تماشایی تراتودگی نیز وجود داردسیاره زمین اکنون در محاصره  کمر بندی از قطعات خرد شده ماهواره ایی است که با سرعت گلوله  حرکت می کنند و سرانجام از هر تلاشی برای رسیدن به فضا جلوگیری خواهد کرد. برای اداره طبیعت اندکی خردمندی لازم است .با در نظر گرفتن  عوامل دراز مدت شاید روزی بتوانیم همان طور که باغچه زیبایی را ایجاد می کنیم کره زمین را نیز اداره کنیم . اما بر می گردیم به موضوع  پشه ها . از ده سال پیش در منطقه ییلاقی صاحب خانه ای شده ام . وقتی برای اولین بار به انجا رفتم چلچله زاغ و پشه فراوانی دیدم. امروز پشه ها رفته اند چلچله ها و ملخ و پروانه ها همین طور .از هوا روی درختان و محصولات سموم ضد افت می پاشند  وبنابر این حشرات تقریبا به کلی نابود می شوند. اگر به همین منوال ادامه دهیم کودکانمان  هرگز چلچله سنجاقک ویا پروانه را نخواهند دید! افرین!

برای ختم گفتگو شاید بهتر باشد سخن امیدوار کننده تری بیابید؟

-علاقه راستین به محیط زیست در 1988 اغاز شد وقتی که مجله امریکایی تایم تصمیری از سیاره زمین رادر روی جلدش چاپ کرد و عنوان ان را بجای (مرد سال) همیشگی خود (سیاره سال)  گذاشت.

در زولیه 1989 رهبران هفت کشور بزرگ صنعتی یک سوم وقت نشست سالانه خود و بیست و سه صفحه از گزارش را به مسائل محیط زیست اختصاص دادند.  بعدا در اجلاس لاهه کشور های دیگر نیز در این زمینه نظر دادند که سر انجام مردم دارند پی میبرند که خطر جهانی است  وهمه در معرض انند.این تشخیص رهبران با فشار رهبران افکار عمومی سراسر دنیا تقویت می شود . ترکیب این دو نیرو  یعنی از بالا به پایین لزوما باید به اغاز یافتن راه حلی بینجامد .امید وارم که این همان سخن امید بخشی  باشد که بشود با ان به گفتگو یمان پایان دهیم.


کشاورزی در جنگل

قرنهاست که کشت نوبتی با موفقیت و بدون هیچ تأثیر محیطی زیانبخش توسط کشاورزان نواحی گرمسیری مرطوب برای کشت فراورده های دارای ریشۀ غده ای و توسط کشتگران نواحی تپه های جنگلی جنوب شرقی آسیا برای کشت خشک برنج اجرا شده است.

با وجود گوناگونی وسیع، این شکل رایج کشاورزی که به روش بریدن و سوزاندن نیز موسوم است، اساساً شامل پاک کردن نواحی کوچکی از جنگل برای کشت فراورده های کشاورزی است که با بریدن وسوزاندن درختان و رستنیهای دیگر انجام می گیرد. خاکستر حاصل مانند کود عمل می کندو یک چنین زمینی نسبتاً عاری از علفهای هرز است. امّا پس از چند سال کشت، باروری زمین کاهش می یابد و علفهای هرز رو به افزایش می گذارند. سپس کشتگران نوبتی به ناحیه ای دیگر روی می آورند و قطعه زمین قبلی را پیش از کشت دوباره چند سال به حال خود می گذارند تا با رشد طبیعی دوباره بهبود یابد.

کشاورزی نوبتی  و چرخه ای سنتی مبتنی بر اصول بوم شناختی منطقی است و در گذشته نیز روش درست در برخورد با جنگل بوده است. در هند این چرخه که در آنجا به جوم موسوم است ، حدود سی سال یا بیشتر مورد استفاده بوده است که برای بهبود جنگل و خاک و نیز بازدهی مقبول برای کشتگران زمانی منطقی به حساب می آید . اجرای جوم کامل شامل به گردش در آوردن کارآمد منابع  برای بازدهی حداکثر است که با وسایلی چون استفاده از بقایای فراورده های کشاورزی و علفهای هرز به عنوان کودآلی و خوراک خوکها انجام می گیرد. با این حال فشار فزایندۀ جمعیت (که بین سالهای 1900 تا 1975 در شمال شرقی هند جمعیت به بیش از چها برابر رسیده است) و کاهش میزان زمین به خاطر تخریب آن کشاورزان را ناگزیر ساخته است که به چرخه های جوم بسیار کوتاه با مدت فقط 4 تا 5 سال ، روی آورند. این کار به نوبۀ خود موجب تسریع مارپیچ تخریب زمین ، کندترکردن بهبود باروری خاک شده و بازدهی اقتصادی را کاهش داده است.

رشد سریع جمعیت در بسیاری از نواحی گرمسیری به اضافۀ تغییرات بوم شناختی و اجتماعی بسیار دیگر که در دهۀ گذشته رخ داده است با افزایش سخت سرعت و وسعت از بین بردن جنگلها و و شدت بهره برداری از جنگل همراه بوده است.تعداد کشتگران دارای زمین کوچک حدود 250 میلیون برآورد می شود که در نهایت سالانه حدود 5 میلیون هکتار جنگل را از بین می برند و ده میلیون هکتار دیگر را دچار تخریب جدی می سازند. گرچه این کشاورزان به خوبی آگاهند که فعالیتهای ایشان هم از جهت کلی و هم به لحاظ چشمداشتهای دراز مدت آنها زیانبخش اند. آنها نه جایی دیگر دارند که بروند و نه می توانند به کار دیگری بپردازند.

به خاطر سرعت این تغییرات ، پیوند دادن بهره برداری مثمرتر و قابل تحمل از جنگل با رشد مردمی که در جنگل یا نزدیک آن زندگی می کنند و از آن بهره مند هستند ، اهمیت دارد. امّا فقدان اطلاعات دربارۀ چگونگی تاثیر متقابل مردم بخشهای گوناگون نواحی گرمسیری با جنگل و نحوۀ پاسخ آنها به فرصتهای متغیر اقتصادی ، مانع کوششهایی است که در راه دستیابی به این اهداف انجام می شود.

                                                                              

                                                                               نوشتۀ مالکوم هادلی


اعلام خطر

زمانی که یک خانم خبرنگار روس از خوانندگان خود برای تحقیق دربارۀ محیط زیست دعوت کرد، بسیاری از آنان داستانهای هولناکی از فاجعه و حوادث محیط زیست نقل کردند.

 

سال گذشته از خوانندگان ازنانیه- سیلا، نشریه علمی مشهوری که من در ستون محیط زیست آن مطلب می نویسم، خواستم تا به بررسیهایی که دربارۀ محیط زیست صورت می گیرد ، پاسخ بدهند. در مدت بیست سالی که من در مجله کار می کنم هرگز این همه نامه دریافت نکرده بودم. نامه ها از سراسر روسیه و دیگر جمهوریها و یا کشورهای فعلی ، سرازیر می شد. این نامه ها از سوی مردان و زنان در سنین مختلف و موقعیتهای شغلی گوناگون نوشته شده بودند، اما زنان جزئیات بیشتری داده بودند و نوشته هایشان با احساسات زمانی که هفته نامه ها را گرد آوردم و به بررسی گفته های این میزگرد بزرگ پرداختم ، از کثرت اطلاعات وحشت انگیزی که به وسیلۀ نامه دریافت کرده بودم، متعجب شدم.

برای مثال به مورد زویا اسلامووا می پردازم که از شهر کاسلی- 5، در منطقۀ چلیابینسک ، در جنوب اورال رسیده بود. زویا قربانی فاجعه هسته ای است که مدتها قبل از چرنوبیل روی داده بود، انفجاری که در 29 سپتامبر 1957 در انبار ضایعات هسته ای مجتمع شیمیایی مایاک رخ داد و منجر به رها شدن حدود 20 میلیون کوری اشعۀ رادیو اکتیو شد. زویا می نویسد : ((هیچ کس به ما نگفت که چه چیزی منفجر شده است و ما اجازه نداشتیم دربارۀ آن صحبت کنیم . روستاهای اطراف تخلیه شدند. مردمی که نمی خواستند منطقه را ترک کنند، به زور رانده شدند و خانه هایشان سوزانده شد، گرچه آتش زدن خانه ها آخرین اقدامی بود که به آن متوسل شدند. تازه در سال 1989 هنگامی که روزنامه ها و تلویزیون شروع به صحبت دربارۀ آن کردند متوجه شدیم که چه اتفاقی افتاده است. شایع شده بود که آنها قصد تخلیه شهرها را دارند. اما این کار برای دولت کلی خرج برمی داشت، بنابراین ترجیح دادند ما را مانند موشهای آزمایشگاهی به حال خود رها کنند....

(( مکانهایی که هنوز در آنها رادیو اکتیو یافت می شد، به مناطق ممنوعه تبدیل شد، اما مردم عادی که چیزی از ماجرا نمی دانستند مرتب برای چیدن تمشک و جمع آوری قارچ به آنجا می رفتند. تابلوهایی در همه جا نصب بود که نشان می داد منطقه ممنوعه است اما از رادیو اکتیو ذکری نشده بود.))

زویا زمان کوتاهی بعد از حادثه بیمار شد و شوهرش نیز که مواد رادیو اکتیو رویش اثر گذاشته یک آدم علیل و ناتوان است. او ادامه می دهد:(بیماران زیادی در شهر ما هستند.تنگی نفس ! برونشیت، حساسیتها، بیماریهای پوستی، عوارض مربوط به مفاصل و دستگاه گوارش. مقدار رادیواکتیو ما را هرگز اندازه نگرفتند و پزشکان نمی  خواستند آن را به انفجار 1957 مربوط بدانند. اما ما همگی ، همۀ این ناراحتی ها را ناشی از آن می دانیم. دیگر به کسی اعتماد نداریم، زندگی وحشتناکی است.....))

ناحیۀ جنوب اورال تنها نقطه ای از جهان است که سه فاجعه هسته ای به خود دیده است.حتی قبل از انفجار 1957 ضایعات رادواکتیو مستقیماً به رود تچا سرازیر می شد. تخلیه جزئی موقعی صورت گرفت که مردم کم کم بیمار شدند. اما هنوز عده ای در کرانۀ رودخانه زندگی می کنند . در بهار 1967 فاجعه دیگری رخ داد. بادی شدید ذرات رادیو اکتیو را از سواحل خشک دریاچۀ قِره جای که از آن به عنوان انبار باز بقایای هسته ای استفاده میشد، پراکند. تقریباً یک میلیون نفر دچار رادیو اکتیو شدند.

منطقۀ اورال جنوبی ، یک زباله دان بزرگ رادیواکتیو است. علاوه بر حدود یک میلیارد واحد رادواکتیو که در آنجا، به ویژه در انبارهای روباز انباشته شده اند، مقداری از مواد بسیار پرتوزا در محفظه هایی نگهداری می شوند که به سرعت رو به خرابی گذاشته اند. از آنجا که این محفظه ها دارای پلوتونیوم هستند هیچ کس در مقابل فاجعه دیگر مصون نخواهد بود.

با چنین چشم انداز وحشتناکی ، طبیعی است که مردم بیکار ننشسته اند. ناتالیا -میرونووا نمایندۀ شورای منطقۀ چلیابینسک یکی از فعالترین افراد است که نهضت ترویج امنیت هسته ای را اداره می کند. او معتقد است که باید دنیا را از حقایق انفجار ما یاک ، فاجعه ای که به رغم مخفی نگه داشتن ، از نظر اهمیت با چرنوبیل قابل مقایسه است، آگاه کرد.

 

می خواهم فریاد بزنم!

نامه ای از سِمی پالاتینسک ، شهری که اینک در بخش قزاقزستان قرار گرفته است، نشان می دهد که اورال تنها منطقه ای نیست که با چرنوبیل قابل مقایسه است . س. مایدانف متخصص برق می نویسد : (من صرفاً نمی خواهم آن را بازگو کنم، می خواهم آن را با فریاد بگویم . امروزه بحث دربارۀ چرنوبیل بسیار است. فاجعه وحشتناکی بود . اما ما از سال 1949 به این طرف چنین وضعی را داشته ایم . تا زمان امضای منع آزمایشهای هسته ای، در اینجا آزمایش در زمین و هوا صورت می گرفت. فقط وزارت دفاع است که می داند در منطقل ما چند تا هیروشیما بوده است. در اینجا بمب هیدروژنی آزمایش شده است و همه این آزمایشها طی 40 سال در 100 کیلومتری شهر صورت گرفته است. در این سالها چقدر انسانها جان خود را از دست داده اند و چه امیدهایی که بر باد نرفت؟

«من تعداد کودکان تلف شده منطقه را نمی دانم، کافی است سری به گورستان بزنید تا متوجه شوید و نیازی به مقایسه آماری بیماریهای کودکان نیست، فقط به بخش جراحی کودکان مراجعه کنید و با مادران بسیاری که از گریه سوی چشمانشان را از دست داده اند ، صحبتی داشته باشید. من بارها شنیده ام که پزشکان می گویند کودکان از بیماری خونی رنج می برند. بسیاری از آنان با معلولیت جسمی و روانی متولد شده اند. روی نقشۀ مربوط به محیط زیست منطقۀ ما را باید با سیاه رنگ کنند.»

متاسفانه تعداد این نقاط سیاه روی نقشه خیلی زیاد است و همواره در حال افزایش. من در تحقیق خود از خوانندگان خواستم که موقعیت زیستی محل سکونت خود را ارزیابی کنند. از صد نامه ای که به طور تصادفی انتخاب شدند، نوزده نامه موقعیت را فاجعه آمیز برآورد کردند . چهل و سه تا وضعیت را بحرانی توصیف کردند، بیست و پنج نفر ناراضی بودند، دوازده نفر رضایت داشتندو یک نفر آن را خوب توصیف کرده بود. بنابراین دوسوم خوانندگانی که مکاتبه داشتند، در شرایطی زندگی می کنند که خیلی دست بالا را بگیریم ، باید بگوییم شرایط سختی است. اکثر آنان در مناطق مراکز صنعتی بزرگ ، اوکراین ، روسیه مرکزی، اورال یا سیبری، سکونت دارند و همۀ آنها بدون استثنا فکر می کنند که اوضاع روز به روز بدتر می شود. حتی آنهایی که وضعیت را هم اکنون فاجعه آمیز می دانند!

همینطور از خوانندگان خواستم بنویسند که آنها بیشتر نگران چه هستند.

 و . سِرگیف دانش آموزی از شهر نژنکامسک پاسخ داده است :«جنگلها! مزارع! رودخانه ها! آسمان آبی! زندگی!» سلامتی به ویژه، سلامتی کودکان، بزرگترین مشکل بیشتر زنانی بود که به من نامه نوشتند. با وجود اینکه مسئولان پزشکی حاضر به قبول ارتباط بین شرایط محیط زیست و سلامتی نیستند، اما مردم را نمی توان فریب داد.

شخص ناشناسی از شهر دزرژینسک ، مرکز صنایع شیمیایی سنگین در نزدیکی ولگا می نویسد:« وضعیت محیط نگران کننده است، شهر پر است از بیماران تنگی نفس و عفونتهای ریوی . پسر من دچار برونشیت و تنگی نفس است. آب قابل استفاده نیست و روی دندانها و کلیه ها، تاثیر سوء می گذارد. دختر من از همان اوان کودکی بیمار بود. دندانهای او به کلی فاسد شده اند. از هر دو نفر یک نفر دچار بیماریهای حساسیت است». او به نامۀ خود چنین پایان می دهد:«نمی دانم کار ما به کجا خواهد انجامید. احساس می کنم زنانی که فرزند ندارند کمتر از من قابل سرزنش باشند، برای اینکه فکر می کنم دو انسان بی دفاع را محکوم به زندگی در مرداب کثیف کرده ام. بچه ها مریض هستند، موهایشان می ریزد و میمیرند. مادرانی که در کارخانه شیمیایی کار می کنند ، بچه هایشان حتی در شکم مادر مسموم می شوند. مردم امید خود را از دست داده اند. آنها همگی فکر می کنند کاری از دستشان بر نمی آید.....»

نامه های زیادی از ولگا رسیده است: رودخانه ای که روزگاری بزرگترین رودخانۀ روسیه بود و اینک بوسیلۀ سدهای عظیم تغییر شکل داده وبه  فاضلاب ضایعات نظامی و صنعتی بدل گشته است . ف. با بی چوا، که در نزدیک ولگاگراد زندگی می کند ، نوشته است:« ما دیگر در ولگا آب تنی نمی کنیم . ما دیگر ماهی صید شده از آن نمی خوریم . هنگام شب هوای اطراف ولگا قابل استنشاق نیست. به ویژه در تعتیلات که کسی در آنجا نیست و کارخانه ها مواد زاید آلوده کننده خود را در آن می ریزند ، به مراتب بدتر است . در تابستان ، زمانی که باران می آید برگ درختان سیاه می شوند. برگ تاکها می ریزد ، خیار و گوجه فرنگی چروکیده می شود. از آسمان به جای آب اسید می بارد.»

 از خود ولگا گراد، ای.

سوخینا که یک جغرافی دان است اضافه می کند :«ما هر روز شاهد افزایش بیماریها هستیم و علت آن به طور حتم ، کیفیت آب ، جو و مواد غذایی و تغییرات ژنتیکی است.»

 

«هر سال 500 مورد سرطان»

 

نامه های زیادی هم از سیبری رسیده است . و. کلینینا، معلم موسسه پلی تکنیک تومسکی ، نوشته است :«این وضعیت فاجعه آمیز ، نتیجه صنعتی کردن طی سالهای جنگ ، تصمیمات نابجای مسئولان ، بی ظرفیتی و بی مسئولیتی حاکمان ماست. شهر در سال 1904 در کرانه های توم، رودخانه ای که به پرآبی و زیبایی با امکان صید انواع ماهیها شهرت داشت، بنا شده است و اکنون دقیقاً می توان گفت که آکنده از اسیدکربنیک است. سرطان، نارساییهای گوارشی و بیماریهای کلیوی به شدت افزایش یافته اند.»

در ولادیوستک نیز به گفتۀ پزشکی که گزارش کرد «در هر سال 5000 مورد جدید سرطانی مشاهده می شود» به همین منوال است. در هر نامه به همین مشکلات محیط زیست بر می خوریم . همگی همان داستان غم انگیز فلاکت و ناامیدی را بیان می کنند. فقط نام شهر یا روستاست که تغییر می کند. با این حال، ذکر گفته های یک شاهد دیگر لازم است.«من هفده ساله هستم .......مجبورم در اینجا زندگی کنم و فرزندانم را بزرگ کنم . من نگران نسل بعدی هستم : برای آنها چه چیزی باقی مانده است ؟» اینها گفته های ناتاشا چرنیکوواست که در شهر کوچکی در اوکراین زندگی می کند و تصمیم دارد در آینده پزشک بشود.

در پنجمین سالگرد فاجعۀ چرنوبیل در آوریل 1991 من در اوکراین بودم و از زینومیر یکی از مناطقی که بیشتر از جاهای دیگر از تشعشات آسیب دیده بود  ، باز دید کردم. راهنمای ما اینا اسمیر نووا بود که با سازمان کمک رسانی که ، گروههایی از مجامع محلی مختلف برای حمایت از حقوق ساکنان مناطق آسیب دیده تشکیل داده بود، همکاری می کرد و او کسی است که وقت خود را وقف آوردن مدعوین از سراسر جهان به منطقه کرده است تا آنها نتایج فاجعه را با چشمان خود ببینند و بدانند که چه رخ داده است.

او ما را به نارودیچی برد، دهکده بزرگی مملو از باغستانها ، اما از این محل هیچ کس زنده نمانده بود. در مرکز دهکده که اینک تقریباً متروک است ، یادبود جدیدی بنا شده: تنۀ سوختۀ درخت صنوبر بزرگ که با یک صلیب سیاه تزیین شده است. ناقوسهایی در قابی چوبی، سنگ قبرهای سیاه. این سنگها به غیر از نام اشخاص ، نام شهرها و روستاهایی را نیز برخوردارند که به علت تشعشعات برای همیشه از صفحۀ گیتی محو شده اند.

تنها در ناحیه نارودیچی 13000 نفر- حدود نیمی از جمعیت – تخلیه شده اند.

اخیراً مقاله ای از یک پزشک منطقه دریافت کرده ام . در سال 1990 میزان مرگ و میر دوبرابر میزان موالید بود. در بیست و دو بخش تحت سرپرستی منطقۀ زیتومیر ، فقط چهار بخش آن هم به میزان کم، رشد جمعیت داشته اند. در بقیه نواحی، شمار مردگان بیش از میزان نوزادان بود.زیتومیر، مرگ سختی را تجربه کرده است. و وضع دیگر مناطق هم ، که الزاماً همۀ آنها دچار تشعشع شده بودند، به همین منوال بود.

 

 

بیدار کردن غریزۀ بقا

در مقابل چنین تهدیدی از دست ما زنان چه کاری ساخته است؟ قبل از هر چیز ، ما باید با تمام قدرت زنگ خطر را به صدا در آوریم و غریزۀ بقا را که در نوع بشر به خواب رفته ، بیدار کنیم، مخصوصاً بین نمایندگان جنس قوی که قدرت را در دست دارند و با این وجود به نظر می رسد اینک به تنهایی قدرتی ندارند. متاسفانه دلیل متقاعد کنندۀ این حقیقت را در 14 مارس 1990 ، طی اجلاس جنجالی سومین کنگرۀ فوق العاده نمایندگان شوروی مشاهده کردیم. موضوع صورت جلسه بحث دربارۀ قانون پارلمانی برای تعیین نقش رئیس جمهور شوروی بود. ا.ا.زاخور نسکی مدیر مدرسه ای در اوکراین ، سخنرانی پراحساسی را خطاب به جمع ایراد کرد.

او گفت:«من از ریاست جمهوری و کنگره تقاضا دارم که به پیشنهاد اینجانب توجه کامل کنند.» وی بدین ترتیب به پیشنهاد خود اشاره کرد که بر اساس آن عملکرد ریاست جمهوری شوروی، باید هر سال بر اساس معیارهایی نظیر بهداشت و طول عمر سنجیده شود و این متغیرهای کمی و کیفی است که مشروعیت جامعه را تحقق می بخشد.دو سوم نمایندگان علیه اصلاحیه رأی دادند به طوری که رشدشد.

به اعتقاد من مسئلۀ محیط زیست در آینده تغییرات دموکراتیک کشورمان را رقم خواهد زد. و همه چیز در نهایت به اینجا خواهد رسید که آیا می توانیم از نظر جسمانی زنده بمانیم و از سلامتی فرزندانمان پاسداری کنیم. ما نمی توانیم چنانکه اغلب توصیه می شود به حل مشکلات اقتصادی، قبل از انکه حتی درباره محیط زیست بیندیشیم اکتفا کنیم.

این دو مسئله جدایی ناپذیرند و وضعیت چنان بحرانی است که ممکن است کار از کار بگذرد.

این چیزی است که ما زنان باید بفهمیم. اگر واقعاً خواهان اقدام موثر و سریع از نهادهای جدید حکومتی هستیم.ما باید بخواهیم که کشورمان فوراً در جهت گسترش صلح گام برداردو هزینه های عظیم نظامی ، بمبهای اتمی و غیره حتی سلاحهای پیشرفته تر ، تجارت اسلحه ، اولویت دادن به صنعت سنگینی را که از زمان رژیم بلشویکی باقی بود و همچنین برنامه های عظیم و نابود کننده را محکوم کنیم.

به جای آن سعی کنیم استراتژی بقا را که سلامتی جسم و روان را در اولویت قرار می دهد بقبولانیم و از زندگی مبتنی بر اصول طبیعی وفرهنگی حمایت کنیم. من به نوبۀ خود ، بهعنوان نخستین بخش این استراتژی کنار گذاشتن انرژی هسته ای را که اشتباهی مصیبت بار از جانب بشریت بود، پیشنهاد می کنم. همینطور باید مطمئن شویم که معیارهای خردمندانه نمایندۀ اوکراین به عنوان پیش شرط انتخاب ریاست جمهوریها عملی گردد و بدون شک ، عاقلانه است که ساختارهای قدرت خاصی ایجاد شود – و این چرا مجلس زنان نباشد- تا از حقوق و کودکان دفاع کرده و در مورد حیاتی برای آینده بشریت روشهای متفاوتی را در مقابل نظام مردانه و الگوی تکنوکراتیکی که جهان را به لبۀ پرتگاه کشانده است، پیشنهاد کند.

نگون بختی کشور ما متعلق به کل بشریت است که دچار همان عارضه و همان فجایع محیط زیستی است. فقط در کشور ما بود که شرایط تاریخی به جریان روندها سرعت بخشد و زودتر از جاههای دیگر به نتیجه منطقی اش رسید اما بعضی افراد هنوز پیام را نگرفته اند . شاید برای شنوا کردن گوشهای ما بود که زنگهای چرنوبیل به صدا در آمد.


(3) بحران  چوب سوختی

طراحان انرژی در کشورهای رو به توسعه  نسبت به همتایان خود  در کشور های صنعتی  طی چند دهه آینده  با مجموعه چالش های بسیار متفاوتی  روبرو هستند. بسیاری از کشور های رو به توسعه به عنوان منبع اصلی انرژی قویا" به چوب (خواه به شکل خام خواه تبدیل ان به شکل زغال )وابسته باقی مانده اند .به موازات کاهش تدریجی ذخایر چوب در حاشیه کشور ها و پیرامون شهر ها  شمار بیشتری از مردم با بحران عمیق شونده انرژی روبرو می شوند. حتی پس از سپری شدن بیشتر از یک دهه از شناخت مسئله برای تامین نیاز های آینده به چوب سوختی تنها پیشرفت گسیخته ای داشته ایم.

بیش از دو- سوم تمام مردم کشور های رو به توسعه برای پخت و پز و گرمایش به چوب اتکا دارند. حتی در کشور سر شار از نفت نیجریه  ساکنین روستایی تقریبا به طور انحصاری به چوب وابسته اند.در بسیاری از کشور – از جمله بیشتر کشور های افریقایی- چوب نه تنها بر استفاده انرژی خانگی تسلط دارد بلکه بیش از 70درصد انرژی لازم برای تمام مقاصد را تامین می کند .

طبق براورد سازمان خوار و بار و کشاورزی سازمان ملل(فائو)در سال 1980 تقریبا1200 میلیون نفر مردم کشور های رو به توسعه برای دستیابی به به چوب سوختی مورد نیز شان با سرعت بیش از جایگزینی درختان تنها با قطع بیش از اندازه درختان به رفع این نیاز پرداخته اند . تقریبا 100میلیون نفر – نیمی از انها از نواحی گرمسیری آفریقا – حتی با قطع کردن بیش از اندازه ی درختان نتوانسته اند نیاز های  خویش را براورده سازند. طبق پیشبینی fao شمار مردمی که به چوب یا قطع بیش از اندازه آن دسترسی  نخواهند داشت تا سال 2000 به 2400میلیون تن,    بیش از نیمی از جمعیت جهان رو به توسعه ,میرسد.

ارزش های بوم شناختی و انسانی  کمیابی چوب اینک بالاست . در بخش های روستایی هیمالیا وساحل  افریقا زنان و بچه ها سالانه 10تا300 دوز صرف گرد آوری چوب می کنند.آب جوش نعمتی دست نیافتنی شده و غلات زود پز جایگزین مواد مغذی تر اما دی پز مانند لوبیا شده است . هر کجا که چوب سوختی بسیار کمیاب است مردم جز سوزاندن کود حیوانی و بازمانده فراورده های کشاورزی مزارع چاره دیگری ندارند. کاری که بار وری خاک را کاهش می دهد از  ارزش فراورده های کشاوزی  می کاهد.برای مثال در نپال این رویکرد به سوی سوزاندن  کود جانوی و بازمانده فراورده های کشاورزی ,به طور تخمینی بازده دانه حبوبات را 15درصد کاهش داده است.

توسعه سریع شهر سازی صرفا پیامد های بوم شناختی کمیابی چوب سوختی را چنند برابر خواهد کرد. شهریان مصرف زغال را بر چوب ترجیح می دهند . زیرا روشنایی ان به ازای واحد وزن در مقایسه با انتقال آن از حاشیه شهر اقتصادی تر است. با تبدیل چوب به زغال در چاله ها  زمینی بیش از نیمی از انرژی چوب از بین میرود.این بدان معنی است که هر روستایی که به شهر مهاجرت می کند به زبان انرژی با رویکرد به مصرف زغال بجای چوب به اندازه دو نفر روستایی انرژی استفاده می کند . اگر چه نواحی شهری به طور سنتی کمتر به چوب سوختی وابسته اند,شهر سازی بزودی میتوانند شهر ها را محو استراژیهای ملی تامین چوب سوختی سازند.در واقع بانک جهانی چنین برآورد می کند کهتا سال 2000 نواحی بین 50تا 70درصد کل مصرف  محلی چوب سوختی را به خود اختصاص خواهد داد.

متخصصین عموما اتفاق نظر دارند که یک اترارزی موفق برای دستیابی به نیاز های  چوب سوختی در کشور های رو به توسعه باید شامل افزایش بارآوری جنگل های طبیعی از راه استفاده بهتر از چوبهایی که اینک به هدر میرود  شامل کندن و جمع آوری بازمانده و گنده درختان جنگلی باشد که برای زراعت از بین برده میشوند. همچنین باید بر کارایی چوبهایی که سوزانیده میشوند افزود و درختان بیشتری کاشت. بانک جهانی براورد کرده که جایگزینی سایر منابع سوختی  و به کار گیری  کوره ها و اجاق های کاراتر در سال 2000 نیاز به چوب سوختی را میتواند تا یک-چهارم کاهش دهد. حذف شکاف باقیمانده بین موجودی پیشبینی شده و حجم تقاضا مستلزم کاشت معادل 55میلیون هکتار  درختان  پر بازده از نظر چوب سوختی ,یا سالانه 7/2 میلیون هکتار (سال پایه 1980)است . اگر کاشت درختان مورد نیاز در مزارع و اطراف خانه ها و بیشه زار های خصوصی با روشهای کم بازده دنبال  شود برای این کوشش های درختکاری ناحیه ای حد اقل 4 برابر این وسعت لازم  خواهد بود. درختکاری واقعی  به طور متوسط سالانه 550 هکتار است که یک – پنجم میزان مورد نیاز است.

بیش از یک دهه  تجربه در پروژه به اصطلاح درختکاری اشتراکی به وضوح اشکار شده که درختکاری در مقیاس وسیع کار ساده ای نیست.جامعه کمک کننده بین المللی در دهه 1970بحق تشخیص داد که تنها روستائیان  کشور های رو به رشد تنها نیروی کار بقدر کافی بزرگ  برای کاشت درختان مورد نیاز در این وسعت پهناور هستند. اما بسیاری از مردم روستاهااز شرکت در درختکاری اشتراکی اکراه داشتند زیرا انها از چگونگی تقصیم منابع حاصل از این کار هیچ ایده ای نداشتند . شاید نخستین درس طرحهای  تولید چوب سوختی درک این نکته بود که روستائیان بندرت مایل به  درختکاری را منحصرا برای تامین چوب سوختی انجام دهند.

برای انهایی که از بیرون به مسئله می نگرند اکراه مردمی که با بحران انرژی مواجه اند از درختکاری به عنوان منبع سوختی نا معقول می نماید. اما برای اغلب ساکنین روستاهای کشور هتی در حال توسعه میوه ها ,دیرک چوب,علوفه و سایه درختان تقدم بیشتری دارند.  انها میدانند که چوب در شکل شاخه های مرده و اضافی بهره ثانوی کاشت درختان  جهت حصول به این مقاصد است بعلاوه مردم همیشه شکاف بین تقاضا و موجودی چوب سوختی را اینقدر برای طراحان انرژی نگران کننده است  تشخیص نمی دههند. انها چه بسا بیش از  حد لازم و به نحوی غیر قابل ترمیم به بریدن درختان بپردازند.اما خودشان هرگز با کمبود چوب مواجه نخواهند شد.در نواحی روستایی نیز چوب از لحاظ اقتصادی فاقد ارزش است و از انجا که فقط وقت زنان برای تامین ان صرف می شود با معیار های مرد سالارانه اهمیت چندانی ندارد.

کلید بسیج روستائیان تشویق انها به  کاشت درختان چند مقصوده است که علاوه بر رساندن انها به نیاز های بلاواسطه خویش  میزان زیست توده چوبی برای سوخت را نیز افزایش می دهد. چیزی که به ویژه نوید بخش است پتانسیل کشاورزی –جنگل داری (تولید ترکیبی فراورده های کشاورزی ودرختان)برای افزایش بازده فراورده ها در کنار چوب سوختی و سایر فراورده های مفید است.برای مثال کاشت درختان تثبیت کننده نیتروژن در در نواحی حفاظت شده یا انتشار انها در میان فراورده های زراعی  می تواند باروری خاک را افزایش دهد و از فر سودگی  ان بکاهد.

انجام عملیات کشاورزی – جنگلداری در پاسخ به به بحران چوب های سوختی نسبت به روش های سنتی امتیازاتی دارد.این برنامه نوعا 10تا20 درصد از هزینه مقرری دولت برای کشت درختان برای تامین چوب سوختی هزینه بر میدارداگر چه ممکن است بازده درختکاری به ازای هر هکتار بیشتر باشد اما در برنامه های کشاورزی-جنگلکاری غالبا تولید چوب به ازای هردرختی که کاشته می شودبیشتر است.توسط روش های هرس ,مشهور به  کاپیس و پولارد بازدهی یک درخت تنها 5 تا 10 برابر حجم چوبی است که از قطع یک درخت کاشته شده فراهم می اید وبر عکس جنگلکاری اشتراکی ,کشاورزی –جنگلکای مسائلی چون بار مشترک ,تقسیم عایدی ,یا جانشین سازی سایر استفاده های سودمند از زمین مشترک ,مانند چرا را پدید نمی آورد.

البته کشاورزی –جنگلکاری نمیتواند نیاز میلیون ها نفر روستایی را که از خود زمینی ندارند ,برآورده سازد.بطور سنتی انها ناچارند چوب مورد نیازشان را از زمینهای  مشترک جمع آوری یا از ذخایر جنگل بدزدند. تهیه چوب برای مردم امروزه میتواند بزرگترین چالش رویارویی دولت های رو به توسعه در تامین انرژی باشد

در هند دولت بنگال غربی با اختصاص دادن بیش از 5000 هکتار از زمینهای جنگلی لخت به خانواده های بی زمین برای کشت درختان محصول دار به این مشگل پاسخ داده است اگر چه حق مالکیت این زمین ها به خانواده ها  واگذار شده نشده ,اما مالکیت انها نسبت به درختان تضمین شده است .

 

 

 

اثر گل خانه ای

دی اکسید موجود رد اتمسفر  تاثیر مهمی بر آب و هوای جهان دارد . این گاز بیشتر انرژی امواج کوتاه پرتوی خورشید را به طرف زمین هدایت میکند ,ولی از بازگسشت بخش بزرگی از انرژی امواج بلندی که از زمین به فضا باز می گردد جلوگیری می کند . در قیاس با گلخانه باغ که پنجره هایی شیشه ای ان پرتو خورشیدی را از خود عبور می دهد ,ولی از بازتابش  پرتو فرو سرخ به بیرون از گلخانه جلوگیری می کند ,این پدیده را اثر گلخانه ای می نامند . این امر موجب می شود تا دمای گلخانه نسبت به هوای ازاد بیرون بالاتر رود.

به خاطر افزایش غلظت دی اکسید کربن در آتمسفر (ار 256بخش در میلیون(  ppm ) در سال 1980 به 340ppm  در سال 1980) عمدتا به جهت احتراق سوختهای فسیلی (مانند زغال سنگ و نفت و گاز های طبیعی )دانشمندان پیش بینی می کنند که تا پایان صده حاضر تغییرات بسیاری در الگوهای آب و هوای پدیدخواهد آمد .انها پیش بینی می کنند که میانگین دمای کره زمین تا قبل از سال2010 بین 3تا5 درجه سانتیگاد افزایش خواهد داشت.

افزایش دما در نواحی قطبی می تواند موجب ذوب سریع کلاهک های یخی قطبی  شود . سطح دریا ها میتواند بین 5تا7 متر بالا  بیاید  و نواحی وسیعی از زمینهای پست را بپوشاند بطور طبیعی درختان با استنشاق  دی اکسید کربن خمانند چاهکها عمل کنند وبه عنوان ماده زائد اکسیژن را به آتمسفر باز گردانند.اما وقتی درختان قطع و سوزانده می  شود کربن محتوی انها و نیز بخشی از کربن موجود در  خاک زیر انها اکسیده می شود ,به آتمسفر رها میشود . در مقایسه با 150 تا 190 هزار میلیون تن کربن حاصل از سوزاندن زغال سنگ , نفت و گاز های طبیعی از سال 1860 در نتیجه از بین بردن جنگل ها تا کنون چیزی حدود 90تا 180 میلیون تن کربن به اتمسفر رها شده است.

بسیاری از دانشمندان گرم شدن زمین را یکی از جدیترین تهدید های رویاروی بشر میدانند. و از بین بردن جنگل ها  زیانی مضائف دارد زیرا نه تنها تاثیر درختان را به عنوان (چاهک)کربن از بین میرود بلکه کربن بیشتری نیز به محیط رها مشود.

 



بهره گیری

یا نابود سازی

برآوردهای جاری دلالت بر آن دارد که حدود نیمی از جنگلهای بارانی نواحی گرمسیری تاکنون نابود شده اند. باقیماندۀ آنها نیز به سرعت در حال تخریب است. سبب اصلی این نابودی بیشتر از تقاضای کشورهای صنعتی به چوب ناشی می شود. امّا به نظر می رسد که تنها حدود 15 درصد درختان قطع شده صادر می شوند. تقاضای جهانی به چوب در سالهای اخیر در واقع تا حدودی کاهش یافته است و بسیاری از کشورهای تولیدکنندۀ چوب دریافته اند که تنها مطلوب ترین چوبها، نظیر گونه های مورد استفاده برای روکشهای گرانبها، ارزش بریدن و خروج از جنگل را دارند. متاسفانه برای دستیابی به این درختان گرانبها صدها درخت کم ارزشتر تخریب می شوند و ساختن جاده، نواحی بارگیری و در نظر گرفتن مناطق بزرگی برای انبار کردن چوبها در جنگل خود سبب تخریب مناطق وسیعی از جنگل می شود.

علت عمدۀ دیگر انهدام جنگل، اجرای طرحهای کشاورزی گوناگون است. جنگلهای بارانی نواحی گرمسیری ، شیوه های کشاورزی نوبتی سنتی (مقالۀ صفحه 26 را بخوانید) را کاملاً تحمل می کنند و اگر بهره برداری از آنها شدید نباشد ظرفیت زیادی برای نو شدن دارند. امّا زمانی که جنگل برای کشت تک محصولی کاملاً از بین برده برده می شود، در بسیاری از نواحی خاک نسبتاً فقیر بیش از چند سال اجازۀ بهره برداری را نمی دهد. باران لایۀ نازک خاک سطحی می شوید و آفتاب شدید باقیماندۀ خاک را چنان خشک می سازد که خاک بسختی می تواند بارانهای سیل آسا ی موسوم بارندگی را جذب کند.

سپس به راه افتادن سیل طرح های آبیاری و ایجاد سدها برای تولید برق را دچار مشکل می سازد. وقوع تغییرات آب و هوایی موجب تفاوتهای فصلی با بارانهای بسیار زیاد و کم می شود.

تمام اینها دلایل بوم شناختی منطقه برای عمل حفظ بقایای جنگلهای بارانی نواحی گرمسیری هستند. امّا با رشد سریع گرسنگی جمعیت برای غذا و زمین، بازپرداخت بدهی خارجی فلج کننده ، به اضافه چرخش بازرگانی که به ضرر آنهاست کشورهای رو به توسعه ای که این جنگلها در قلمرو آنها جای دارد مشکلات اجتماعی و اقتصادی عاجلتری دارند که باید حل کنند. در چنین شرایطی آنها حق انتخاب اندکی دارند ، اما هنوز مبادرت به فروش چوب بیشتری می کنند و برای استفادۀ در کشاورزی جنگلهای بیشتری را پاک می سازند؛ گرچه می دانند که این امر بر خلاف مصالح بلندمدت آنان است.

چگونه می توان این دارایی دراز مدت را نجات داد؟ این موضوع باید تشریح شود که استفادۀ قابل تحمل و مداوم از جنگلهای گرمسیری نسبت به از بین بردن جنگلها و ثمرۀ پایین طرحهای کشاورزی، درآمد ملی و محلی بیشتری فراهم می سازد و اینکه حفظ جنگلها باید با رشد اقتصادی همراه شود.

 

                                                                     نوشتۀ ایلارمول

 

زمان اقدام فرا رسیده است

مسایل زیست محیطی از زمان تشکیل کنفرانس بین المللی محیط زیست در ژوئن 1972 در استکهلم افکار بین المللی را به خود مشغول کرده است. آن کنفرانس در جوی آکنده از امیدواری و تصمیم به اقدام برگزار شد.

البته اقداماتی هم به عمل آمد: تشکیلاتی بین المللی نظیر یونپ (برنامه زیست محیطی سازمان ملل) به وجود آمد، وزارتخانه های محیط زیست تاسیس شدند و حرکتهای سیاسی اکولوژیکی آغاز گردید. اهمیت این اقدامات را با در نظر گرفتن تعداد انتشارات، آگاهیهای بدست آمده ، طرحهای بازسازی جنگل ها و زه کشی زمین در مناطق تازه حفاظت شده ، می توان دریافت ولی علی رقم همۀ اینها تخریب محیط زیست ادامه یافته است. گرچه موفقیت های محلی در بعضی نقاط حاصل شده ولی وضع محیط زیست در حال حاضر بسیار بدتر از 20 سال پیش است.

در کشورهای صنعتی آب به مواد شیمیایی آلوده شده است. کیفیت خاک در اثر مصرف بیش از حد آفت کشها و کودهای شیمیایی تنزل یافته ، سواحل دریاها در اثر گسترش بی رویه شهرها شکل خود را از دست داده ، جنگلها تخریب شده و دریاچه ها در اثر بارش بارانهای اسیدی عقیم شده است . با تجمع و انتقال زباله های مسموم سلامتی تهدید می شود؛ شهرها از ترافیک لبریز شده . آلودگی هوا خفه کننده می شود. کشورهای در حال توسعه نیز با مسایلی چون کویری شدن، فرسایش و شور شدن خاک . جاری شدن سیل و نابودی گونه های گیاهان و حیوانات ، به ویژه در مناطق گرمسیری رو به رو شده اند. حلبی آبادها با ویژگی متداول خود یعنی  فقر، بیماری و بزهکاری در همه جا توسعه یافته اند. همۀ این مسائل ، در شمال یا جنوب با عاملی مشترک به همدیگر مربوط می شوند. گزینش روشهای نامناسب توسعه باعث ایجاد آنها شده است. البته مسایل ، در جنوب، به سبب فشار زیادتر اجتماعات انسانی ، نسبت به شمال ، آشکارتر است، ولی این مسایل در اصل منشاء جهانی دارندو وابستگی اقتصادی ، واکنشهای رقابتی بازارهای بین المللی ، اختلال نظام پولی و بدتر از همه دیون خارجی آنها را به هم مربوط ساخته است.

حدود 30 سال دیگر 10 تا 12 بیلیون ابناء بشر با مسایل زیست محیطی جدیدی در سطح جهانی رو به رو خواهد بود:

دگرگونی احتمالی آب و هوا در نتیجۀ اثر گلخانه ای (که در اثر ازدیاد گازهای کمیاب به ویژه بی اکسید کربن و متان در جو ایجاد می شود)، تخلیه لایۀ اوزون جو فوقانی و فقر غیر قابل تجدید تنوع بیولوژیکی.

بدین طریق با موضوعاتی فوق العاده پیچیده که در بعضی موارد نامطمئن و غیر قابل پیش بینی هستند ولی همگی شدیداً به یکدیگر وابسته اند و در مقیاسی جهانی به سرعت تغییر می کنند روبه رو هستیم . با وجود این موسسات آموزشی ، پژوهشی و مدیریت و اداری ما برای مقابله با چنین مسایلی طراحی نشده اند.حتی اگر بودجه به اندازه قابل توجهی هم افزایش یابد، باز هم احتمال نمی رود بتوانیم آنها را به سرعت حل کنیم. کلید حل این مشکلات نظری نیست بلکه ساختاری است.

حل و فصل موثر مسائل حیاتی زیست محیطی نیاز به روشی بین رشته ای دارد.

 


 

 

 

 

 

 

دیدگاه ویژه

 

1/1/1385

 

شرکت علمی پژوهشی صنعتی دانشکاوان

 

-        برقراری یک نظام جدید طبقات اجتماعی در برخورداری از امکانات رفاهی و سوبسیدها ضروری است.

این نظام طبقه بندی مردم بر اساس نقش و خدماتی است که آنان به حفظ محیط زیست می کنند و بر مبنای تاثیری است که آنها در رفع بحرانهای موجود در جهان کنونی دارند.

بهترین ملاک و مبنا برای طبقه بندی  و گروه بندی و تشخیص بهترین کارآیی در حفظ محیط زیست و کاهش بحران توجه به مسألۀ زاد و ولد است.

یعنی انسان با توجه به نحوۀ تولید مثلی که می کنند قابل تقسیم به گروههایی هستند:

1.گروه تولید مثل چند فرزندی

2.گروه تولیدمثل دو فرزندی

3.گروه تولید مثل تک فرزندی

4.گروه تولید مثل صفر-یعنی عدم تولید مثل

این چهار گروه هرکدام تاثیر مستقیمی به وضعیت جمعیت می گذارند.

1-گروه تولید مثل چند فرزندی شامل خانواده هایی است که بیش از 2 فرزند دارند یعنی شامل 3یا 4یا 5 یا بیشتر هستند. این خانواده ها مهمترین عامل انفجار جمعیت هستند و مسئول همه بحرانهای بوجود آمده در کره زمین می باشند بحرانهایی از قبیل جنگ , بیکاری، اعتیاد ، گرم شدن زمین ، آلودگی محیط زیست بحران انرژی و....

2- گروه تولید مثل دوفرزندی : این خانواده ها سطح جمعیت را تقریباً متعادل نگه می دارند البته در صورتی که همه مردم جهان این تناسب را رعایت می کردند آنگاه تولید مثل دوفرزندی جمعیت جهان را ثابت نگه می داشت. ولی ما شاهد هستیم که فقط گروه اندکی به  دو فرزند بسنده می کنند و در نتیجه جمعیت جهان هر روز بطور بی رویه افزایش می یابد پس این گروه دوفرزندی نیز با توجه به عدم هماهنگی و نظارت در کنترل جمعیت عملاً باعث افزایش جمعیت می شوند چون تاثیر در کاهش جمعیت نمی گذارند.

3.گروه تولید مثل تک فرزندی: این گروه شامل خانواده هایی است که فقط یک فرزند دارند و به وجود همین فرزند بسنده کرده اند. این گروه تولید مثلی در کاهش جمعیت موثر هستند. ولی همانند گروه گروه قبل تاثیر این گروه نیز در صورتی است که اکثر خانواده ها در سراسر جهان و در همۀ کشورها به این روش تن بدهند و همۀ دولتها سیاست تک فرزندی را با جدیت به اجرا بگذارند . ولی این روش نیز موفقیتی در بر نداشته است.برای نمونه کشور چین را که مدعی اجرای روش تک فرزندی است می توان مثال زد با وجود چندین سال که این طرح در چین اجرا می شود عملاً جمعیت چین نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است. و این موضوع آشکار می سازد که دولت چین از این موضوع استفاده تبلیغاتی می کند و در عمل این طرح اجرا نمی شود. و ظاهراً تاثیر اجرایی سست و ناقص این طرح در چین فقط باعث کند کردن روند جمعیت شده است. یعنی آنچه در حقیقت اتفاق می افتد افزایش جمعیت در جچین است و

 

 

 

 

 

نه تنها هیچ کاهشی در جمعیت بوقوع نپیوسته است بلکه حتی جمعیت چین در یک حد معین ثابت نمانده است و کماکان روند افزایش جمعیت در این کشور ادامه دارد.

پس آشکار است که این روش تک فرزندی در صورتی موثر خواهد بود که در کل جهان اجرا شود و یک سیستم نظارتی و هماهنگ کننده بین المللی آن را هدایت کند. برای انجام این

 

 

 

نظارت شرکت دانشکاوان پیشنهاد می کند که یک سازمان یا کلوب بنام کلوب تک فرزندان تاسیس و خانواده ها را تشویق به پیوستن به این سازمان یا کلوب یا حزب نماید. و برای ایجاد انگیزه در مردم به عضویت در این سازمان آموزشی و اعطای تسهیلات و کمکهای مالی و حمایتی را به این خانواده ها و تک فرزند آنها اعمال کند. و این کلوب می تواند با نام

 One child club باشد.

4. گروه عدم تولید مثل یا خانواده های صفر فرزند که تحت عنوان Non child club  قبلاً معرفی شده اند و تنها گروه موثر در کاهش جمعیت و حل بحرانهای جهانی و منطقه ای هستند.

پس با این تقسیم بندی گروههای تولید مثلی باید سیاستهای حمایتی و سوبسیدها و اعطای کمکهای مالی و خدمات عمومی نیز بر همین اساس تنظیم شود یعنی :

1.صد در صد یارانه ها و کمک های مالی و حمایتی به گروه صفر فرزندها اعطا شود.و دولتها نقش فرزند را برای این افراد که داوطلبانه از تولیدمثل خودداری می کنند بعهده بگیرند.

2.گروه تک فرزندها یا one child نیز چون عملاً باعث کاهش جمعیت می شوند البته با روند کندتر و طولانی مدت اثر کاهنده بر جمعیت دارند را می توان 50% یارانه ها و حمایتهای مختلف برخوردار کرد.و مهمترین تشویق می تواند این باشد که این خانواده ها را از پرداخت مالیات در این باره متوقف کرد.

3. گروه دو فرزندی می تواند از مالیات جرائم مصاف باشند و نیز از هیچگونه یارانه و سوبسیدی نیز برخوردار شوند چون آنها در کاهش جمعیت نقش دارند.

4. گروه چند فرزندی ها را می توان به نسبت برایشان مالیاتها و جرائمی را وضع و از آنها وصول کرد.و از برخورداری آنها از یارانه ها و امکاناتی که گروه صفر فرزندها و گروه تک فرزندها برخوردار شده اند جلوگیری کرد تا این نوع خانواده ها مهار شوند.

با وضع و برقرارکردن این نظام جدید تقسیم امکانات و یارانه های اجتماعی است که انفجار جمعیت جهان روند معکوس بخود خواهد گرفت و تبدیل به کاهش جمعیت جهان خواهد شد.

پس شرکت علمی پژوهشی صنعتی دانشکاوان علاوه بر تاسیس non child club به تاسیس one child club می نماید یا افرادی که تمایل به فرزند دار شدن هستند با پیوستن به گروه تک فرزندها بتوانند در حفظ محیط زیست و کاهش بحران ها موثر باشند.

این گروه با آرم معرفی می شوند 1+1=1

 

(افزایش جمعیت تهران ؛ 500 هزار نفر)

 

خبر (منبع خبرگزاری فارس -1384 )

-        سالیانه حدود 500 هزار نفر به جمعیت استان تهران افزوده می شود زهرا نژاد بهرام ، مدیر کل امور اجتماعی استانداری تهران، نرخ رشد موالید استان تهران را به عنوان یکی از شاخص های افزایش جمعیت 3/1 درصد عنوان کرد.وی به رشد جمعیت تهران در هر سال و اسکان مهاجران در حاشیه های شهر تهران اشاره کرد.

 

 

 

 

        

 

                                   (دیدگاه)

کسانی که داوطلبانه به تابعیت نان چایلد non child  در می آیند، با عضویت در کلوب non child صاحب فرزندی بنام زمین می شوند. فرزندی که در اصل مادر همه جانداران است.اعضای باشگاه non child با هدف مقدس حفظ و نگهبانی از زمین و محیط زیست آن داوطلبانه از زادوولد خودداری می کنند پس شما هم به ما بپیوندید چون فردا دیر است.

 

                                               (جمعیت و سیگار)

مصرف سیگار در جهان

میلیاردها سیگار در روز در جهان مصرف می شود و آلودگی هوا در اثر کشیدن سیگار به اندازه فعالیت صدها آتشفشان در روز است. هر سیگار با یک چوب کبریت افروخته یا

 

 

 

 

یک فندک روشن می شود و همین چوب کبریتهای افروخته میلیاردها بار در روز تکرار می شود.و دود حاصل از این چوب کبریتهای گوگردی و فسفری خود منبع بزرگی است در آلودگی هوا. علاوه بر این میلیاردها سیگار در طول سوختن خود از منابع بزرگ آلوده کنندۀ هوا هستند.و به این آلودگی باید فیلترها و ته سیگارهای سمی را که در محیط انباشته می شود و مدتها در خاک بی مانند نیز افزود.

   

 

                                              (دیدگاه)

امتناع از بچه دار شدن بد نیست آنچه که بد است بلا و مصیبت هایی است که در جهان کنونی سر بچه های متولد شده می آید.

اعضای نان چایلد با امتناع داوطلبانه از بچه دار شدن به دولتها کمک می کنند این اعضا باعث صرفه جویی بودجه های زیادی می شوند. بچه های بدنیا آمده نیاز به مدرسه و معلم بیمارستان و دکتر و انرژی و مسکن دادگاه و زندان – کار و امکانات – و هزاران نیاز دیگر دارند و علاوه بر این بچه هایی که متولد می شوند در طول زندگی خود بحرانهای زیادی را مانند آلودگی محیط زیست بوجود می آورندو همه این موارد هزینه های زیادی را برای دولتها و ملتها دارد و اعضای نان چایلد با امتناع از بچه دار شدن خود باعث صرفه جویی بسیاری از این هزینه ها می شوند لذا باید بخش اعظم این بودجه های صرفه جویی شده به خود این اعضا بعنوان سوبسید و پاداش اعطا شود.

 

بچه دار شدن را یک کار مقدس می دانند ولی این پدیده چون سایر پدیده ها نیز نسبی است چون اگر همه بخواهند به این وظیفه مقدس خود عمل کنند آنگاه در کره زمین جایی باقی نخواهد ماند تا این تقدس بیشتر و بیشتر منبسط شود.

 

                                      (دیدگاه)

اعضای باشگاه نان چایلد

بجای آنکه عمر و زندگی خود را در راه سیر کردن شکم بچه ها تلف کنند درصدد هستند با جلب حمایتهای مالی و یارانه ای از محل بودجه های حل بحرانهای محیط زیستی و

 

 

 

 

انرژی و غیره به خود در اندیشه تامین امکانات یک زندگی انسانی و استاندارد و برای زندها باشند .

اعضای نان چایلد با دست یافتن به رفاه لازم بعنوان یک پاداش که مستحق آن هستند به این وسیله زمینه شکوفایی سایر استعدادهای خود را فراهم می آورند و به رفاه و آسایش مردم دیگر هم کمک می کنند یعنی زندگی که همه اش زاد و ولد و تولیدبچه نیست و انسان باید همه استعدادهای دیگر خود را بشناسد و بپروراند آنها که بچه دار می شوند باقی عمر خود را صرف سیر کردن و بزرگ کردن بچه هایشان می گذارند و این افراد دارای یک زندگی نیم دایره ای هستند و نیمه دیگر زندگی شان تکرارنیمه اول است. آنهم به نفع یک موجود دیگر که بعنوان فرزند او را ایجاد کرده اند و در نتیجه این افراد بهترین بخش از زندگی شان را که باید به پرورش استعدادها وتوانایی های ناشناخته اختصاص پیدا کند فدای سیر کردن شکم بچه هایشان می کنند و تا بزرگ شدن این بچه ها این افراد نیز دیگر زمان و فرصت و حوصله را از دست داده و در یک چرخه یکنواخت زندگی روزمره می افتند که صرف عادات و تکرار کسالت باری می شود. و فرزندان این خانواده ها نیز همین رویه را ادامه می دهند.

 

                                         (جمعیت و بیماری)

خبر 5/1/85

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد: بیماری سل با شتاب 1% در جهان در سال کسترش می یابد

 

 

 

 

 

                                    (جمعیت و خطر راکتورهای هسته ای)

خبر1/5/1385

در آستانه بیستمین سالگرد انفجار نیروگاه هسته ای چرنوبیل دانشمندان برآورد کردند پس از این حادثه پانصد هزار نفر جان باخته اند.

 

                                   (جمعیت و کمبود آب)

خبر

بر اساس پیش بینی های سازمان ملل متحد ، از جمله چالش های بزرگ جامعه بشری در قرن بیست و یکم ، بحران کمبود آب خواهد بود. 2/1 میلیارد نفر از ساکنان کره زمین حداقل آب آشامیدنی محرومند و 2 میلیارد نفر هم به آب بهداشتی دسترسی ندارند.

 

(هشدار یونیسف درباره کمبود آب آشامیدنی )

 

صندوق کودکان سازمان ملل متحد «یونیسف» اعلام کرد:

هر 15 ثانیه یک کودک به علت نبود آب مناسب می میرد.

-        یونیسف در آستانه روز جهانی آب با انتشار بیانیه ای هشدار داد : نبود آب آشامیدنی با امکانات بهداشتی مناسب در مناطق مختلف جهان بسیاری از کودکان را از آموزش و تحصیل محروم می کند و امکان رهایی آنها را از فقر کاهش می دهد.

 

 

 

 

 

بر اساس این بیانیه ، کودکان مناطق مختلف جهان بویژه کشورهای فقیر که شمار آنها بیش از چهارصد میلیون نفر است، به علت نبود امکانات بهداشتی و پزشکی بهای سنگینی می پردازند.

یونیسف در این بیانیه خاطر نشان کرده است : بیماری های گوارشی معمولی که در غالب موارد ناشی از سالم نبودن آب آشامیدنی است، بیشتر از دیگر بیماریها جان کودکان زیر 5 سال را تهدید می کند. بر اساس این بیانیه هر روز شمار زیادی از کودکان در کشورهای در حال توسعه به علت ابتلا به بیماری های ناشی از آلودگی آب آشامیدنی به مدرسه بروند.

در چنین وضعی کودکان کشورهای در حال توسعه امید زیادی برای رهایی از فقر و عقب ماندگی ندارند.

چهارمین مجمع جهانی آب که در مکزیکوسیتی پایتخت مکزیک برگزار شده است در 2/1/85 پایان می یابد.

 

 

                             (جمعیت و کمبود آب)

خبر 6/1/85

بیش از یک میلیارد و یکصد میلیون نفر از مردم جهان به آب سالم دسترسی ندارند

-        بر اساس گزارش سازمان ملل بیشتر کسانی که از دسترسی به آب آشامیدنی سالم بی بهره اند در قاره آفریقا زندگی می کنند و این وضع آنها را در معرض بیماریها قرار داده است.

 

 

                                   (یک نکته در خور بررسی)

25/12/84

دوپین جنسی

در میان زن و شوهرهای جوان شوهرها برای اینکه توان جنسی خود را بالا ببرند و همسران خود را بیش از حد نیاز ارضا کنند اقدام به مصرف بیش از حد مواد پروتئینی – گوشت- جگر- روغن حیوانی- یا اقدام به خوردن بیش از حد غذاهای به اصطلاح گرم

 

 

 

 می کنند. با این تصور که خوردن این مواد توان جنسی آنها را افزایش می دهد و خواهند توانست علاوه بر لذت بیشتر خود ، همسر یا دوستان همخوابه خود را بیش از حد ظرفیت و حد طبیعی ارضا کنند.

همین پدیده رایج سبب شده است که مردان بیش از حد فرسوده شوند و دچار عوارض قلبی شوند و آمار سکته های قلبی در سنین پایین مردان خود بیانگر این رژیم غذایی غلط است که ما آن را به اصطلاح دوپین جنسی خوراکی می نامیم. یعنی خوراک در برنامه تغذیه مردان با هدف رفع گرسنگی مصرف نمی شود بلکه با هدف دوپین جنسی مصرف می شود. البته دوپین جنسی به روشهایی همچون مصرف قرصهای شیمیایی یا مصرف مواد مخدر و تریاک نیز معمول است. وبخشی از مصرف مواد مخدر تفننی و اعتیاد مربوط به همین برداشت نادرست در استفاده از مواد مخدر به منظور بالا بردن موقتی توان جنسی است که در نهایت منجر به اعتیاد و از دست رفتن کامل فعالیت جنسی می شود.

البته اقدام شوهرها به مصرف مواد پروتئینی و گوشتی و خوراکی به منظور دوپین جنسی در پاره ای از موارد به انگیزۀ حسادت انجام می شود.

 

 

 

یعنی مردهای جوان با این کار سعی می کنند بیش از حد توان همسر خود را ارضا کنند تا به تصور خودشان امکان تمایل همسرشان یا دوستان جنسی شان را به مردان دیگر به صفر برسانند و جلو خیانت همسران خود را بگیرند ولی آنچه که مورد توجه این گونه افراد قرار نمی گیرد اینست که آنچه برخی از زن و شوهرها را وادار به خیانت  به یکدیگرمی کند نیاز به ارضا غریزه جنسی نیست بلکه نیاز و هوس و تنوع جنسی و آزمودن تجربه های جنسی بیشتر و تمایل به تنوع است.

 


بوم شناسی

 

منبع کلیدی آب در خطر است

 

آب یکی از موضوعهای زیست محیطی و سیاسی پانزده یا بیست سال آینده است که برخوردهای بسیار خواهد آفرید.درگیریهای گذشته بر سر زمین و نفت در مقایسه با درگیری بر سر آب جزئی خواهد بود. برای تضمین آینده منابع آب، توانائی حل درگیری های مربوط به آب به اندازۀ هیدرولوژی و مهندسی آب اهمیت خواهد داشت.

خاورمیانه از مناطقی است که احتمالاً دچار مسائل آب خواهد شد. همچنین آفریقای شمالی ، از مراکش تا مصر . گرچه مصرف آب معمولاً کمتر از ذخیرۀ قابل دسترس است ، سنگینی وزنه می تواند برعکس شود. مثلاً ، در ده سال گذشته کمبود بارندگی ذخیرۀ نیل را کاهش داده ، در حالی که میزان مصرف مصرف آب در مضر بالا رفته است . و نیل فقط متعلق به مصر نیست؛ کشورهای دیگری نیز، سهمی از آب آن دارند . ترکیه و عراق بر سر حق استفاده از آبهای فرات با هم مجادله دارند ، مکزیک و ایالات متحده بر سر آبهای کلرادو در کشمکش اند؛ بنگلادش در دهانه گنگ قرار دارد اما بر فعالیت هایی که در بالا دست رود در کشورهای دیگر انجام می شود هیچ کنترلی ندارد.

نواحی گرمسیری مرطوب از جاهای دیگری است که آب در آنها مسئله است؛ واژه «مرطوب» نباید با مفهوم منابع نامحدود آب اشتباه شود . در برخی نواحی برای تأ مین یک پوشش گیاهی خوب که از فرسایش جلوگیری کند ، بارندگی کافی وجود ندارد. فرسایش خاک می تواند بیش از 100 تن خاک در هکتار را نابود کند ، و این خاکی است که به میزان یک تن در هکتار در سال تولید می شود. همچنین زمین به دلی شور شدن ، ماندابی شدن و تراکم هدر می رود و این عوامل حاصل خیزی خاک را در حالی کاهش می دهند که افزایش جمعیت نیازمند روندی کاملاً بر عکس است. رشد جمعیت مسئله ای بسیارجدی است. بخش بزرگی از این رشد در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد : آفریقا ، آمریکای لاتین ، آسیای جنوبی و آسیای شرقی . یک پیامد این رشد جمعیت ، مسائل شهرنشینی است: جمعیت شهری در این مناطق هم اکنون سه برابر شده و از 507 میلیون نفر در 1965 به 5/1 بیلیون نفر در 1990 رسیده است و انتظار می رود تا سال 2000 به 2/2 بیلیون نفر برسد . جای شگفتی نیست که در نواحی مادر- شهری که مثل قارچ می رویند زمین، هوا ، ومنابع آب کمیاب اند.

شهرهای بدون آب سالم  شهرنشینی و رشد جمعیت بازتابهای جدی بر سلامتی انسان دارند. علی رقم سرمایه گذاری های بزرگ در زمینه تأمین آب و سیستمهای بهداشتی ، روزانه حدود 40000 کودک( تقریباً 15 میلیون در سال) در نتیجۀ بیماری های ناشی از آب میمیرند. بیش از یک سوم این مرگها در کودکان زیر 5 سال است.

ده سال پیش سه چهارم جوامع شهری کشورهای در حال توسعه فاقد منابع آب کافی و سالم بودند. امروز، با رشد جمعیت و افزایش تجمع مردم در شهرها ، وضعیت بهبود نیافته است. منابع آب در بسیاری از نواحی روستائی نیز نا سالم اند.

آن فعالیت انسانی که بیشترین مقدار آب را مصرف می کند کشاورزی است. به استثنای چند کشور، مانند اسرائیل ، که تکنولوژی های جدید به کار می برند، آبیاری که برای پیشرفتهای بزرگ در بازدهی کشاورزی ضروری است ، تلف کنندۀ آب است. بخش بیشتر آب تبخیر می شود ، به خصوص در اقلیم های گرم و خشک که آبیاری بسیار ضروری است و طبق برخی برآوردها ، 70 درصد کل مصرف آب و 90 درصد آب غیر قابل بازگشت مصرفی(تبخیر و متعرق) ، ناشی از آبیاری است. در سطح جهانی ، مقدار زمین تحت آبیاری در طول قرن حاضر پنج برابر و از 3/47 میلیون هکتار در 1900 به 727 میلیون در 1990 رسیده است. موارد درگیری های مصرف کنندگان آب کشاورزی و ساکنان نیازمند آب آَشامیدنی و سیستم های بهداشتی در شهر ها، بر سر منابع موجود آب کم نخواهد بود.

منبع آبی که به تازگی کشف شده آب سفره آزاد است. این آب که در لایه های آبدارزیر زمین ذخیره شده معمولاً کاملاً شیرین است. در سالهای اخیر در مورد میزانم آلودگی این ذخایر نادیدنی، که قبلاً از آلودگی در «امان» پنداشته می شدند ، با فلزهای سنگین و مواد سمی و مواد شیمیایی کشاورزی که از سطح زمین به پایین نشست می کنند ، نگرانی های فزاینده ای بوجود آمده است . در اروپا، نخستین لایۀ آبدار، که زیر بسیاری از کشورهای این قاره گسترده است ، تقریباً به طور کامل آلوده شده است و بیشتر این آلودگی ناشی از آلاینده هایی است که در مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی وجود دارند. اوگالالا، لایۀ آبدار اصلی آمریکای شمالی نیز آلوده شده است.

 

آب، آب و هوا و اقلیم  

 

علی رقم پیشرفت قابل توجه در درک آب و هیدرولوژی ، روشن است که هنوز پژوهشهای بسیار بیشتری ضرورت دارد. برنامۀ هیدرولوژی بین المللی یونسکو بیست و پنج سال به این مسائل پرداخته است. مشغلۀ کنونی ، شیوۀ برقراری راهبردهای خردمندانۀ مدیریت منابع آب برای توسعۀ مستمر است؛ زیرا آب آَشکارا عامل محدود کننده است. دیگر کافی نیست که مهندسان و هیدرولوژیست ها فقط منابع آ ب را شناسایی کنند و بعد برای استفادۀ انسان سیستم هایی برای وارد کردن این آبها به شیر بسازند. در این مقطع ما فاقد داده های بسیار مهم هستیم ، بویژه در مورد آب و چرخه های آب شناختی.

در بسیاری از کشورها نظارت آب شناختی خوبی وجود دارد ، در حالی که در کشورهای دیگر چنین نیست. در آفریقای امروز که به نظر می رسد رشد جمعیت و نیاز به منابع آب در مسیری بحرانی قرار گرفته است ، هیچ شبکۀ آب شناختی کارا و فعال و قابل اعتمادی در سطح قاره وجود ندارد. اکنون می دانیم که بجز هیدرولوژی بومی و منطقه ای ، اقلیم و آب و هوا پیوندی نزدیک با الگوهای استفاده از آب و زمین و فعالیت انسان دارند. با این حال برای بررسی روابط بین

چرخه های آب شناختی ، اقیانوس ها ، آبو هوا و اقلیم هیچ شبکۀ جهانی وجود ندارد.

آب نیز مانند موضوع های زیست محیطی دیگر فقط رشته ای است از کلافی پیچیده، و جدا از رشته های دیگر ، نه قابل درک است و نه قابل مدیریت . تعداد بیشتری هیدرولوژیست ، مهندس و متخصص کنترل آلودگی و نیز درک بیشتری از روابط بین موضوع های زیست محیطی مورد نیاز است، اما درکی از بعد انسانی- فرهنگ ، تاریخ، الگوهای اسکان ، اقتصاد- نیز همان قدر مهم خواهد بود. حل و فصل کردن مسئلۀ آب همچنین نیازمند یک همکاری سیاسی ظریف بین گسترۀ وسیعی از گروهها، ملتها، مناطق و قاره ها ست. لازمۀ این کار مهارت و حساسیت زیاد است. و بالاتر از همه ، لزوم آگاهی ژرف از یگانگی کرۀ زمین و روابط نزدیک سرنوشت آنهایی اسن که روی کره زمین زندگی می کنند.

نانسی ماتیو، روزنامه

نگار متخصص موضوع های زیست محیطی است .

 دفتر اطلاعات عمومی، یونسکو.

 


+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:35 |
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:34 |
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:34 |

از دیدگاه جامعه شناسی ، بدنبال گسترش شهرنشینی و پیدایش شهرهای جدید ، زندگی مصرفی شکل جدیدی به خود می گیرد ، و مصرف گرایی در نقاط شهری افزایش می یابد . جامعه شناسان ، صنعتی شدن و شهرینشینی را بعنوان عامل مخرب جوامع سنتی و گروههای اولیه معرفی کردهاند یعنی اینکه تحت تاثیر چنین شرایطی علاوه بر اینکه سنتهای دیرینه جایگزین می گردند ، روابط بین افراد نیز درون خانواده ها تحت تاثیر قرار می گیرد.

امروزه بسیاری از شهرهای بزرگ جهان در جوامع رو به توسعه قرار دارند درصد جمعیت شهرنشین جهان در طی سالهای 1900تا 1993 ، از 14 درصد به 45 درصد افزایش یافته است . و انتظار می رود تا سال 2025 این رقم به 61 درصد برسد همچنین پیش بینی می شود تعداد شهرهای با جمعیت بیش از یک میلیون نفر که در سال 1950 ، 83 شهر بود ( که 34 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه قرار داشتند.) و امروزه تعداد این شهرها 280 عدد است ، تا سال 2015 به حدود 2 برابر برسد 7 ، شهرهای بزرگ حتی در جوامع صنعتی مشکلات خاص مربوط به اسکان جمعیت ، انتقال ضایعات ، زباله و امثال آنها را نیز دارند .

مثلاً کلان شهر توکیو با 8/25 میلیون نفر جمعیت روزانه چیزی در حدود 22 هزار تن مواد زاید را باید جابه جا و منتقل نماید.

درصد قابل توجهی از جمعیت (اقشار مختلف جمعیتی ) در شهرهای جهان سوم و حاشیه ای  شهری و به صورت زاغه نشین در نقاط غیر استاندارد و غیر بهداشتی سکونت می کنند این نوع نقاط شهری یا دقیقاً این بخش از شهرها عموماً فاقد آب سالم ، سیستم فاضلاب، برق و نظایر آنها می باشد . در این نقاط فقط سهم کمی از جمعیت مهاجر می توانند به کار و اشتغال قانونی و منظم دست یابند . این درحالی است که بخش عظیمی از جمعیت ساکن در این شهرها به بخش غیر رسمی اقتصاد روی می آورند ، یعنی به فعالیت های اقتصادی حاشیه ای ، فعالیت های غیر فانونی و عموماً مشاغلی که آمارهای رسمی آنها نیز اعلام نمی گرد: کشورهایی که در زمینه های  جمعیتی موفق بوده اند ، به موفقیت های اجتماعی  و اقتصادی نیز دست یافته اند ، یعنی میزان درآمد سرانه کالری مواد غذایی ، درآمدهای ملی، با سوادی و... در این جوامع افزایش یافته است. این توسعه و ترقی زمینه های رشد اقتصادی و اجتماعی بیشتری را فراهم می کند . در حالی که بعضی از معیارها و استانداردها ی جدید ، با رشد بالای جمعیتی مواجه گردیده اند ، این جریان باعث شده است تا سطح زندگی در این جوامع در حد بسیار پایین باقی بماند . این قبیل جوامع می بایست در آمدهای خود را صرف تامین غذا و سوادآموزی جمعیت خود نمایند و در نتیجه کمتر می توانند به توسعه اقتصادی ، اجتماعی و همچنین زمینه های زیر بنایی نظیر توسعه راه آهن ، ایجاد مراکز تولیدی و توسعه شبکه های ارتباطی بپردازند.در حال حاضر جمعیت جهان در هر دقیقه 150 نفر افزایش می یابد که برای متوقف کردن روند نابودی منابع طبیعی و تخریب محیط زیست و تضمین اینکه نیازهای اصلی مردم برآورده گردد ، ضرورت اساسی دارد این روند تثبیت شود.

زیر نویس                                                  .WORLD WATCHINSTITUE

                                                   ..WORLD RESOURCEINSTITUE    

                                                         هر اکر معادل 4047 متر مربع می باشد

منابع:

1. صدوق. محمدباقر، 1380 ، جمعیت ، محیط زیست، اینده، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، فصلنامه محیط زیست، شماره 34

2. جی . شابیرچیما، زاهدی . پ.1382 ، مدیریت شهر ، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.

3. لستربراون.طراوتی. ح ، 1374 ، برای چند نفر جا هست ، انتشارات جهاد دانشگاهی.

Subtitle:
*world watch institute
** World Resource institute
*** One Eker=4047 m2
Reference:




4. Environmental Education for sustainable development 1996 Beijing normal university press with the support of the UNESCO – UNEP Environmental Education program.
5.Paul Holder and Julie Nooman ,2002 Urban & regional Air pollution .
6. U.S Census Bureau 2002 .population division and housing and household Economic statistic Division.
7.WWW.Worldwatch.org.

از دیدگاه جامعه شناسی ، بدنبال گسترش شهرنشینی و پیدایش شهرهای جدید ، زندگی مصرفی شکل جدیدی به خود می گیرد ، و مصرف گرایی در نقاط شهری افزایش می یابد . جامعه شناسان ، صنعتی شدن و شهرینشینی را بعنوان عامل مخرب جوامع سنتی و گروههای اولیه معرفی کردهاند یعنی اینکه تحت تاثیر چنین شرایطی علاوه بر اینکه سنتهای دیرینه جایگزین می گردند ، روابط بین افراد نیز درون خانواده ها تحت تاثیر قرار می گیرد.

امروزه بسیاری از شهرهای بزرگ جهان در جوامع رو به توسعه قرار دارند درصد جمعیت شهرنشین جهان در طی سالهای 1900تا 1993 ، از 14 درصد به 45 درصد افزایش یافته است . و انتظار می رود تا سال 2025 این رقم به 61 درصد برسد همچنین پیش بینی می شود تعداد شهرهای با جمعیت بیش از یک میلیون نفر که در سال 1950 ، 83 شهر بود ( که 34 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه قرار داشتند.) و امروزه تعداد این شهرها 280 عدد است ، تا سال 2015 به حدود 2 برابر برسد 7 ، شهرهای بزرگ حتی در جوامع صنعتی مشکلات خاص مربوط به اسکان جمعیت ، انتقال ضایعات ، زباله و امثال آنها را نیز دارند .

مثلاً کلان شهر توکیو با 8/25 میلیون نفر جمعیت روزانه چیزی در حدود 22 هزار تن مواد زاید را باید جابه جا و منتقل نماید.

درصد قابل توجهی از جمعیت (اقشار مختلف جمعیتی ) در شهرهای جهان سوم و حاشیه ای  شهری و به صورت زاغه نشین در نقاط غیر استاندارد و غیر بهداشتی سکونت می کنند این نوع نقاط شهری یا دقیقاً این بخش از شهرها عموماً فاقد آب سالم ، سیستم فاضلاب، برق و نظایر آنها می باشد . در این نقاط فقط سهم کمی از جمعیت مهاجر می توانند به کار و اشتغال قانونی و منظم دست یابند . این درحالی است که بخش عظیمی از جمعیت ساکن در این شهرها به بخش غیر رسمی اقتصاد روی می آورند ، یعنی به فعالیت های اقتصادی حاشیه ای ، فعالیت های غیر فانونی و عموماً مشاغلی که آمارهای رسمی آنها نیز اعلام نمی گرد: کشورهایی که در زمینه های  جمعیتی موفق بوده اند ، به موفقیت های اجتماعی  و اقتصادی نیز دست یافته اند ، یعنی میزان درآمد سرانه کالری مواد غذایی ، درآمدهای ملی، با سوادی و... در این جوامع افزایش یافته است. این توسعه و ترقی زمینه های رشد اقتصادی و اجتماعی بیشتری را فراهم می کند . در حالی که بعضی از معیارها و استانداردها ی جدید ، با رشد بالای جمعیتی مواجه گردیده اند ، این جریان باعث شده است تا سطح زندگی در این جوامع در حد بسیار پایین باقی بماند . این قبیل جوامع می بایست در آمدهای خود را صرف تامین غذا و سوادآموزی جمعیت خود نمایند و در نتیجه کمتر می توانند به توسعه اقتصادی ، اجتماعی و همچنین زمینه های زیر بنایی نظیر توسعه راه آهن ، ایجاد مراکز تولیدی و توسعه شبکه های ارتباطی بپردازند.در حال حاضر جمعیت جهان در هر دقیقه 150 نفر افزایش می یابد که برای متوقف کردن روند نابودی منابع طبیعی و تخریب محیط زیست و تضمین اینکه نیازهای اصلی مردم برآورده گردد ، ضرورت اساسی دارد این روند تثبیت شود.

زیر نویس                                                  .WORLD WATCHINSTITUE

                                                   ..WORLD RESOURCEINSTITUE    

                                                         هر اکر معادل 4047 متر مربع می باشد

منابع:

1. صدوق. محمدباقر، 1380 ، جمعیت ، محیط زیست، اینده، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، فصلنامه محیط زیست، شماره 34

2. جی . شابیرچیما، زاهدی . پ.1382 ، مدیریت شهر ، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.

3. لستربراون.طراوتی. ح ، 1374 ، برای چند نفر جا هست ، انتشارات جهاد دانشگاهی.

Subtitle:
*world watch institute
** World Resource institute
*** One Eker=4047 m2
Reference:




4. Environmental Education for sustainable development 1996 Beijing normal university press with the support of the UNESCO – UNEP Environmental Education program.
5.Paul Holder and Julie Nooman ,2002 Urban & regional Air pollution .
6. U.S Census Bureau 2002 .population division and housing and household Economic statistic Division.
7.WWW.Worldwatch.org.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:34 |
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 14:33 |


Powered By
BLOGFA.COM