( جمعیت و فقر)
خبرها
- * ناتوانی اروپا در مقابله با گسترش فقر: (1/11/84 )
وین – وزیران کار و امور اجتماعی کشورهای عضو اتحادیه اروپا نتوانستند به راحل مشخصی برای مبارزه با فقر دست یابند:
دومین روز اجلاس وزرای کار و امور اجتماعی کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز جمعه (30/10/84 )
در شهر ویلاخ اتریش در حالی برگزار شد که شمار زیادی از اعضای سندیکاها و تشکل های مختلف در اعتراض به سیاستهای اجتماعی اتحادیه اروپا در مقابل ساختمان محل برگزاری اجلاس وزیران این اتحادیه تجمع کرده بودند.
مبارزه با فقر و جنبه های اجتماعی بازار کار در اتحادیه اروپا از مهمترین محورهای مورد بحث در این اجلاس بود.
افزایش روز افزون شمار بیکاران در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همینطور گسترش فقر در میان شهروندان اروپایی بعنوان مهمترین مشکلات پیش روی اروپایی ها به شمار می آید.
وزیران کار و امور اجتماعی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اجلاس دوروزۀ خود نتوانستند برای مقابله با گسترش روز افزون فقر در اروپا چاره ای جدی بیندیشند.
کنفرانس مبارزه با فقر در اتریش که خود از جمله برگزارکنندکان تظاهرات اعتراض آمیز درمقابل محل برگزاری اجلاس وزیران اتحادیه اروپا بود ، مقامات اروپایی را متهم کرده است که در زمینه مبارزه با فقر تنها به بیان سخنان زیبا بسنده می کنند.
(خبر) ((خوشبختی مجردها)) (1/11/84 )
2- * افراد مجرد در اتریش خوشبخت تر هستند :
وین – تعداد افراد مجرد در اتریش در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی بیشتر احساس خوشبختی می کنند :
بر اساس مطالعاتی که در اروپا صورت گرفته است شمار مجردها در اتریش به مراتب بیشتر از سایر کشورهای اروپایی است.
- در میان افراد مجرد در اتریش ، 72 % ازدواج نکرده اند و بقیه آنها یعنی 28 % از همسران خود جدا شده اند.
این در حالی است که از مجردها سهم افرادی که از همسرانشان جدا شده اند در آلمان 19 % ، در اسپانیا 12% و در ایتالیا 5 % است.
بر اساس این تحقیقات شمار زیادی از مردان مجرد ترجیح می دهند پس از جدایی از همسران خود نزد پدر و مادر خود زندگی کنند.
زنان مطلقه نیز زندگی با فرزندان خود را ترجیح می دهند .
3- * ایزوستا – روسیه : 20/10/84
(( جمعیت زمین به اشباع رسیده است. ))
4-* روزنامه هندو – هند : 20/10/84
((سالانه پانصد هزار جنین دختر در هند سقط می شود. ))
5-* (جمعیت و لایه ازن ) 19/10/84
دانشمندان درباره به تعویق افتادن ترمیم لایه ازن هشدار دادند.
دانشمندان تصور می کردند لایه ازن تا سال 2050 ترمیم خواهد شد ولی معلوم شده است که این لایه تا سال 2065 ترمیم نخواهد شد.
این لایه در ناحیه قطبی زمین قطرش کاهش یافته و حفره ای در آن ایجاد شده است یعنی سوراخ شده است .
6-* (جمعیت و سقط جنین )
ایندی پندنت : 19/10 84
حداقل 10 میلیون نوزاد دختر در دو دهه گذشته در هند به علت تمایل خانواده ها به پسردار شدن سقط شده اند.
7-* ( جمعیت و جنگ )
لنتا ( روسیه ) : 19/10/84
پاپ از فرهنگ مرگ در جهان انتقاد کرد
8-* (جمعیت و انقراض جانداران)
ایندی پندنت : 15/10/84
محققان درباره خطر نابودی ماهی های آب های عمیق هشدار دادند.
9-* (جمعیت و بحران انرژی )
یواس ای تودی : 15/10/84
آمریکا در آینده با کمبود شدید گاز روبرو خواهد شد.
10- * (جمعیت و انقراض جانداران)
نیوزیلند – دومینیون پست : 15/10/84
منع صادرات جهانی خاویار برای نجات گونه ماهی های خاویاری
11- * ( جمعیت و گرم شدن زمین )
نیوزیلند هرالد: 15/10/84
گرمترین ماه دسامبر نیوزیلند در 71 سال گذشته در سال 2005 ثبت شد.
12-* ( جمعیت و بیماری )
10/10/84
بر اساس گزارش های سازمان بهداشت جهانی :
5% از سرطان های ناشی از برنش ریه ، 2% مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی و ریوی و 1% از مرگ و میرهای ناشی از عفونت های تنفسی در جهان بر اثر آلودگی هواست.
13-* ( جمعیت و زباله )
شرکت دانشکاوان – کاوه آهنگر : 11/10/84
در آینده یک لایه زمین شناسی جدید در پوسته زمین کشف خواهد شد.
این لایه جدید شامل زباله هایی است که بشر تاکنون دفن کرده و در حال دفن کردن انست.
یک لایه زباله زیر سطح زمین را پوشانده است.
این لایه مصنوعی هزاران سال بعد مورد توجه زمین شناسان و با ستانشناسان آینده قرار خواهد گرفت و انسان شناسان نیز در طبقه بندی خود بعد از انسان نئاندرتان و انسان کرومانیون ، انسان قرن 20 و 21 را بعنوان انسان زباله ساز رده بندی خواهد کرد.
14-* (جمعیت و اتلاف عمر با آلودگی هوا )
یک دانشگاه ایرانی :
آلودگی هوا میلیون ها سال از عمر انسان را در سال به باد می دهد .
این میزان عمر از دست رفته در اثر بیماری های قلبی – عروقی- ریوی و تنفسی است که سالانه در جهان بر اثر آلودگی هوا ایجاد می شود . این خسارات قابل توجه است.
15-* (جمعیت و بحران گرانی انرژی )
10/10/84
شرکت گاز پروم روسیه خواستار تغییر قیمت گاز صادراتی به اوکراین است. و خواهان آنست که بهای گاز صادراتی به 230 دلار در هر هزار متر مکعب افزایش یابد.
در حالی که هم اکنون این قیمت 50 دلار است.
روسیه تعهد کرده است که اگر اوکراین با قیمت جدید موافقت نکند از اول ژانویه 2006 گاز صادراتی به اوکراین را قطع خواهد کرد.
16-*
هر نفر در روز 4 کیلوگرم دی اکسید کربن تولید می کند.
17-* (دیدگاه های نو)
در هر دقیقه یک انسان متولد می شود و با تولد هر انسان یک بمب 2 پا متولد میشود. خطر تولد یک انسان بیشتر از خطر یک کلاهک هسته ای است.
چون کلاهک هسته ای تا پرتاب نشود ویرانی و آلودگی ببار نخواهد آورد ولی یک انسان از همان آغاز تولد شروع به تخریب محیط زیست و تولید آلودگی می کند.
یعنی همانند انفجار یک بمب هسته ای باعث آلودگی هوا – خاک – آب میشود و نسل سایر جانداران را از میان می برد . جنگل ها را نابود می کند و منابع طبیعی را تبدیل به فاضلاب و زباله می کند .
و همانند ابر قارچی شکل حاصل از انفجار بمب هسته ای انسانها نیز بر فراز شهرها مه دود های بزرگی ایجاد می کنند و این مه دودها بارانهای اسیدی تولید می کند و این بارانهای اسیدی نیز به نوبه خود درختان و جنگل ها را نابود می سازد و باعث آلودگی آبها می شود.
و انسانها با این عملکرد خود ، اثرات گسترده تر و ویرانگرانه تر از انفجار هر بمب هسته ای بر جا می گذارند .
و با وجود اینکه هر روزه انفجار جمعیت دامنه تخریب محیط زیست را گسترش می دهد ولی هیچ یک از دولتها یا سازمانهای بین المللی به فکر پیدا کردن یک راه حل جدی برای مهار جمعیت جهان نیستند .
با یک مثال عمق فاجعه مشخص می شود :
اگر یک شهرک فضایی را مجسم کنیم که در فضای خارج از زمین شناور باشند آنگاه با توجه به امکانات محدود این شهرک فضایی ، انسانها برای زادو ولد خود و حتی برای تعیین جنسیت فرزندهایی که قرار است در این شهرک فضایی متولد شوند قانون و برنامه منظمی برقرار خواهد کرد و با دقت آن را اجرا خواهند کرد چون زاد و ولد زیاد باعث به خطر افتادن زندگی سایر سرنشینان سفینه فضایی خواهد شد.
در آن شهرک فضایی که در آینده نزدیک ساخته خواهد شد برای تولد هر نوزاد کلی محاسبه انجام خواهد گرفت تا با مقایسه امکانات محدود موجود در سفینه فضایی با جا و فضایی که یک سرنشین تازه لازم دارد و نیز با در نظر گرفتن هوا و اکسیژن و غذای مورد نیاز او و کلی محاسبات دیگر آنگاه مسئولان این سفینه فضایی تصمیم خواهند گرفت به چند نفر از سرنشینان اجازه زاد و ولد بدهند ولی اینگونه نظارت در مورد کره زمین انجام نمی گیرد در حالی که کره زمین بعنوان تنها شهرک فضایی کیهان درفضا شناور است و همه امکانات آن نیز محدود است.و اگر کره زمین را با یک سفینه فضایی مقایسه کنیم با توجه به جمعیت انبوه 5/6 میلیارد نفری آن و سایر جاندارانی که در آن اقامت دارند پی خواهیم برد مساحت کره زمین حتی از یک شهرک فضایی کوچک که در آینده ساخته خواهد شد نیز به نسبت ، بسیار کوچک تر است .
پس خطر افزایش جمعیت در این شهرک فضایی که زمین نام دارد بمراتب بیشتر از خطر افزایش سرنشین ناخواسته در شهرک های فضایی آینده است .
کره زمین در اصل همانند یک سفینه فضایی بزرگ به گرد منظومه خورشیدی می گردد و به همراه این منظومه خورشیدی نیز بر گرد کهکشان راه شیری کی چرخد و این کهکشان نیز خود به گرد کیهان لایتناهی در حال چرخیدن است . و این شهرک فضایی که حاوی گنجینه حیات و تمدن بشری است نیاز به تعریف ((دولت جمعیت)) دارد.
یعنی همانگونه که برای ( عدم گسترش سلاح های هسته ای ) = (non-proliferation)
نظارت و کنترل بین المللی وجود دارد باید برای کنترل و نظارت و کاهش شدید جمعیت جهان نیز یک دولت جهانی تاسیس شود و بر زادو ولد انسانها از هر قوم و نژاد و کشوری نظارت مستقیم به عمل آورند و میزان جمعیت هر قوم را تعیین نماید.
تاکنون هیچ کنترل و نظارت جدی بر زاد و ولد انسانها به عمل نیامده است و انسانها در تولید نسل به حال خود رها گردیده اند و هرکس به هر تعداد که بخواهد می تواند بچه تولید کند.
ولی این وضعیت باید تغییر کند .
برای مثال می توان از زاد و ولد افراد معتاد- فقیر- بیمار- مجرم جلوگیری کرد.
یا میزان زاد و ولد را در هر جامعه برابر با میزان مرگ و میر در آن جامعه تعیین کرد.
یا سیاست تک فرزندی در سراسر جهان تصویب و اجرا شود.
و یا دولتهای جهان می توانند سیاستهای { non-child-club – unique- humans-party } را بعنوان تازه ترین و عملی ترین راه حل موثر برگزینند و بطور رسمی این طرح را برای کاهش جمعیت پیاده کنند .
یعنی به کسانی که حاضر خواهند بود داوطلبانه از زادو ولد خودداری کنند . سوبسید ویژه بپردازند و آنها را مادام العمر تحت حمایتهای لازم و فراگیر قرار دهند.
18-* (جمعیت و تروریست)
خبرها
روزنامه الجزیره عربستان : 11/10/84
((فرانسه از ترس حملات تروریستی در وحشت به سر می برد))
19-* (جمعیت و بحران انرژی )
گاردین- انگلیس : 11/10/84
((اوکراین و روسیه نتونستند در زمینه گاز طبیعی توافق کنند
20-* ( جمعیت و نا امنی )
ایندی پندنت : 11/10/84
مردم سیرالئون خود را برای زندگی بدون صلح بان آماده می کنند
21-* ( جمعیت و گران شدن انرژی)
لوموند فرانسه : 11/10/84
(( بهای نفت در سال 2005 بیش از 40 % افزایش داشته است.))
22- * ( جمعیت و ناامنی )
لوموند- فرانسه : 11/10/84
((به آتش کشیده شدن صدها خود رو در شب سال نوی مسیحی در فرانسه.))
23-* (جمعیت و اقتصاد)
روزنامه اعتماد- ایران 11/10/84
(( ایران دومین کشور پولشویی جهان ))
24-* ((بانک هلندی ای.بی.ان مظنون به پولشویی ))
25-* (جمعیت و بیکاری)
لوموند فرانسه : 11/10/84
((واکنش های مختلف به آمار ارائه شده در خصوص کاهش میزان بیکاری در فرانسه ))
26-* (جمعیت و بی سرپرستان )
خبر 11/10/84
افزایش کودکان بی سرپرست در اتیوپی:
آدیس آبابا- شمار کودکان بی سرپرست در اتیوپی به علت گسترش بیماری ایدز رو به افزایش است.
یک مقام ارشد دولت اتیوپی گفت : بسیاری از کودکانی که پدرو مادر خود را به علت ابتلا به بیماری ایدز از دست داده اند با چالش های اجتماعی ، اقتصادی و روانی مواجه هستند.
وی افزود در اتیوپی با جمعیت حدود 70 میلیون نفر ، بیش از 4 میلیون نفر کودک بی سرپرست وجود دارد .
27-* تهران رییس سازمان بهزیستی ایران گفت : 11/10/84
هماکنون 300 هزار نفر از معلولان حاد جامعه نیازمند خدمات حمایتی و درمانی این سازمان هستند.
وی همچنین گفت : 112 هزار زن سرپرست خانوار نیازمند خدمات سازمان بهزیستی ایران هستند.
28-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
پیرامون شهرها را باید دیوار کرد . برج و باروی دورادور شهرها در قدیم برای حفاظت ساکنان شهرها در برابر دشمن و حیوانات بوده است.
اکنون شهرها را و حتی روستاها را باید در درون یک دیوار محصور کرد برای حفلظت محیط زیست و در امان نگهداشتن جانداران دیگر: زمین ، آب، خاک ، هوا از آلودگی از دست اندازی های بشر به طبیعت و زمین های کشاورزی – جنگل ها – دشتها- مراتع- کوهها و غیره.
برای نجات طبیعت از شر انسان باید دور شهرها را مانند قدیم محصور کرده و بارو کشید.
با محصور کردن شهرها جلو گسترش بی رویه شهرها گرفته می شود و با محدود شدن قلمرو هر شهر جلو افزایش جمعیت نیز گرفته خواهد شد . چون آنگاه می توانند برای میزان زاد و ولد برنامه ریزی کنند و بر اساس جا و فضای موجود در درون باروی شهرها اجازه زاد و ولد به انسانها داده می شود. و این محصورو محدود بودن مساحت شهرها امکان نظارت بر افزایش جمعیت را می دهد.
29-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
با توجه به اینکه جمعیت جهان در حال حاضر به حد اشباع رسیده است ريا، می توان گفت که با تولد هر انسان در شرایط فعلی یک بمب دوپا متولد شده است . این انسان تمام عمرش دی اکسید کربن + زباله + فاضلاب تولید میکند.
تولد یک انسان یعنی تولد یک لوله دودکش آشپزخانه + یک لوله دودکش حمام + یک لوله دودکش بخاری + یک لوله اگزوز اتومبیل + یک لوله فاضلاب آشپزخانه + یک لوله فاضلاب حمام و دستشویی + چند لوله دودکش کارخانه + چند لوله فاضلایب کارخانه و + غیره.
و این یعنی یک بمب زنده که علاوه بر آلوده کردن محیط زیست قدرت زادو ولد نیز دارد یعنی تنها بمبی که در جهان قدرت تولید مثل دارد انسان است.
به نظر میرسد حالا وقتش شده که جلو تکثیر این بمب های دوپا گرفته شود؟
30-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر:
در علوم زمین شناسی از کوچکتر شدن قاره ها و کشورها و شهرها و به طور کلی از کوچکتر شدن کره زمین حرفی زده نمی شود.
ولی با وجود انفجار جمعیت در جهان این فرضیه را به عنوان یک اصل عملی باید مطرح کرد:
یعنی کره زمین و قاره ها و کشورها و شهرها و حتی خیابانها و کوچه ها و خانه ها نیز دز حال کوچک شدن هستند و با تولد هر بچه جا و فضا و امکانات موجود نیز کمتر میشود.
یعنی همانطور که انسانها با زاد و ولد خود تقسیم سلولی انجام می دهند و هر انسان به چند انسان کوچک تبدیل می شود به همان نسبت نیز امکانات و منابع حیاتی در کره زمین نیز باید تقسیم شوند و در نتیجه سهم دیگر انسان ها و سهم دیگر جانداران نیز کم و کمتر میشود.
و در نتیجه کره زمین از قبل کوچکتر میشود و این کوچکتر شدن زمین برای برخی از جانداران سهمیه ای از حیات باقی نگذاشته است و منجر به انقراض و نابودی کامل نسل آنها شده است.
31-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
انسان به عنوان یک موجود زباله ساز و فاضلاب ساز و دود ساز در حال بلعیدن طبیعت و زمینهای جنگلی و کشاورزی است. با گسترش بی رویه شهرها و روستاها زمین ها تبدیل به کشتزارها و مزرعه هایی از انسان می شود . یعنی شهرها زمین های پیرامون خود را می بلعند تا انسان بکارند . شالیزارهای انسانی که فقط نشا می کنند هر روز بیشترو بیشتر انسان تولید می کنند
این تعبیری مناسب از وضعیت شهرنشینی امروز جهان است.
و این محصول تولید شده یعنی انسان نیز به نوبه خود فاضلاب، زباله ودود و آلودگی تولید می کند.
با توجه به این وضعیت پیشنهاد می شود :
در کتابهای درسی و آموزشی مدارس و دانشگاهها چند مطلب علمی جدید بشرح زیر گنجانده شود:
A. یک لایه جدید به سایر لایه های سازنده اتمسفر زمین افزوده شود.
یعنی در کنار لایه های مزوسفر – تروپسفر- استراتوسفر و غیره یک لایه جدید که توسط بشر ساخته شده است بنام (اسموک اسفر) نیز به فهرست این لایه ها افزوده میشود.
این لایه را در بالای جّو شهرها میتوان به صورت یک ابر تیره از دود مشاهده کرد.
پس یک نوع ابر جدید نیز باید به فهرست انواع ابرها افزوده شود .از این ابر سیاه ، باران اسیدی می بارد.
B . یک لایه جدید به سایر لایه های تشکیل دهندۀ پوسته زمین که محصول دست انسان قرن 20 و 21 است افزوده شود . این لایه عبارت است از لایه های ضخیم از زباله که در زمین های وسیعی از جهان دفن می شود و شامل تمدن زباله ای بشر می باشد که قرار است بعنوان میراثی برای آیندگان در دل خاک محفوظ بماند.
C . یک لایه جدید نیز به آبهای سطح زمین و آبهای زیرزمینی افزوده شود این لایه آبی شامل فاضلابهای صنعتی و خانگی است که توسط بشر تولید می شود و حاوی کلیه سموم و آلاینده های مختلف است.
D. در مباحث فلسفی نیز به القاب انسان یک تعریف جدید که بهتر مناسب حال بشر است افزوده شود این تعریف جدید از انسان عبارت است از: ((انسان جانور زباله و فاضلاب و پسماند))
باید این لقب و تعریف از انسان را در کنار تعریف ((انسان حیوان ناطق)) درج و منتشر کرد و تا بیشتر درباره آن تفکر و بررسی و تحقیق کنند.
32-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
زندگی زیباست ولی در یک جهان امن و راحت.
ولی آیا اکنون جهان امن است؟ و آیا زندگی کردن در جهان کنونی آسان است؟
مسلماً اینگونه نیست. ولی انسانها می توانند با کاهش شدید جمعیت ، زندگی در جهان را امن و راحت بسازند یعنی جهان امن و راحت با جمعیت کم بهتر است تا جهان امن با جمعیت زیاد. برای تولد یک نوزاد انسان باید شرایط امن فراهم شود و دولتها باید بتوانند امنیت و سلامتی و کارو آموزش و زندگی راحت و از همه مهمتر صلح را برای مدت عمر این نوزاد تضمین کنند . تنها در این صورت متولد کردن یک انسان معقولانه خواهد بود.
در غیر این صورت بهتر آنست که هیچ کودکی متولد نشود چون فقط مصائب و بدبختی های نسل کنونی را به ارث خواهد برد و علاوه بر این خود این کودک نیز مصائب و بدبختی هایی که خود ایجاد خواهد به آن خواهد افزود و این میراث شوم را به نسلی که بعد از خود متولد خواهد کرد ، خواهد سپرد.
باید جمعیت دنیا کاهش یابد و به حدی جلوی زاد و ولد گرفته شود که در نتیجه این اقدام شاهد باشیم زمانی فرا برسد که تولد یک نوزاد انسانی در تمام خبرگزاری های و روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی جهان پخش می شود و این پدیده را همه جشن بگیرند.
تنها در این صورت حرمت و ارزش و تقدس انسان بعنوان یک موجود خرسند به رسمیت شناخته خواهد شد . و دیگر او را به حال خود رها نخواهد کرد تا در جهل و بیکاری و فقر و بدبختی و جنایت غوطه ور شود و نابود گردد. یعنی مطابق آنچه در دنیای کنونی برای همه انسانها رخ می دهد و در حال حاضر هر نسلی که متولد می شود با خود مصیبت می آورد و خود نیز وارث مصیبت های نسل قبل از خود می باشد.
پس برای خاتمه دادن به این تسلسل موجود در توارث بدبختی ها در بین نسل های انسانی تنها چاره اینست که جمعیت جهان کاهش چشمگیری پیدا کند و جلو زاد و ولد در حد وسیعی گرفته شود.
33-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
در تکمیل سخن ابراهیم ادهم می گویم که این دانشمند بزرگ در 1200 سال پیش سخن بسیار پر مغز و پرمعنایی بیان کرده است. این سخن ارزشمند کل فلسفۀ ایجاد کلوب (نان چایلد) و خرب (یونیک هیومنز)= ( unique humans) را بیان می کند که می توانیم در موارد زیر به آن بپردازیم و آن را موشکافی کنیم و گسترش دهیم:
1. او به سرنوشت تلخی که یک انسان با بچه دار شدن با آن روبرو خواهد شد اشاره کرده است. یک اندیشمند و یک انسان خود شناس و یک فیلسوف واقعی می داند که در زندگی فرصت اندکی در اختیار دارد و در این فرصت اندک او باید تمام ظرفیت ها و استعدادهای خود را شکوفا کند و تا حد ممکن به شناخت خود و جهان و اسرار زندگی پی ببرد.
2. لذا می داند که بچه دار شدن این فرصت را برای همیشه از او می گیرد و او را سرگرم نیازهای ابتدایی یک انسان دیگر خواهد کرد و به این نحو فرصت زندگی برای خودش را از دست می دهد .
3. و علاوه بر این یک دانشمند و خردمند واقعی با شناخت کاملی که از خود و جهان پیرامون خود دارد ترجیح می دهد که بچه دار نشود چون به این وسیله انسان دیگری را محکوم به زندگی پر از رنج در این جهان نخواهد کرد.
به همین دلیل است که اگر در زندگی نوابغ و دانشمندان بزرگ و فیلسوفان بزرگ تحقیق نماییم متوجه خواهیم شد که اکثر آنان تا آخر عمر بچه دار نشدند و ترجیح دادند زندگی خود را وقف دانش و دست یابی به ناشناخته ها و اسرار جهان کنند.
آنان نخواستند با بچه دار شدن مجبور شوند از صفر شروع کنند یعنی فکر و حوصله و زندگی خود را وقف تغذیه و نگهداری و پرورش زندگی نباتی و جانوری یک نوزاد نمایند و به این ترتیب تمام استعدادهای خود را نادیده گرفته و به پای بزرگ شدن این نوزاد تباه کنند وقتی که می دانند معلوم نیست این نوزاد وقتی بزرگ شود چه کسی خواهد شد .مردان بزرگ تاریخ فرزندی نداشتند آنها خود در حقیقت فرزند خودشان بودند و به جای بزرگ کردن یک نوزاد ترجیح دادند خودشان را بزرگ کنند یعنی مغزشان و روحشان را بزرگ کنند و به کمال برسانند. و چه انتخاب شایسته ای کردند ! مگر نه اینست که هر یک از ما در درون جمجمه سر خود نوزادی داریم بنام مغز که پیش از هر چیز باید بفکر پرورش آن باشیم تا به بلوغ خود برسد. ولی متاسفانه اکثریت مردم جهان این موضوع را نادیده می گیرند یا برای فرار از این وظیفه اصلی سعی می کنند بچه دار شوند و خود را با پرورش جسم و بدن یک نوزاد سرگرم و دلخوش می کنند.
نتیجه اش اینست که اکثریت مردم جهان در حالی می میرند که 99% از استعدادهایشان شکوفا نشده است و مغزی را با خود به گور میبرند که به اندازه مغز یک نوجوان 15 ساله است و هیچگونه رشدی نکرده است.
از جنبه های مادی و امکانات زندگی نیز همین اتفاق می افتد یعنی انسان کار می کند و می خواهد از ثمره و نتیجه کار خود لذت ببرد و آسوده زندگی کند ولی با بچه دار شدن مرتکب بزرگترین اشتباه زندگی خود می شود چون باید بیشتر مزد و حقوق خود را علاوه بر وقت و حوصله و انرژی ، صرف نیازهای یک کودک نماید و تا آخر عمر مخارج زنذگی انسان دیگری را بپردازد و اکثر انسانها به این نحو فرصت برخوردارشدن از امکانات یک زندگی خوب و دلخواه را از دست می دهند و در حقیقت تبدیل به یک نوکر بی مزد و مواجب برای بچه خود می شوند. و در اصل هر بچه ای پدر و مادر خود را تبدیل به یک برده می کند.
پدر و مادر برده هایی هستند که باید با جسم و روح خود در خدمت فرزندان باشند و دیگر انسانهای آزاد بشمار نمی آیند.
در حقیقت از نظر طبیعت انسانها با بچه دار شدن مرده به حساب می آیند برای طبیعت نسل جدید به عنوان هدف غایی ، ارزشمند است و نسل قبلی دیگر از رده خارج است و اعتباری ندارد و مرده به حساب می آید.
با تولد هر کودک پدر و مادر او تبذیل به یکی از اندام های بدن کودک خود می شوند و وظیفه آنها اینست که مقدمات تغذیه و رشد و بزرگ شدن این کودک را فراهم کنند مادر تبدبل به یک پستان پر از شیر می شود و نیز تبدیل به یک خدمتکار شبانه روزی کودک می شود.
پدر نیز تبدیل به یک کارگر _ نگهبان و دستگاه خودپرداز بانک می شود که باید هزینه های زندگی کودک را بپردازد . و به این نحو پدر و مادرها انسانهایی هستند در دام بزرگی افتاده اند . و با درک این موضوع پی خواهیم برد چرا ابراهیم ادهم آن سخن معروف خود را گفته است.
هدف و غایت طبیعت نسل نو است و با تولد بچه نسل قبلی یعنی پدر و مادر طفل از نظر طبیعت مرده محسوب می شوند .
چون پدر و مادر شدن یعنی از دست دادن یک نیرو و توان بالقوه که به صورت امانت در اختیار هر انسانی قرار دارد و شانس و بخت او برای رسیدن به آگاهی و کمال محسوب می شود.
انسانها با بچه دار شدن این نیرو اقتدار را برای همیشه از دست می دهند و به فرزندان خود منتقل می نمایند و پس از این انتقال است که پدر و مادرها از مفهوم زندگی همچون یک میوه که آبش گرفته شده باشد تهی می شوند.
این حقیقت را (کارلوس کاستاندا) در کتابهای خود که در آنها به بیان عرفان سرخپوستان پرداخته است نیز بیان کرده است.
و پدر و مادرها را یعنی کسانی که بچه دار شده اند را از نظر وضعیت هالۀ روحانی بدنشان مورد بررسی قرار داده است.
او بیان می کند که هالۀ پیرامون کالبد انسانهایی که بچه دار شده اند شفافیت خود را از دست میدهد و کدر و لکه دار و سوراخ می شود و دارای چروکیدگی می شود و دیگر حباب مانند نیست در حالی که هاله افرادی که بچه دار نشده اند حباب مانند است و شفافیت و درخشندگی زیادی دارد و اقتدار خود را حفظ کرده است.
2. ابراهیم ادهم در 1200 سال پیش گفته است انسانها اگر بچه دار شوند ناچار غرق شده اند او حکمت بزرگی را بیان کرده است.
3. ما با شرایط بحرانی موجود در کره زمین این موضوع را توسعه می دهیم و می گوییم :" تولد هر بچه کره زمین و محیط زیست آن را نیز غرق می کند."
همه ما انسانها به همراه سایر موجودات بر یک کشتی بزرگ بنام کره زمین سوار هستیم این کشتی در فضای بیکران کهکشان شناور است.
و این کشتی به علت تولد بی حساب و کتاب فرزندان انسان در حال غرق شدن در دود و زباله و فاضلاب و پسماند است.
یعنی زمین بعنوان گهواره حیات با تولد هر انسان یک گام به نابودی نزدیکتر می شود . مدت هاست که جانداران دیگر با نابودی و انغراض نسل خود تاوان زاد و ولد لگام گسیخته انسان را پرداخته اند و یا دارند می پردازند.
یعنی برای اینکه جا برای نسل های انسان باز شود منغرض می شوند تا امکانات بیشتری در اختیار انسان بعنوان غاصب گهواره حیات و غاصب کشتی حیات قرار گیرد.
پس باید در تکمیل سخن ابراهیم ادهم گفت: " با تولد هر انسان همه چیز نابود می شود."
34-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
آیا زندگی ارزش این همه بد بختی را دارد؟
آیا پدر و مادرها تمایلی داشتند کودکی بدنیا اورند اگر می دانستند که فرزندی که بدنیا خواهند آورد قرار است یک معتاد شود یا ناقصه الخلقه متولد شود یا در طول عمرش به بیماری روانی دچار شود یا به بیماری ایدز و آنفلوانزای مرغی و سرطان و سایر بیماریهای درمان ناپذیر دچار شودیا اینکه خود کشی کند یا نسبت به زحمات پدرو مادرش ناسپاس شود و یا با ضریب هوشی پائینی متولد شود و یا هزاران شرایط ناگوار دیگر؟ از قبیل فقر – بیکاری – انحرافات جنسی و اخلاقی و حتی مردن پیش از پدر و مادر و غیره ، مسلماً اگر کسی می دانست چنین سرنوشتی در انتظار فرزندانش خواهد بود هیچگاه بچه دار نمی شد پس آنچه باعت می شود انسانها بدون مطالعه و با بی احتیاطی بچه دار شوند بی توجهی آنها به مصائبی است که در انتظار نوزادشان می باشد.
با توجه به اینکه آمارها نشان می دهند 99% کودکان متولد شده در دنیا به یکی از سرنوشتهای شوم و ناگوار گفته شده در بالا دچار می شود. پس باید گفت اگر کسی از این موضوع آگاه باشد هرگز بچه دار نخواهد شد و هیچگاه کسی این ریسک خطرناک را برای تولید بچه نخواهد کرد.
35-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
فلسفه زندگی چیست؟ معنای زندگی هرچه باشد ، مهم آنست که یک موجود زنده از زمانی که متولد می شود بدام افتاده است .
یعنی او پا به دام مرگ گذاشته است و محکوم به مرگ است و هیچ راه گریزی از این سرنوشت ندارد. فرقی نمی کند چگونه بمیرد چون بی نهایت مرگ گوناگون وجود دارد.
مهم اینست که او سرانجام باید بمیرد و بدتر از آن اینست که او از این موضوع آگاه است.
و می داند که زمانی فرا خواهد رسید که او در آن لحظه قرار است دیگر نباشد این انسان میرا و محکوم به مرگ در آمدن به این دنیا اختیاری از خود نداشته است و او اگر پیش از تولد از رنجها و بیماریها و پیری و سرانجام مرگ خود در این جهان خبر می داشت هیچگاه تمایلی به متولد شدن نداشت.
ولی این آگاهی و توانایی انتخاب و آزادی را ندارد و در نتیجه در اثر ناآگاهی و خودخواهی های پدرومادر خود محکوم به زندگی کوتاه و مشقت بار در این دنیا که یک جور مرگ تدریجی است شده است.
ولی ما انسانها اکنون این آگاهی و آزادی انتخاب را داریم که از تکرار این خودخواهی جلوگیری کنیم و از تولد یک انسان محکوم به مرگ دیگر توسط خودمان جلوگیری کنیم.
انسان تنها با شناخت و آگاهی کافی می تواند پی به فلسفه رنج موجود در جهان ببرد و با قاطعیت مانع تولد کودکی توسط خودش بشود.
این اقدام داوطلبانه در خوداری از زاد و ولد در حقسقت به مثابه اعلام جنگ با آداب و سنن است ولی تنها در این صورت است که انسان می تواند از مرگ خود انتقام بگیرد یعنی با جلوگیری داوطلبانه از زاد و ولد ، با مرگ خود ، به مرگ نیز خاتمه می دهد و به تسلسل رنجها و مرگهایی خود وارث آنها بوده است خاتمه می دهد و این وضعیت درست شبیه محکوم بمرگی است که جلاد خود را با خود بکام مرگ و نابودی می کشاند. مطمئناً این نوع مرگ ارزشش را دارد که انسان تن به زاد و ولد ندهد.
36-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
اعضای کلوب (نان چایلد ) یعنی گروه 0=1+1 انسانهای فرهیخته ای هستند که ریشۀ همه بحران ها و بدبختی ها ی بشر کنونی را شناسائی کرده اند و درمان و راه حل این بحران ها و مصائب را که بشر در جهان کنونی با آنها دست بگریبان است. یافته اند و به آن عمل می کنند. . این راه حل عبارت است از (( خودداری داوطلبانه از زاد و ولد برای کاهش جمعیت جهان )).
و به همین علت اعضای کلوب نان چایلد اقدام به تاسیس گروه 0=1+1 یعنی (حزب انسانهای یگانه و بی مانند )= ( unique humans party ) می کنند و از همه انسانها دعوت می نمایند به این کلوب و حزب جدید بپیوندند . آنها که مایلند فقط کافی است پس از مطالعه کافی تصمیم فاطع بگیرند که تا آخر عمر بچه دار نشوند و سپس با یک ایمیل مشخصات خود را برای ثبت نام در کلوب (نان چایلد) و حزب (یونیک هیومنز) یعنی گروه 0=1+1 به آدرس kaveh_ahangar19@yahoo.com ارسال کنند.
در هر شهر و هر کشوری در جهان این کلوب و حزب قابل گسترش است و وقتی جمعیت اعضای این حزب در یک کشور به اندازۀ کم جمعیت ترین شهری که در پارلمان آن کشور صاحب نماینده است رسید آنگاه این حزب و کلوب در آن کشور تقاضای داشتن نماینده مخصوص خود را در پارلمان خواهد نمود. پس هر کس که مایل است می تواند در کشور خود این حزب را راه اندازی کند و به همین ترتیب در سطح بین المللی اگر جمعیت کل کلوب های نان چایلد و حزب های یونیک هیومنز به حد کوچکترین کشوری که در مجمع عمومی سازمان ملل صاحب نماینده است رسید آنگاه این حزب جهانی یونیک هیومنز تقاضای داشتن نمایندۀ خود را در سازمان ملل خواهد نمود . چون اعضای این حزب به خاطر هدف مقدس خود یعنی کاهش جمعیت برای حفظ محیط زیست کره زمین فعالیت می کنند باید دارای نماینده باشند تا حافظ منافع این اعضا در مجامع قانون گذاری و تصمیم گیری منطقه ای و جهانی باشد.
اعضای حزب یونیک هیومنز هیچ فرزندی تولید مثل نمی کنند . چون آنها در حقیقت کره زمین و موجودات آن را به فرزند خواندگی خود پذیرفته اند و برای حفظ آن تلاش می کنند و به دلیل این فداکاری مستحق بالاترین پاداش ها و حمایت ها هستند.
37-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
اهداف بزرگ اعضای ( حزب یونیک هیومنز) و (کلوب نان چایلد) و گروه سبز 0=1+1 عبارتند از:
1. کاهش جمعیت جهان به منظور حفظ محیط زیست و نجات گونه های جانداران از خطر انقراض.
2. تامین رفاه و زندگی مناسب برای انسانها به کمک کاهش جمعیت.
3. حل بحران ها ی موجود در جهان به علت انفجار جمعیت جهان پدید آمده است.
4. ((یونیک هیومنزها)) به مردم جهان این پیام را می دهند که بیشتر به خودشان و محیط زیست شان بیندیشند.
و این پند مهم را به مردم جهان می دهند که آنها باید به عنوان یک نسل زنده خود را از دغدغه های نسل قبل و نسل بعد نجات بدهند.
5. هدف بزرگ (یونیک هیومنزها )اینست که با کاهش جمعیت در جهان این زمینه را فراهم آورند که بیش از نیمی وسعت خشکی های جهان از انسانها خالی شود و برای حفظ محیط زیست و جانداران زمین حفاظت و نگهداری شوند.
برای تحقق این که 50% خشکی ها حفاظت شده اعلام شود ، پیشنهاد می شود که : همانطور که از مجموع هفت قاره زمین یک قارۀ آن خالی از انسان است . یعنی در میان قاره های هفتگانه ((آسیا ، اروپا، افریقا ، استرالیا ، آمریکای شمالی ، آمریکای جنوبی و قطب جنوب))
چون قاره قطب جنوب از جمعیت انسانها خالی است سایر واحدهای سیاسی جغرافیایی بشرح زیر از جمعیت انسانی خالی و به زیست گونه های جانداران اختصاص بیابد.
A . یک هفتم از خشکی هر قاره در جهان نیز از جمعیت خالی شود و به گونه های جانوری و گیاهی اختصاص بیابد یعنی در هر قاره به اندازۀ وسعت یک کشور از آن قاره ، به عنوان کشوری برای جانوران و گیاهان و طبیعت دست نخورده از جمعیت خالی شود و حفاظت شده اعلام شود.
B . یک هفتم از وسعت هر کشور در جهان به اندازۀ وسعت یک استان و ایالت آن کشور از جمعیت انسان خالی شود و به عنوان طبیعت بکر در انحصار سکونت گاه جانوران و گیاهان آن کشور قرار گیرد.
C . یک هفتم از وسعت هر استان در کشورهای جهان نیز از جمعیت انسانی تهی شود و به سکونت حیات وحش و گیاهان و طبیعت بکر اختصاص پیدا کند.
یعنی در هر استان و ایالت به اندازۀ وسعت یک شهرستان از جمعیت انسانها خالی شود و فقط به طبیعت بکر و گونه های مختلف جانداران آن منطقه اختصاص بیابد.
D . یک هفتم از وسعت هر شهرستان در ایالات کشورهای جهان نیز از جمعیت انسانی تهی شود یعنی در هر شهرستان به اندازۀ وسعت یک بخش آن شهرستان از جمعیت انسانی تهی شود و به حیات طبیعی جانوران و گیاهان آن منطقه اختصاص پیدا کند.
E . یک هفتم از وسعت هر بخش از شهرستانهای جهان نیز از جمعیت انسانی تهی شود و بعنوان منطقه حفاظت شده به حیاط وحش و طبیعی و گیاهی اختصاص بیابد.
یعنی از هر بخش به اندازۀ وسعت یک دهستان از جمعیت تهی و به طبیعت بکر اختصاص پیدا کند و به عنوان سکونت گاه جانداران در نظر گرفته شود.
F . یک هفتم از وسعت هر دهستان از بخش های شهرستانهای جهان نیز همینطور از جمعیت انسانس خالی شود یعنی به اندازۀ وسعت یک روستا از جمعیت انسانی تخلیه و به سکونت گاه جانداران تبدیل شود.
G . این تقسیم بندی را می توان تا حد هر منطقه از شهر و روستا ادامه داد.
یعنی از هر شهر و روستا به اندازۀ وسعت یک هفتم آن از جمعیت انسانها خالی شود یعنی به اندازۀ وسعت یک منطقه از هر شهر و روستا از انسان تهی شود و به حیات جانوران و گیاهان اختصاص پیدا کنند. و به پارک و جنگل و باغ تبدیل شود.
H . این تقسیم بندی را می توان تا یک هفتم از هر منطقه و یک هفتم از هر خیابان و یک هفتم از وسعت هر کوچه ادامه داد.
در هر خیابان می توان پارک و جنگل برای فضای سبز اختصاص داد.
و در هر کوچه نیز می توان به اندازۀ وسعت یک منزل مسکونی به فضای سبز و باغ اختصاص داد تا حتی پرندگان محلی مکانی را برای لانه سازی و بقا داشته باشند.
حتی در هر منزل مسکونی می توان یک هفتم از هر منزل را به گلخانه و باغ اختصاص داد این ایدۀ بزرگ به آسانی با کاهش جمعیت جهان تحقق خواهد پذیرفت و برای تحقق کاهش جمعیت باید دولتها و مردم جهان به فلسفۀ (حزب یونیک هیومنز) یعنی گروه 0=1+1 توجه کنند و پی به تاثیر و کار آمدی آن ببرند . دولتها ی جهان می توانند سازمانی با عنوان (یونیک هیومنز) تاسیس کنند . و سازمان ملل نیز می تواند یک (یونیک هیومنز) یا گروه 0=1+1 بین المللی تاسیس کند.
و از انسانهایی که داوطلبانه بعنوان یونیک هیومنز قرار دارد ببندند که بطور مطلق از زاد و ولد خودداری خواهند ثبت نام بعمل آورند و در عوض نیز دولتها و مجامع بین المللی انواع حمایت های مالی و اجتماعی را از اعضای (یونیک هیومنز پارتی) بعمل آورند و رفاه – کار- سلامتی- و تمام شاخص های یک زندگی مناسب را به صورت سوبسیدهای ویژه در اختیار یونیک هیومنز قرار دهند.
تنها در این صورت است که انسانها با پیوستن و عضو شدن در یونیک هیومنز پارتی رغبت پیدا خواهند کرد و در نتیجه جمعیت جهان در مدتی کوتاه به حد چشمگیری کاهش خواهد یافت و کلیه بحران های زمین حل خواهد شد.
38-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
بحران های موجود در جهان بسار زیاد است. اعضای حزب یونیک هیومنز و نان چایلد کلوب با عدم زاد و ولد خود این بحران ها را به انضمام بحران هایی که قرار است در آینده بوجود آید را برطرف می کنند.
برای مثال : A) یونیک هیومنز با عدم زاد و ولد خود از بوجود آمدن بیکاران یا معتادان و بیماران یا جنایت کاران و زندانیانی که در صورت زاد و ولد در آینده به وجود خواهد آمد ، جلوگیری می کنند.
پس دولتهای جهان از محل بودجه هایی که قرار است برای ایجاد شغل برای بیکاران یا برای درمان معتادان و بیماران یا برای زندانیان هزینه کنند ، باید بخشی را بعنوان پاداش در اختیار اعضای حزب یونیک هیومنز و نان چایلد قرار دهند و بعنوان حمایت های مالی به آنها اختصاص داده شود . چون یونیک هیومنز باعث صرفه جویی در این بودجه ها شده اند و این صرفه جویی به یک نسل محدود نمی شود و تا ابد ادامه دارد.
B ) یونیک هیومنز از تعدادمصرف کنندگان انرژی در آینده نزدیک می کاهند . در نتیجه باعث کنترل آلودگی هوا و محیط زیست می شوند.
پس در این باره نیز دولتهای جهان از محل این بودجه هایی که توسط یونیک هیومنز
( unique humans ) و گروه 0=1+1 صرفه جویی می شود و باید به این گروه کمک های مادام العمر و سوبسیدهای ویژه اختصاص بدهند (بپردازند).
C ) اعضای یونیک هیومنز پارتی و نان چایلد کلوب با خود داری خود از زاد و ولد و صرف نظر داوطلبانه از حق طبیعی خود باعث حل بسیاری از بحران های لاینحل کنونی و آیندۀ جهان می شوند یعنی آنها علاوه بر اینکه مشکلات کنونی جهان را حل می کننتد ، بحران هایی که در نسل های آینده تکرار خواهد شد را نیز حل کرده اند و باعث نابودی مصیبت ها در آینده نیز می شوند.
چون وقتی جمعیت جهان کاهش بیابد بحرانها و مشکلات جهان نیز توام با این کاهش کم خواهد شد .
و علاوه بر این چون فرزندی متولد نمی شود به این ترتیب جلو تسلسل نسل هایی که قرار بود در آینده متولد شوند گرفته می شودو در نتیجه جلو مسلسل بحران هایی که آن نسل ها قرار بوجود اورند گرفته میشود . و در آن زمان بشر فرصت خواهد داشت بجای اینکه وقت و هزینه اش را صرف حل بحرانهای خود کند ، آن وقت و هزینه را صرف امور بهتر و پیشرفت خود کند.
پس یونیک هیومنز بدلیل این اقدامات موثر و کارآمد به جهانیان اثبات می کنند که چند گام جلوتر از دیگران هستند و آیندگان از این گروه تجلیل خواهند کرد و اندیشه و عمل یونیک هیومنز را خواهند ستود. چون عملکرد این گروه باعث خواهد شد که آیندگان جهانی بهتر و زندگی سالمتری داشته باشند.
39-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
عده ای ممکن است مخالف فعالیت یونیک هیومنز باشند و خود داری از تولید مثل را باعث کاهشض جمعیت و انقراض بشریت تصور کنند.
ولی در پاسخ این عده باید گفت که نباید نگران انقراض بشر باشند چون در هر صورت جمعیت هایی هستند که به تولید مثل خود ادامه خواهند داد و همه به حزب یونیک هیومنز نخواهد پیوست.
و هدف یونیک هیومنز نیز انقراض بشریت نیست . بلکه هدف آن کاهش جمعیت جهان و با روشی معقولانه جلوگیری از افزایش بی رویه جمعیت و کنترل آن برای حفظ محیط زیست است.
و نیز بهبود وضع زندگی جمعیت کنونی و آینده زمین اعم از انسان و حیوان و گیاه و غیره است.
از طرف دیگر ، کاهش جمعیت در پاره ای از کشورهای جهان شروع شده است .
از جمله در روسیه روزی 1000 نفر از جمعیت این کشورها کاسته می شود بطوریکه اگر این وضع ادامه پیدا کند جمعیت این کشور در 50 سال آینده به ⅓ جمعیت کنونی کاهش پیدا خواهد کرد.
و حتی برخی از کشورها مانند فرانسه و ژاپن برای تشویش در زاد و ولد خانواده ها به مادرانی که آبستن شوند جایزه مالی پرداخت می کنند.
ولی برعکس در بسیاری از کشورهای جهان جمعیت بطور بی رویه رشد می کند و نتیجۀ آن فقط فقر و جنگ و بیماری و مهاجرت است.
ولی باید گفت که این روند موجود ، حکایت از وجود یک وضعیت هرج و مرج و بی برنامه در کنترل جمعیت جهان است.
چون روند کاهش جمعیت در بعضی از کشورها مانند روسیه معلوم نیست همچنان ادامه پیدا کند و یا اعطای جایزه به زایمان بیشتر در کشورهایی مانند ژاپن و فرانسه که دارای جمعیت زیاد و زاد و ولد مناسب هستند دلیلی است بر وجود یک نگرانی عمده، شاید آنها می خواهند جلو مهاجرت اتباع خارجی را به داخل کشورشان بگیرند.
ولی باید گفت که در آنچه باعث نگرانی کشورهایی مانند روسیه می شود ، کاهش جمعیت آنها نیست بلکه آنها از کاهش جمعیت خود خوشحال هم هستند.
ولی آنها می بینند که جمعیت مردم در سایر کشورها کاهش نمی یابد و به این دلیل است که از کاهش جمعیت خود نگران می شوند و افزایش جمعیت کشورهای دیگر را خطری برای خود می دانند.
این نگرانی برای کشورهای ژاپن و فرانسه و آلمان و غیره نیز وجود دارد و به همین دلیل سعی می کنند در مقابله با انفجار جمعیت که در کشورهای جهان سوم و کشورهای در حال توسعه رخ می دهد دست به رقابت بزنند و جلو مهاجرت مردم از آسیا و آفریقا را بگیرند .
ولی کشورهای صنعتی به این روش موفق نخواهند شد و سرانجام روزی فرا خواهد رسید که کشورهای صنعتی در دریایی از مردم کشورهای جهان سوم آسیایی و آفریقایی غرق شوند.
تنها راه حل بحران جمعیت در جهان ، توسل به فلسفه گروه 0=1+1 {نان چایلد کلوب برای تاسیس یونیک هیومنز پارتی} است.
چون در اینصورت جمعیت های آسیایی ، آفریقایی و جهان سوم طی یک برنامه منظم سیاست کاهش جمعیت را همگام و موازی با سایر کشورهای جهان اجرا خواهند کرد و مردم این کشورها نیز به دلیل وجود مزایای مالی در (یونیک هیومنز) به اجرای آن کمک خواهند کرد.
و نتیجه اش این خواهد شد که اسیا و افریقا که اکنون بطور بی رویه از جمعیت چاق می شوند مجبور خواهند شد « رژیم جمعیت» بگبرند و همگام با کاهش جمعیت در سایر نقاط جهان آنها نیز جمعیت خود را کاهش دهند و لاغر شوند. کشورهای پولدار باید به لاغرشدن کشورهای پرجمعیت کمک کنند.
و با تشکیل یک سازمان بین المللی و منطقه ای با عنوان «یونیک هیومنز» برای همه کشورها سهمیه کاهش جمعیت در نظر بگیرند تا هر دولتی در جهان جمعیت کشور خود را متناسب با جمعیت سایر کشورها کاهش بدهد.
و برای حسن اجرای اینکار از سیاست تشویق و تنبیه استفاده کنند یعنی هر دولتی که در کاهش جمعیت خود موفق شد و به آن عمل کرد با پاداش های بین المللی و دادن حمایت های مالی بیشتر به اعضای (نان چایلد کلوب برای تاسیس یونیک هیومنز پارتی) آن کشور آنها را تشویق کنند. و اگر دولت و کشوری به سهمیه کاهش جمعیت اش عمل نکرد و جمعیت خود را نداد آنگاه با تحریم های اقتصادی و مجازات های بین المللی او را تنبیه کرد.
اکنون کشورهای جهان باید به فکر کاهش جمعیت باشند نه کنترل جمعیت.
چون کلیه برنامه های کنترل جمعیت تاکنون با شکست روبرو شده است.
و کاملاً آشکار است که دولتها به وظیفه خود عمل نمی کنند و فقط شعار می دهند و حرف می زنند و پول خرج می کنند و بودجه هایی که برای حل بحرانها تصویب می کنند بر باد میرود و اختلاس می شود و عملاً هیچ کس در جهان هیچ کاری نمی کند .
و حتی کشور چین که سیاست تک فرزندی را به طور جدی اجرا می کند نیز چندان در کنترل جمعیت خود موفق نبوده است.
پس کاملاً آشکار است که فقط باید به کاهش جمعیت شدید فکر کرد.
و تنها راه حل موثر برای کاهش جمعیت جهان عمل به ایدۀ شرکت دانشکاوان است.
یعنی (( non child club to establish for unique humans party)) یا گروه 0=1+1 تنها به این وسیله مردم جهان می توانند جلو بر باد رفتن بودجه هایی که اختلاس می شود و هیچگاه صرف حل بحرانها نمی شود را بگیرند.
یعنی مردم جهان باید دولتهایشان را مجبور به تاسیس یک سازمان رسمی برای (یونیک هیومنز) کنند چون فقط با تاسیس این نهاد می توانند مطمئن باشند که این بودجه ها در یک راه حل موثر هزینه خواهد شد یعنی به کسانی پرداخت خواهد شد که حاضرند در صورت دریافت کمک های مالی و حمایت های رفاهی مادام العمر ، از تولید مثل خودداری کنند.
در صورتی که برخلاف تعهد خود فرزندار شوند مجبور خواهند شد بودجه هایی که صرف آنها شده را به خزانه دولت برگردانند.
دولتها می توانند برای نظارت بر حسن اجرای قراردادهای که افراد داوطلب امضا می کنند تدابیر متنوعی اتخاذ کنند و این تدابیر را در متن قرارداد بگنجانند.
مثلاً در صئرتی که فردی بر خلاف قرار داد خود اقدام به تولید مثل نمود آنگاه او محکوم به استرداد سوبسیدها و کمک های مالی که دریافته نموده است بکنند.
و حتی جریمه و پرداخت خسارت نیز برای کسی که قراردادش را نقص می کند در نظر بگیرند. به هر حال اجرای این طرح در عمل امکانپذیر است و نظارت بر آن نیز بسیار آسان است.
40-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
عمل به ایدۀ [نان چایلد کلوب برای تاسیس حزب یونیک هیومنز] و گروه 0=1+1 معقولانه ترین و سالم ترین و سریع ترین و کوتاه ترین و موثر ترین راه برای کاهش جمعیت جهان بطور هماهنگ و متناسب است.
ولی به عنوان هشدار باید مردم جهان بدانند که ممکن است عده ای تاکنون روشهای محدود و منطقه ای برای کاهش جمعیت اعمال کرده باشند. روش هایی همچون هلوکاست یا قوم کشی در یوگسلاوی سابق و در دارفور سودان یا سایر کشورهای آفریقایی.
یا کشتار ارامنه در ترکیه توسط ترکهای عثمانی. و یا وضعیت کنونی کردها در ترکیه و یا کشتار کردهای عراق در زمان صدام حسین پرزیدنت مخلوع عراق و کشتار تبتی ها و اشغال تبت توسط چین و کشتار کشمیری ها و اشغال کشمیر توسط هند و پاکستان یا کشتار سرخپوستان آمریکا توسط مهاجران.
و یا توسعه مشکوک مواد مخدر در جهان و گسترش اعتیاد و جرم و جنایت در جهان و یا تولید ویروس های آزمایشگاهی و انتشار بیماری های کشنده در جهان همچون ایدز و سارس و آنفلوآنزای مرغی و بیماری هایی از این قبیل .
و یا حتی ایجاد جنگهای متعدد در جهان و یا ایجاد تورم اقتصادی به قصد کاستن از قدرت خرید مردم همه اینها ممکن است روشهایی باشند که بطور عمدی اعمال می شوند تا جمعیت بخشی از جهان کاهش پیدا کند و یا جمعیت های انسانی را کنترل کنند.
علت بوجود آمدن چنین روشهای خطرناک و منفی برای کاهش جمعیت بیشتر به دلیل تهدیدی است که عده ای از افزایش جمعیت در منطقه ای دیگر از جهان احساس می کنند.
پس آشکار می شود که کاهش داوطلبانه جمعیت آنهم به طور فراگیر و هماهنگ در سراسر جهان در قالب برنامۀ ( نان چایلد کلوب برای تاسیس یونیک هیومنز پارتی) یا گروه 0=1+1 بهترین روش برای خاتمه دادن به فاجه هایی است که گفته شد. و کاهش جمعیت به روش (نان چایلد-یونیک هیومنز) جلو اقدامات تبهکارانه و جنایت کارانه را می گیرد و جهان را به محیط امنی تبدیل خواهد کرد .
با کاهش جمعیت تولید و فروش سلاح جنگی نیز کاهش می یابد و رقابت بر سر تسلیحات کاهش چشمگیری می یابد چون با کاهش جمعیت کشورها دیگر تهدید کمتری را احساس خواهند کرد.پدیدۀ تروریست نیز در جهان از میا ن خواهد رفت . چون با کاهش جمعیت به روش سودمند (نان چایلد-یونیک هیومنز) عملاً رفاه اجتماعی برای قشر عظیمی تامین می شود و با نابودی فقر پدیدۀ ترور نیز نابود میشود و امنیت درسطح جهان تامین خواهد شد.
41-* (خبر)
بر اساس گزارش موسسه انرژی DOE در سال 1999 ، تقریباً 1/6 میلیارد تن co 2
در سراسر جهان پخش شد که بر اساس آمار این رقم تا سال 2020 به 9/9 میلیارد تن افزایش می یابد.
ممکن است سالها طول بکشد تا یک سوخت جایگزین پیدا شود ولی مسئله قطعی اینست که فرصت زیادی برای کشف انرژی جایگزین باقی نمانده است.
42-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
با دقت در جوامع مختلف متوجه می شویم که فرهنگهای مختلف فلسفه های متنوعی دربارۀ بچه دار شدن دارند. حتی هر خانواده ای یعنی هر زن و شوهری فلسفه خاص خود را برای تولید مثل دارد . ولی می توان انگیزه هایی را که باعث می شود زن و شوهرها به فکر ایجاد فرزند باشند می توانیم به چند دسته کلی بشرح ذیل تقسیم کنیم:
A . بسیاری از زن و شوهرها دست و پا بسته تحت سلطه آداب و رسوم و سنت های جامعه خود قرار دارند و حتی بر خلاف میل خود مجبورند برای همرنگ شدن با جامعه ای که در آن زندگی می کنند بچه دار شوند علاوه بر این بسیاری از زن و شوهر ها تحت فشار نسل قبلی که میل دارد پدربزرگ و مادر بزرگ شوند مجبور به تولیدمثل می شوند تا برای پدر و مادرهای خود ، نوۀ متولد نمایند.
B . بسیاری از زن و شوهرها هستند که یکی از آن دو علاقه ای به تولید مثل ندارند ولی دیگر علاقه دارد فرزند داشته باشد. نتیجه این می شود که طرفی که علاقه ای به تولد بچه ندارند مجبور بشود بر خلاف میل خود تن به خواسته همسر خود بدهد.
C . بسیاری از شوهرها علاقه ای به وجود بچه ندارند ولی بنا به انگیزهای مختلف مایلند همسرشان آبستن شود. برخی چون به همسر خود خیانت می کنند و دوستانی برای خود پیدا کرده اند برای اینکه همسر خود را مشغول کنند و او را چند ماه درگیر حاملگی کنند و نیز او را چند سال سرگرم بزرگ کردن و رسیدگی به بچه نمایند اقدام به حامله کردن همسر خود می کنند تا به این وسیله مدتی از دست او خلاص شوند تا بتوانند با فرصت بیشترو توان بیشتر به سرگرمی های خود در خارج از منزل بپردازند . بسیاری از فرزندان محصول این انگیزه پدران هستند.
D . برخی از شوهرها چون به همسر خود شک دارند برای اینکه او را مشغول کنند اقدام به حامله کردن همسر خود می کنند تا به خیال خودشان به این وسیله همسرشان فرصت خیانت به آنها را پیدا نکند بسیاری از فرزندان نیز در اثر چنین انگیزه ای متولد می شوند.در اینگونه خانواده ها جمعیت فرزندان زیاد است چون حاملگی های پشت سر هم انجام می شود و مردان بدبین به این وسیله خود را راضی می کنند.
E . در مقابل اینگونه مردان ، زنهایی وجود دارند که با انگیزه ای مشابه اقدام به بچه دار شدن می کنند. یعنی برای اینکه شوهرشان در آینده آنها را رها نکنند و با زن دیگری ازدواج نکنند . بر خلاف میل شوهر خود حامله می شوند و با زائیدن چند بچه باعث می شوند که شوهرشان به او وابسته شود چون یک مرد اگراز زن خود متنفر هم باشد بخاطر وجود فرزندان متعدد قادر نخواهند بود او را طلاق بدهد چون برای سرپرستی و بزرگ کردن فرزندانش نیاز به وجود زن دارد.
و ععموماً اکثر مردها از عواقب طلاق برای فرزندان خود بیمناک هستند و حوصله بزرگ کردن بزرگ کردن فرزندان را نیز به تنهایی ندارند.
در نتیجه در خانواده های زیادی وجود دارند که مرد به زن خود به چشم یک کلفت بچه های خود نگاه می کند و به این نحو به زندگی با او ادامه می دهد.
و حتی بسیاری از خانواده ها هستند که زن و شوهرها در ظاهر نقش زن و شوهر را بازی می کنند یعنی به خاطر رعایت روحیه و آینده بچه هایشان در ظاهر زن و شوهر هستند ولی در باطن از هم جدا شده اند و هر کدام زندگی خصوصی جداگانه ای برای خود دارند.
F . بسیاری از زنها نیز هستند که از پولدار شدن شوهر خود بیمناک هستند چون تصور می کنند اگر شوهرشان پولدار شود و زندگی راحت و آسوده ای داشته باشد آنوقت (زیر سرش بلند خواهد شد) یعنی هوس خواهد کرد زن دوم یا سوم بگیرد برای همین دلیل این زنها که بیشتر در کشورهای شرقی هستند سعی می کنند با متولد کردن چند فرزند مخارج زیادی را روی دست شوهر خود بگذارند و حتی با ترفند های مختلف سعی می کنند زندگی را بر شوهر خود تلخ کنند تا به این وسیله او را از فکر ازدواج مجدد باز دارند و از ازدواج با زن دیگری بعلت وجود گرفتاری ها و زحمات زیادی که تجربه نموده است بترسد و منصرف شود. بسیاری از فرزندان متولد شده نیز محصول این گونه انگیزه های مادرانه هستند.
G . خانواده هایی هستند که برای اینکه ثروتشان وارثی داشته باشد بچه دار می شوند چون برایشان بسیار دشوار است که با مردن از مال و اموالشان دل بکنند پس خودشان را با این طریق به وجود یک وارث که از خون خودشان باشد دلخوش می کنند ولی غافل هستند که این موضوع چیزی را عوض نمی کند چون در هر صورت این آنها هستند که باید بمیرند و می میرند.
H. عده ای هستند که هیچ فکری برای بچه دار شدن در سر ندارند و فقط به علت وجود یک عقیده خشک که در اثر تلقین به مغز آنها وارد شده است وظیفه خود می دانند که باید بچه دار شوند. یعنی بسیاری هستند که فقط به این عقیده چسبیده اند که چون باید نسلی از خود بر جای گذارند باید بچه داشته باشند.
ولی هیچ توضیحی نمی دهند که لزوم باقی گذاردن یک نسل بعد از خود اصولاً چه خاصیتی دارد؟ و چه تاثیری در سرنوشت آنها در پس از مرگ دارد.
N . بسیاری برای اینکه در ایام پیری فرزندشان از آنها مراقبت کند تولید مثل می کنند ولی اکثر فرزندان این موضوع را فراموش می کنند.
I . در بسیاری از خانواده های بیسواد بچه داری همچون یک شغل مادام العمر برای یک زن است یعنی همانطور که مرد باید در بیرون منزل کار کند ، زن نیز وظیفه اش حاملگی و شیر دادن به بچه و شستن لباسهای نوزاد و داشتن یک پستان پر از شیر است.
اینگونه خانواده ها بیشترین جمعیت را دارند و اینگونه زنها نیز بیمارترین زنها هستند.
J . بسیاری از زن و شوهر ها نیز به خاطر اینکه از هم سیر شده اند یا اینکه می ترسند که از یکدیگر در آینده سیر شوند در نتیجه برای فرار از یکنواخت شدن زندگی بچه تولید می کنند تا وجود بچه باعث شود دیگر آنها متوجه کسل کننده بودن زندگی زناشویی نشوند.
K . بسیاری از زن و شوهر ها چون شوهر به کار مشغول هست و زن کار نمی کند و همیشه مجبور است در منزل تنها بماند در نتیجه برای رهایی از تنهایی بچه متولد می کنند تا زن سرگرمی داشته باشد
L . بسیاری از زن و شوهر ها فقط به دلیل چشم و همچشمی کردن با دیگران بچه دار می شوند و تقلید می کنند .
M . بسیاری نیز در اثر رقابت با دیگران و یا اثبات توانایی خود بچه دار می شوند و به این وسیله می خواهند اثبات کنند که ضعف ندارند چون در اثر یک باور غلط بچه دار نشدن را دلیل ضعف می دانند.
البته دلایل و فلسفه و انگیزۀ تولید مثل فراوانی وجود دارد ولی در همۀ آنها تنها چیزی که مورد توجه قرار نمی گیرد سرنوشت بچه ای است که متولد می شود یعنی یک بچه فقط به دلیل یک انگیزۀ پیش و پا افتاده محکوم می شود پا به یک دنیای پر از رنج و عذاب و متلاطم بگذارد.
و علاوه بر این هیچ گونه توجهی به اثرات زیان آور هر زایمان در سلامتی و زیبایی زنان
نمی شود .
در دیدگاه بعدی به این موضوع می پردازیم.
یک پرسش : اگر شما می خواهید بچه دار شوید در کدام گروه یاد شده قرار خواهید گرفت؟
اگر تصور می کنید که فراتر از گرو های یاد شده قرار خواهید گرفت و فلسفه دیگری برای بچه دار شدن دارید ،آن را حتماً به ما اعلام کنید تا در این بخش آن را بگنجانیم.
R . وجود یک نگاه تبعیض آمیز در انتخاب فرزند پسر و دختر منجر به انفجار جمعیت می شود : فلسفه : خانواده های زیادی در تولید مثل کردن و داشتن فرزند پسر است یعنی زن و شوهرهای بسیاری هستند که با هدف پسر دار شدن اقدام به زاد و ولد می کنند ولی به این منظور نمی رسند و فقط صاحب دختر می شوند . و این پدیده باعث می شود که بخواهند شانس خود را برای پسر دار شدن دوباره و سه باره و چندباره امتحان کنند و نتیجه این می شود که چندین فرزند دختر متولد می شوند که ناخواسته هستند و انفجار جمعیت را در پی دارد و این فرزندان دختر که باید آنها را فرزندان ناخواسته دانست بر اساس یک هدف پوچ متولد شده اند و در طول زندگی خود متوجه این تحقیر و تبعیض می شوند با پیشرفت علم پزشکی و امکان تشخیص دختر یا پسر بودن جنین آمار سقط جنین دخترها افزایش یافته است و این جنینهای ناخواسته محکوم به مرگ می شوند و این موضوع حاصل نگاه تبعیض آمیز میان دختر و پسر است.
43-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
زیانها و اثرات منفی که هر حاملگی و زایمان بر روابط زن و شوهر باقی می گذارد را به شرح زیر می توان دسته بندی کرد:
A. تاثیر سوء هر زایمان بر سلامتی زن کاملاً اثبات شده است .
اضافه وزن حاصل از حاملگی باعث انحنای ستون فقرات و فشار به مفاصل بدن می شود فشار به ناحیه شکم باعث فتق نافی می شود . دیابت دوران حاملگی برای زنان شایع است و نهایتاً باعث تسریع پوکی استخوان و سایر امراض و اختلالات بدنی از قبیل افسردگی در زنان می باشد.
B. حاملگی و زایمان در زنان تاثیر چشمگیری در کاهش زیبایی های زنانه دارد زیبایی اندام و تناسب اندام با نخستین زایمان از میان می رود.
بسیاری از اندامهای زنان در اثر حاملگی و زایمان تغییر شکل یافته می یابند و در نتیجه باعث می شود که زن بسیاری از زیبایی هایی را که قبل از حاملگی داشته است و مورد توجه بوده است را برای همیشه از دست بدهد. بارزترین این تفاوت ها را که از نظر مردان نامطلوب است می توان در شل شدن پوست شکم زنان یا در تغییر وضعیت پستانها مثال زد یعنی پرشیر شدن پستانها که پس از هر زایمان پدیده ای طبیعی است و برای تغذیه بچه لازم و ضروری است در نظر مردان پدیده ای چندش آور است.
هیچ مردی از یک پستان پر از شیر خوشش نمی آید بلکه باعث تنفرش می شود.
C. تغییراتی که زنان به محض مادر شدن پیدا می کنند از نظر روحی و جسمی متنوع است و متاسفانه این تغییرات هر چند به نفع نوزاد است ولی به ضرر خود زن و شوهر می باشد. چون این تغییرات باعث ایجاد فاصله و یک حایل میان زن و شوهر می شود.
و مرد انگیزه لازم را برای ایجاد رابطه با زنان دیگر پیدا می کند چون زن با حاملگی و زایمان شروع به چاق شدن و بی ریخت شدن می کند و زیبایی خود را از دست می دهد .
D. پدر و مادر شدن باعث تغییرات بنیادی در عشق زن و شوهرها می شود .با تولد بچه محبت مادر به فرزندش و توجه و اهتمام او به به بچه باعث می شود که مرد ناخودآگاه احساس تنها شدن بکند و تغییرات زیادی را در رابطه قبلی با زنش احساس کند.
E. در زندگی زنان مراحل گوناگونی وجود دارد که شامل مرحله دختری پیش از ازدواج و مرحله زنانگی پس از ازدواج و نیز مرحله مادری پس از تولد بچه و عاقبت مرحله یائسگی یعنی پایان دورۀ تولید مثل می باشد.و در هر یک از این مراحل روحیات و احساسات زنان به نحو چشمگیری تغییر می کند. و این تغییرات در مرحله مادر شدن تاثیر مطلوب و واکنش منفی زیادی در مردها ایجاد می کند و باعث از دست رفتن عشق و علاقه نخستین میان زن و مرد می شود و اگر آن را کاملاً از بین نبرد حتماًبه صورت موثری کمرنگ خواهد کرد.
به همین دلیل است که زمانی که یک مرد خبر پدر شدن را می شنود از نظر روانی ابتدا دچار حالتی از افسردگی می شود که ممکن است زودگذر باشد.
بدلیل اثرات منفی که بچه دار شدن بر جای می گذارد بسیاری از زن و شوهرها ترجیح می دهند هیچگاه بچه دار نشوند و تمام عمر با عشق زندگی می کنند و سعی می کنند آن را حفظ کنند.
44-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
در بسیاری از کشورهای جهان افزایش جمعیت بدلایل سیاسی یا مذهبی یا قومی یا نژادی اتفاق می افتد.
برای مثال در کشورهایی همچون قبرس که دو نژاد ترک و یونانی در آن بسر میبرند ممکن است هر یک از این دو قوم تصمیم بگیرند با تولید مثل زیاد اکثریت را در این جزیره بدست آورد و با افزایش جمعیت خود باعث شود که جمعیت قوم دیگر ساکن در جزیره را در اقلیت قرار دهد و این موضوع باعث جنگ و نا امنی در منطقه می شود.
یا در کشور اسرائیل از قدیم میان یهودیان و فلسطینیان بر سر زمین جنگ وجود دارد و عربها و یهودیان برای بدست آوردن اکثریت ممکن است سعی کنند زاد و ولد اضافی کنند و این موضوع نیز باعث ادامه داشتن جنگ خواهد شد و فرزندانی که در این محیط متولد می شوند مجبور هستند بجنگند و کشته شوند.
- یا در بسیاری از کشورها چندین قوم و نژاد مختلف با هم زندگی می کنند و ممکن است یک قوم که حکومت سیاسی را در آن کشورها در اختیار دارد تصمیم بگیرد با اهداف نژاد پرستانه زمینه زاد و ولد بیشتر را برای قومیت خود فراهم آورد و مانع از زاد و ولد سایر اقوام و نژاد ها بشود این کار را معمولاً با اهرم های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی انجام می دهند مثلاً برای قومیت غالب و حاکم امکانات رفاهی و اقتصادی را فراهم می کنند ولی در مورد سایر اقوام با ایجاد شرایط سخت اقتصادی و بیکاری- تورم – اعتیاد – و ناامنی زمینه کاهش جمعیت قومیت های تحت سلطه را فراهم می کنند تا این اقوام تابع مجبور شوند نولید مثل کمتر بکنند و ترکیب جمعیت آن کشور به این وسیله تغییر می کند و جمعیت و قومیت و نژاد حاکم در آن کشور اکثریت را بدست می آورد و سایر قومیت ها در اقلیت قرار خواهند گرفت.
- یا در بسیاری از کشورها که چندین مذهب و دین وجود دارد ممکن است پیروان یک دین که در اقلیت قرار دارند تصمیم بگیرند که زاد و ولد اضافی خود جمعیت خود را به طور ناگهانی افزایش بدهند و به این وسیله سعی کنند پیروان سایر ادیان را در اقلیت قرار دهند.
و کم کم حکومت و رژیم سیاسی را در آن کشور به نفع خود تغییر دهند.
این عوامل در بسیاری از کشورهای جهان جریان دارد و بسیاری از جمعیت ها در حال تغییر هستند و جمعیت بومی جای خود را به جمعیت مهاجر و غیر بومی می دهد.
مثلاً در کشورهای صنعتی مانند آمریکا و کانادا این پدیده به وضوح اتفاق افتاده است. و جمعیت مهاجران یا سیاه پوستان افزایش می یابد و جمعیت سفیدپوستان آمریکایی کاهش می یابد و این روند سرانجام باعث هضم شدن جمعیت کشورهای صنعتی در جمعیت مهاجرین خواهد شد.
و همین پدیده خود سبب ایجاد عکس العمل های گوناگونی می شود و ممکن است این کشورها تصمیم بگیرند با روشهای غیر مستقیم با افزایش جمعیت مهاجرین یا سیاه پوستان مقابله کنند.
و در نتیجه این اقدامات جنگ و بی عدالتی و فقر و اعتیاد و بیکاری و غیره گسترش پیدا می کند. پس لزوم یک برنامه مدون و علمی برای کنترل و کاهش جمعیت جهان کاملاً احساس می شودتا با عمل به آن برنامه به کلیه این بحرانها و جنایتها خاتمه داده شود و فرزندان آینده بشریت در محیطی امن و راحت متولد شوند.
ومجبور نباشند با بدبختی زندگی کنند و یا بجنگند و در عوض بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند و یک زندگی انسانی داشته باشند نه حیوانی. یعنی جمعیت کم در جهانی امن و راحت بهتر و برتر است از جمعیت زیاد در جهانی نا امن و بی رحم . بهترین برنامه علمی برای کاهش هماهنگ جمعیت در جهان ایده (نان چایلد کلوب و یونیک هیومنز پارتی ) می باشد.
45-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
اگر یک روز بزرگترین ستارۀ دنباله دار در مسیر برخورد با کره زمین قرار بگیرد آنگاه انسانها چه خواهند کرد؟ و اگر در یک سال امکان چند برخورد از این نوع فراهم شود بشر چگونه می خواهد کره زمین را از نابودی نجات دهد ؟
آیا سلاح لازم را به اندازۀ کافی برای متلاشی کردن این ستاره های دنباله دار در اختیار دارد تا به کمک آنها این اجرام آسمانی را از مسیر حرکت زمین دور سازد؟
شکی وجود ندارد که این چنین برخوردهایی در آینده روی خواهد داد همانطور که در گذشته بارها روی داده است . با این تفاوت که ممکن است یکی از این برخوردها که در آینده اتفاق خواهد افتاد خیلی بزرگتر از برخورد قبلی باشد.
یعنی همانطور که یکی از ستاره های دنباله دار حیات را در میلیون سال پیش به زمین آورد به همان طریق نیز یک ستارۀ دنباله دار دیگر با برخورد به زمین کل حیات و جانداران زمین را برای همیشه نابود کند آیا بشر برای مقابله با این خطر آماده است؟
و آیا بشر غیر از کلاهک های اتمی سلاح دیگری برای مقابله با این خطر در اختیار دارد؟
آیا بجز اورانیوم منبع دیگری برای تهیه موشک های هسته ای وجود دارد ؟
اگر منبع دیگر و عنصر دیگری برای تهیه بمب های پر قدرت هسته ای جز اورانیوم وجود نداشته باشد ، پس کره زمین برای نابودی دشمنان بزرگ فضایی خود به همۀ اورانیوم موجود احتیاج پیدا خواهد کرد.
ولی با وجود افزایش روز افزون جمعیت ، کشورها نیروگاههای هسته ای بیشتری می سازند تا بتوانند انرژی مورد نیاز جمعیت زیاد خود را تامین کنند و این موضوع باعث مصرف اورانیوم زمین می شود. و چون معادن اورانیوم در زمین محدود می باشد پس مقادیر این عنصر در زمین در حال کاهش است.
کره زمین چند میلیارد سال دیگر وجود خواهد داشت اجرام آسمانی و ستاره های دنباله دار زیادی از یک گوشۀ فضا راه افتاده اند و بسوی زمین در حرکت هستند انسان برای مقابله با این میهمانان فضایی ناخوانده در طول میلیونها سال آینده به همه اورانیوم موجود در کره زمین نیاز خواهد داشت. چون کره زمین همچون یک توپ بیلیارد در فضا در حرکت است. و خواهی نخواهی یک روز با یکی از اجرام آسمانی برخورد خواهد کرد و این گونه برخوردها برای زمین تا پایان عمر منظومه شمسی بسیار اتفاق خواهد افتاد.
پس بشر هم اکنون با مصرف اورانیوم موجود در زمین مرتکب اشتباه بزرگی می شود و باید بفکر ذخیره کردن اورانیوم باشد تا برای همه آیندۀ زمین در دسترس نسلهای بشر باشد تا بتواند از آن برای مقابله با اجرام فضایی استفاده کند.
و کشورهای جهان باید به فکر کاهش جمعیت خود باشند تا به این وسیله جلو مصرف اورانیوم گرفته شود و وقتی جمعیت جهان کاهش بیابد آنگاه تامین انرژی یک جمعیت کم به کمک منابع تجدید پذیر بسیار آسان و امکان پذیر است و دیگر نیازی به مصرف اورانیوم بعنوان سوخت نخواهد بود.مصرف اورانیوم فقط باید محدود به تحقیقات علمی و مصارفی غیر از تولید انرژی برق برسد. و تا زمانی که منبع مناسبی برای جایگزین کردن اورانیوم بعنوان ماده تشکیل دهنده موشکهای هسته ای منهدم کننده پیدا نشده است باید از مصرف اورانیوم موجود در کره زمین بعنوان سوخت راکتورهای تولید برق خودداری شود چون زمین برای محافظت از خود در برابر اجرام آسمانی خطرناک نیاز به تمام اورانیوم خود و تمام کلاهک های اتمی خود دارد. چون هم اکنون چندین شهاب و جرم آسمانی یا ستاره دنباله دار یا سیاره سرگردان در گوشه هایی از کیهان به سوی کره زمین رهسپار هستند و در آینده با آن شاخ شباخ خواهند شد.
46-* (خبر)
نقش آلودگی هوا در گرم شدن شبهای زمستان
نتایج تحقیقاتی نشان می دهد که آلودگی هوا در گرم شدن شب هنگام در فصل سرد زمستان نقش دارد.
نتایج تحقیقی که موسسه تکنولوژی ایالت جورجیا در آمریکا انجام داده است نشان می دهد ؛ ذرات بسیار ریز جامد یا مایع پراکنده در هوا و ذرات بسیار ریز ناشی از دود خودروها و کارخانه های صنعتی به طورغیر مستقیم در گرم شدن دمای هوا در شبهای فصل زمستان نقش دارند. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که ذرات معلق در هوا به علت قابلیت زیادی که در جذب تشعشعات با موج بلند دارند باعث این نوع گرم شدن می شود.
47-* (جوک)
می گویند شبی در بیمارستان یک زایمان در حال رخ دادن بوده و شوهر زن نیز در اتاق حضور داشت. زن چند قلو حامله بوده چون پس از تولد اولین بچه ، بچه دوم نیز متولد شد و چند دقیقه بعد بچه سومی نیز بدنیا آمد .شوهر زود لامپ روشنایی اتاق را خاموش کرد و پرستار از او پرسید چرا لامپ را خاموش می کنی ؟ آن را روشن کن تا ببینیم کارمان را دست انجام می دهیم یا نه ؟
مرد پاسخ داد : بگذار خاموش و اتاق تاریک باشد چون تا لامپ روشن است این جانوران از آن سوراخ همینطور بیرون می آیند...
برداشت یک: از جوک بالا می توان نتیجه گرفت که آن مرد با تولد سومین بچه احساس خطر کرد و سریع لامپ را خاموش کرد تا بچه دیگری متولد نشود ولی معلوم نیست چرا در وضعیت کنونی جهان با وجود انفجار جمعیت ، هیچ کس و هیچ سازمان و دولتی احساس خطر نمی کند و تلاشی برای خاموش کردن لامپ نمی کند؟
در این میان تنها و تنها شرکت علمی پژوهشی صنعتی دانشکاوان با این ایده و وبلاک تلاش می کنند این چراغ را خاموش کند تا برخی از بچه ها که نباید متولد شوندبدنیا نیایند تا بعداً مجبور نشوند زودتر از موعد بر اثر فقر –بیماری-جنایت- جنگ و غیره از دنیا بروند.
برداشت 2 : شما چه برداشتی از این جوک دارید لطفاً نظر خود را اعلام کنید تا ما آن را به چاپ برسانیم.
48-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
شرکت دانشکاوان علاوه بر ارائه ایده ای برای کاهش جمعیت که با نامهای
Non child club, unique human's party, 0=1+1 group
آنرا معرفی می کنند که بهترین و عملی ترین راه حل برای کاهش جمعیت جهان و حل کلیه بحرانهای جهانی است و علاوه بر این شرکت دانشکاوان با کشف یک منبع جدید انرژی تجدید پذیر و اختراع یک دستگاه تولید برق جدید بهترین و ارزان ترین روش را برای تولید برق ارائه داده است. این اختراع براع فروش ارائه گردیده است این اختراع جایگزین مناسب و فراوان و ارزان را در اختیار همه کشورها قرار می دهد.
49-* (شیوع بیماری عفونی)
دانشمندان دلیل خوب دیگری برای حفاظت از محیط زیست مطرح کرده اند. آنان مجموعه ای هراس انگیز از بیماری های عفونی را شناسایی کرده اند که دوباره در محل هایی شیوع یافته اند که زیست بوم طبیعی آنجا به علت قطع درختان ، ساختن جاده ها و سدها و دست اندازی های شهری تغییر یافته یا دچار فرسایش شده است.
تاثیر فعالیت های انسان در محیط زیست به اشکال مختلف آشکار می شود به نظر می رسد که کارشناسان تاثیر جانبی دیگری از این تعامل را یافته اند که عوارض مستقیم در سلامت مردم دارد. برنامه محیط زیست سازمان ملل هشدار داد که از دست رفتن جنگلها ، جاده سازی و سد سازی ، گسترش شهرها ، از بین بردن زیست بوم های طبیعی برای کشاورزی و بهره برداری از معادن ، آلودگی آبهای ساحلی شرایطی به وجود می آورد که باکتری ها و ویروس ها و موجودات ذره بینی جدید و قدیم مولد بیماری ها می توانند در آنها رشد کنند.
به نظر می رسد که زیست بوم ها در مناطق بکر عناصر آلاینده را مهار می کنند ، در حالی که زیست بوم ها ی لطمه دیده ، تغییر یافته و فرسوده تعادل طبیعت را بر هم می زنند و به این ترتیب سبب شیوع بیماری های جدید می شوند.
پژوهشگران دریافتند که با تغییر اقلیم ، دمای هوا به سود ناقلانی مانند پشه ها تغییر می یابد . این کار به محیط زیست فشار می آورد و زیست بوم را چنان تغییر می دهد که مردم مجبور می شوند بعنوان ((پناهندگان محیط زیست)) مهاجرت کنند.
سازمان جهانی بهداشت متوجه ظهور حداقل 30 بیماری جدید در دو دهه گذشته شده است که سلامت صدها میلیون انسان را به خطر انداخته است.
چند نمونه:
A . گروهی از پژوهشگران آمریکایی متوجه شدند که حتی 1% افزایش در جنگلزدایی در کشور پرو تعداد پشه های مالاریا را 8 % افزایش می دهد.
این مطالعه نشان داد که این حشره ها باعث نابود شدن 30% تا 40 % از جنگل وحشی شدند . پشه می تواند بیش از 100 نوع ویروس را منتقل کند که انسانها را آلوده می کند ، مانند
«تب دنگ » (تب عفونی منتطق گرمسیری ، معمولاً همه گیر و همراه با درد شدید مفاصل و عضلات و گاهی تب منجر به خونریزی داخلی و ورم مغز است). شهرنشینی سریع و برنامه ریزی نشده عامل محرک و اصلی در افزایش شدید تب دنگ است که از 1000 مورد در دهه 50 میلادی به حدود 5/2 میلیون نفر در حال حاضر رسیده است.
B . ویروس بشدت بیماریزای « نیپاه» (nipah ) که تا این اواخر فقط در خفاشهای میوه خوار آسیایی در اندونزی و مالزی پیدا میشد، به نابودی جنگلها نسبت داده شده است.
آتش سوزی جنگل ها در سوماترا و جنگلزدایی در مالزی این خفاشها را به تماس نزدیک با خوکی محلی وادار کردو همین وضع امکان انتقال این ویروس به خوکداران را در اواخر دهه 90 میلادی فراهم کرد.
C . مطالعه درباره نواحی معدن سنگهای تزیینی در سریلانکا نشان داده است که گودالهای کم عمق ایجاد شده به دست معدنچیان محلهای مناسب پرورش پشه و مرکز تولید مالاریا ست.
D . در ایالات متحده ، مورد بیماری «لایم» (بیماری تورم ، ناشی از ویروس موجود در کنه ، همراه با ورم مفاصل و تب و گاهی با عوارض قلبی و عصبی) که در نیویورک و کانکتیکات ، پیدا شده است ، زیرا انسانها به نواحی جنگلی ، که گوزنهای حامل کنه که در آن زیاد است ، نقل مکان کرده اند.
50-* (جمعیت و گرم شدن زمین)
لوموند : 5/11/84
(( سال 2005 گرمترین سال طی چند سال گذشته بوده است.))
51-* (خبر)
(مدیر عامل شرکت عمران شهرهای جدید ایران از تاسیس چهار شهر در ایران خبر داد.)
52-* (خبر)
تعداد شهرهای ایران دو برابر شده است.
تهران : تعداد شهرهای ایران از 496 شهر در سال 1986 به 1018 شهر در سال 2005 افزایش یافته است.
- محمود میریان مدیر عامل شرکت عمران شهرهای جدید ایران گفت:
«جمعیت ایران تا سال 2020 به 100 میلیون نفر خواهد رسید. (جمعیت کنونی ایران حدود 70 میلیون نفر است) او افزود : در سال 2020 جمعیت شهرنشین ایران تا 70 میلیون نفر افزایش خواهد یافت. وی جمعیت ایران را در سالهای 1956 و 1996 به ترتیب 19 میلیون نفر و 60 میلیون نفر بر شمرد و افزود در این مدت جمعیت شهرنشین ایران با شش برابر افزایش از 9/5 میلیون نفر به 36 میلیون و 900 هزار نفر رسیده است.
53-* (دیدگاه)
کاوه آهنگر
اعضای کلوب نان چایلد و حزب یونیک هیومنز (گروه 1+1=0 ) با اقدام داوطلبانه خود در صرف نظر کردن از زاد و ولد خود باعث کاهش جمعیت جهان می شوند و با این روش جلو جنگلهای زیادی را رد آینده می گیرند . پس اعضای این گروه (نان چایلد کلوب) را باید صلح طلب ترین گروه در جهان دانست.
55-* (جمعیت و سرطان)
ژنو سازمان بهداشت جهانی روز جمعه 14/11/84 به مناسبت روز جهانی سرطان اعلام کرد: سال گذشته 2005 میلادی بیش از 7 میلیون و ششصد هزار نفر (7600000) در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست دادند.
این میزان 13 درصد از کل موارد مرگ و میر جهان را به خود اختصاص می دهد به گزارش خبرگزاری فرانسه، سازمان بهداشت جهانی افزود : اگر هیچ اقدامی برای مبارزه با سرطان صورت نگیرد در 10 سال آینده 84 میلیون نفر بر اثر سرطان خواهند مرد.
سازمان بهداشت جهانی افزود : 40 درصد از سرطانها اجتناب پذیر است.
56-* (تاثیر گرم شدن کره زمین بر طبیعت)
دانشمندان ضمن هشدار درباره پیامدهای منفی ناشی از گرم شدن کره زمین بویژه بر مناطق قطبی اعلام کردند این پدیده موجب ذوب شدن یخهای اقیانوسها و بالا آمدن آب دریاها خواهد شد.
به گزارضش خبرگزاری آسوشیتدپرس : _ این دانشمندان همچنین هشدار دادند : گرم شدن کره زمین همچنین نواحی جنگلی کره زمین را هر چه بیشتر مستعد آتش سوزی و آلودگی به انواع آفات گیاهی و جانوری خواهد کرد. دانشمندان شرکت کننده در مجمع از محیط زیست در آلاسکا با بیان این مطلب اعلام کردند بسیاری از پدیده های طبیعی در منطقه قطبی آلاسکا به محیط یخبندان وابسته هستند و ذوب یخ آثار نامطلوبی بر محیط زیست منطقه بر جا خواهد گذارد.
گرم شدن کره زمین بقای حیات وحش منطقه را همچون خرس های قطبی و آبزیان به خطر خواهد انداخت و موجب از بین رفتن پوشش گیاهی و توندرا در مناطق قطبی خواهد شد.
57-* (خبر)
شیوا کاویانی:
مقاله: خرد(عقل) در اندیشه ایران باستان و آیین زرتشت : ( سخنرانی به زبان انگلیسی در بخش فلسفه دانشگاه چارلز و آکادمی علوم پراگ : چک)
(فلسفه طبیعت و فلسفه طبیعی)
( زمین را آباد دارید ، چارپایان را نکشید ، آبو خاک را آلوده نسازید )) (سینا ، هات 10 ، بند2)
(من آیینی را باور دارم که به آبها ، گیاهان و به چاهارپایان ... ارج می گذارد ... که جنگ را براندازند و سلاح را گوشه ای نهد. (سینا ، هات 12 ، بند 7 و 9 )
(( و استقرار زمین و آمیزش آب در زمین و رویش و نمو گیاهان و ... به خرد مقدر ساخته شده است. )) ( مینوی خرد ، 12:56 )
با بازخوانی گفتار نغز زرتشت ، به روشنی در می یابیم که در واقع او بنیانگذار « صلح سبز» یا « جنبش محیط زیست » نیز هست که فقط دو سه دهه است که در اروپا سامان یافته است.
58-* (خبر)
آمار جمعیت ایران و روند افزایش آن در سالهای گوناگون:
در سال 1976 : جمعیت ایران : 35000000 نفر
در سال 1986 : جمعیت ایران : 50000000 نفر
در سال 1996 : جمعیت ایران : 60000000نفر
در سال 2006 : جمعیت ایران : 0 7000000 نفر
59-* (خبر)
پژوهشگران انگلیسی گفتند :
در 140 سال گذشته سال 2005 گرمترین سال در نیمه کره شمالی زمین بوده است.
60-* مقاله
(جمعیت و بحران شهرنشینی)
شهرنشینی به سرعت و وسعت امروز پدیده ای جدید است که تمام کره زمین را در برگرفته است . امروزه شهرها کانون تمامی جاذبه های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی هستند. شهرنشینی جریانی است جهانی و شهرهای دنیا پیوسته سریعتر از جمعیت جهان رشد می کنند روند رشد شهرنشینی در دنیا بسیار زیاد بوده و بیشترین رشد شهرنشینی اختصاص دارد به شهرهای بزرگ و بسیار بزرگ ( mega cities) که متعلق به کشورهای در حال توسعه می باشد و رشد شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه می باشد و رشد شهرهای بزرگ در کشورهای توسعه یافته کمتر و در بعضی موارد روندی منفی داشته است. جمعیت انسانی به تدریج در حال تبدیل شدن به یک گونه شهری است . شهرنشینی موجب پیدایی انسان نو موسوم به انسان شهری ( homo urbanuse ) شده است. و تاثیر آن بر محیط زیست بطور روز افزون از آثار حیات شهری ناشی می گردد . این وضع تا حدودی نتیجه رشد جمعیت انسانی و تا حدودی نیز تابع تغییرات تکنولوژیکی است. برخی اعتقاد دارند اتقلاب صنعتی و تحولات ناشی از آن بیش از هر عاملی در توسعه روز افزون شهرنشینی موثر بوده است. شهرنشینی به مفهوم جدید آن اگر چه ابتدا در انگلستان و ایالات متحده آغاز شده ولی در پی گسترش وسایل ارتباطی ، حمل و نقل و ... به کشورهای جهان سوم نیز راه یافت . بسط شهرنشینی در پی صنعتی شدن جوامع رو به توسعه در سالهای آینده نیز ادامه خواهد داشت . از این رو ، دستگاه گردانندگی و مدیریت در جوامع مختلف می بایست با اتخاذ طرح های ویژه ای بتوانند از عمق بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، محیط زیست و .... در این قبیل نقاط پیشگیری کنند . اولین کشوری که جریان صنعتی شدن را دنبال کرد انگلستان بود این کشور از حدود 200 سال پیش بطور بطور جدی به دنبال انقلاب صنعتی ، شهرنشینی را آغاز کرد و در آن منچستر اولین شهر صنعتی ( factory town ) با روابط صنعتی شناخته شد.
قبل از سال 1950 میلادی رشد شهری در ایالت متحده در داخل شهرها متمرکز بود، و حاشیه شهرها از رشد و توسعه آنچنانی برخوردار نبود . در طی دهه 1950، این الگو تغییر یافت ، بطوریکه ساکنان شهرها به منظور یافتن مکانی ارزانتر و بزرگتر به حاشیه شهرها پناه بردند ، و خیلی زود صنعت نیز به به آن مکانها انتقال یافت این رویه تا به امروز نیز ادامه دارد ، به طوریکه هم اکنون 46 درصد از کل آمریکایی ها در حومه شهرها زندگی می کنند.
در سال 1950 حدود 760 میلیون نفر از مردم جهان در شهرها زندگی می کردند در این سال فقط یک شهر با جمعیت بیش از 4 میلیون نفر در جهان سوم وجود داشت (بوئنوس آیرس) اما تا سال 1998 این رقم حداقل سه برابر شده و بیش از 7/2 میلیارد نفر رسید و پیش بینی می شود در سال 2050 به حدود 2/6 میلیارد یعنی بیشتر از جمعیت فعلی جهان برسد . در سال 1800 میلادی فقط شهر لندن یک میلیون نفر جمعیت داشت و حدود 130 سال طول کشید تا جمعیت آن به 8 میلیون نفر رسید.مکزیکوسیتی این جهش را ظرف 30 سال انجام داد در طی سالهای 1950 تا 1990 میلادی تعداد جمعیت شهرها در کشورهای توسعه یافته از 450 میلیون نفر به 875 میلیون و در کشورهای در حال توسعه از 285 میلیون نفر به 75 میلیارد نفر رسیده است . این ارقام افزایش چشمگیر جمعیت شهرها را در دنیای در حال توسعه به نمایش می گذارد . در سال 1950 جهان دارای 78 شهر میلیونی و در سال 1990 این تعداد به 276 شهر بالغ گردید و پیش بینی می شود که تا سال 2010 شاهد 511 شهر بالای یک میلیون نفر باشیم . سهم شهرهای میلیونی قاره آسیا در این دوره از 24 شهر به 115 شهر رسیده است . طبق برآوردها ، جمعیت شهری کشورهای جهان سوم در فاصله 1950 تا 2050 حدود 16 برابر خواهد شد و از 200 میلیون نفر به 15/3 میلیارد نفر می رسد.
در نقشه زیر موقعیت بزرگترین مجموعه بزرگترین مجموعه های شهری جهان در سالهای 1950و 2000 و پیش بینی موقعیت آنها در سال 2015 مشاهده می شود ؛ مناطقی که با دایره سفید مشخص شده اند ؛ نشانگر مجموعه های شهری با جمعیت 5 میلیون نفر در سال 1950 و مناطقی که با دایره سیاه مشخص شده اند، نشانگر مجموعه های شهری با جمعیت بیش از 5 میلیون نفر در سال 2000 می باشد . حالت سوم پیش بینی موقعیت شهرهای پر جمعیت جهان در سال 2015 است. شهرنشینی اگرچه باعث رفاه و راحتی انسانها شده است لیکن گرفتاریهایی را نیز به دنبال داشته است ، بطوریکه هر چه جمعیت شهرها افزون می شود به همان نسبت ، مشکلات شهری نیز بیشتر می شود ، مشکلاتی که در نهایت ، بهداشت و سلامت جان و روان مردم را به طور مستقیم در معرض خطر قرار می دهد، زیرا افزایش جمعیت موجب بروز مسائلی همچون : کمبود انرژی ، افزایش ترافیک ، افزایش کارگاه های کوچک و بزرگ ، آلودگی هوا ، آلودگی آب و خاک ، آلودگی صدا ، افزایش حجم زباله ، بیکاری ، فقر ، بیخانمانی، خشونت ، ناامنی ؛ جنایت ف فساد، ناتوانی های جسمی و روحی، بیماری های خاص، نظیر بیماریهای قلبی ، آشفتگی ها ، و آسیب های اجتماعی ، طلاق ، کمبود امکانات تفریحی برای اوقات فراغت ، کمبود مسکن ، حاشیه نشینی و از سویی دیگر ، تخریب محیط زیست ، انهدام جنگلها و درختان و کمبود فضای سبز را به منظور ایجاد واحدهای مسکونی به دنبال دارد. به طور تقریب هر روز 150000 نفر به جمعیت شهرنشین در کشورهای در حال توسعه در حال اضافه شدن است . در حالی رشد شهرنشینی بویژه در جوامع و کشورهای در حال توسعه رو به فزونی نهاده در حالی که محیط زیست شهرها از کیفیت مطلوبی برخوردار نبوده و محیط زیست شهرها از کیفیت مطلوبی برخوردار نبوده و محیط زیست و منابع طبیعی در این کشورها در معرض تهدید و تخریب قرار دارد . پیش بینی های سازمان ملل متحد گویای این واقعیت است که در سال 2010 حدود یک چهارم جمعیت جهان از داشتن مسکن یا سرپناه مناسب محروم خواهد بود . در حال حاضر مهمترین مساله در مجموعه های شهری ، آلودگی هوا می باشد ، که عمدتا ناشی از مصرف بالای سوختهای فسیلی است. در مکزیکوسیتی ، روزانه 13 هزار و 500 تن مواد آلاینده در فضای شهر تخلیه می شود . میزان هوای آلوده ای که از راه تنفس وارد ریه های شهرنشینان می گردد معادل دو پاکت سیگار در روز می باشد .
مساله مهم دیگر از بین رفتن زمینهای حاشیه ای شهرها و تخریب زمین های زراعی و کشاورزی است . باغها و فضای سبز موجود در شهرها در حکم ریه های تننفسی شهرها به حساب می آیند که کارکردهای اکولوژیکی و اجتماعی بالایی را دارا می باشند ، اما به دلیل آکه در تقابل با زمین شهری یارای مقاومت را ندارند ، لذا تغییر کاربری یافته و در روند توسعه شهری بلعیده می شوند . در آمریکا کل زمینهای مورد استفاده شهری از 21 میلیون هکتار در سال 1982 به رقم 26 میلیون هکتار در سال 1992 افزایش یافته است . در طی یک مدت 10 ساله ، 2085945 هکتار از زمینهای جنگلی ، 1525314 هکتار از اراضی زراعی ، 943598 هکتار از زمینهای بایر و 774029 هکتار از مراتع به کاربری شهری تبدیل شدند ( WW1t1996 ) 5 درصد از کل اراضی زراعی چین نیز ظرف مدت 6 سال (1986-1992) به علت فعالیت های شهرشینی و صنعتی از بین رفتند . در طی سالهای 1950 تا 1970 حدود 400000کیلو مترمربع از فضای سبز در مرکز شهر سائوپوئولو برزیل مورد استفاده و ساخت و ساز شهری قرار گرفته ، بطوریکه باعث افزایش درجه حرارت هوا به میزان 10 درجه سانتی گراد بیشتر از حومه شهر سائوپوئولو گردیده است.( WRA,96 )
در آمریکا هر روزه 16000 کر زمین تحت تاثیر توسعه شهری قرار گرفته که از این مقدار 150 کر از زمینهای کشاورزی است که از بین میرود. از دیدگاه جامعه شناسی ، بدنبال گسترش شهرنشینی و پیدایش شهرهای جدید ، زندگی مصرفی شکل جدیدی به خود می گیرد ، و مصرف گرایی در نقاط شهری افزایش می یابد . جامعه شناسان ، صنعتی شدن و شهرینشینی را بعنوان عامل مخرب جوامع سنتی و گروههای اولیه معرفی کردهاند یعنی اینکه تحت تاثیر چنین شرایطی علاوه بر اینکه سنتهای دیرینه جایگزین می گردند ، روابط بین افراد نیز درون خانواده ها تحت تاثیر قرار می گیرد.
امروزه بسیاری از شهرهای بزرگ جهان در جوامع رو به توسعه قرار دارند درصد جمعیت شهرنشین جهان در طی سالهای 1900تا 1993 ، از 14 درصد به 45 درصد افزایش یافته است . و انتظار می رود تا سال 2025 این رقم به 61 درصد برسد همچنین پیش بینی می شود تعداد شهرهای با جمعیت بیش از یک میلیون نفر که در سال 1950 ، 83 شهر بود ( که 34 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه قرار داشتند.) و امروزه تعداد این شهرها 280 عدد است ، تا سال 2015 به حدود 2 برابر برسد 7 ، شهرهای بزرگ حتی در جوامع صنعتی مشکلات خاص مربوط به اسکان جمعیت ، انتقال ضایعات ، زباله و امثال آنها را نیز دارند .
مثلاً کلان شهر توکیو با 8/25 میلیون نفر جمعیت روزانه چیزی در حدود 22 هزار تن مواد زاید را باید جابه جا و منتقل نماید.
درصد قابل توجهی از جمعیت (اقشار مختلف جمعیتی ) در شهرهای جهان سوم و حاشیه ای شهری و به صورت زاغه نشین در نقاط غیر استاندارد و غیر بهداشتی سکونت می کنند این نوع نقاط شهری یا دقیقاً این بخش از شهرها عموماً فاقد آب سالم ، سیستم فاضلاب، برق و نظایر آنها می باشد . در این نقاط فقط سهم کمی از جمعیت مهاجر می توانند به کار و اشتغال قانونی و منظم دست یابند . این درحالی است که بخش عظیمی از جمعیت ساکن در این شهرها به بخش غیر رسمی اقتصاد روی می آورند ، یعنی به فعالیت های اقتصادی حاشیه ای ، فعالیت های غیر فانونی و عموماً مشاغلی که آمارهای رسمی آنها نیز اعلام نمی گرد: کشورهایی که در زمینه های جمعیتی موفق بوده اند ، به موفقیت های اجتماعی و اقتصادی نیز دست یافته اند ، یعنی میزان درآمد سرانه کالری مواد غذایی ، درآمدهای ملی، با سوادی و... در این جوامع افزایش یافته است. این توسعه و ترقی زمینه های رشد اقتصادی و اجتماعی بیشتری را فراهم می کند . در حالی که بعضی از معیارها و استانداردها ی جدید ، با رشد بالای جمعیتی مواجه گردیده اند ، این جریان باعث شده است تا سطح زندگی در این جوامع در حد بسیار پایین باقی بماند . این قبیل جوامع می بایست در آمدهای خود را صرف تامین غذا و سوادآموزی جمعیت خود نمایند و در نتیجه کمتر می توانند به توسعه اقتصادی ، اجتماعی و همچنین زمینه های زیر بنایی نظیر توسعه راه آهن ، ایجاد مراکز تولیدی و توسعه شبکه های ارتباطی بپردازند.در حال حاضر جمعیت جهان در هر دقیقه 150 نفر افزایش می یابد که برای متوقف کردن روند نابودی منابع طبیعی و تخریب محیط زیست و تضمین اینکه نیازهای اصلی مردم برآورده گردد ، ضرورت اساسی دارد این روند تثبیت شود.
زیر نویس .WORLD WATCHINSTITUE
..WORLD RESOURCEINSTITUE
هر اکر معادل 4047 متر مربع می باشد
منابع:
1. صدوق. محمدباقر، 1380 ، جمعیت ، محیط زیست، اینده، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، فصلنامه محیط زیست، شماره 34
2. جی . شابیرچیما، زاهدی . پ.1382 ، مدیریت شهر ، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.
3. لستربراون.طراوتی. ح ، 1374 ، برای چند نفر جا هست ، انتشارات جهاد دانشگاهی.
61-* (خبر)
کمترین زاد و ولد اروپا در آلمان
کمترین میزان زاد و ولد در اروپا در آلمان به ثبت رسید.
گزارش یک موسسه تحقیقاتی در برلین حاکی است آلمان بویژه شرق این کشور در سال 2003 کمترین میزان زاد و ولد در اروپا را به خود اختصاص داده و از هر 1000 مورد تولد نوزادان در اروپا فقط 7 مورد در این کشور بوده است. کارشناسان عواقب کاهش زاد و ولد در آلمان را بسیار نگران کننده اعلام کردند و افزودند : بیش از نیمی از جمعیت آلمان در چند سال آینده ناپدید خواهد شد . به گزارش شبکۀ دویچه وله ، زوجهای آلمانی نبود امنیت شغلی و کمبود درآمد را از علل بی میلی برای بچه دار شدن اعلام می کنند.
* نتیجه گیری
کاوه آهنگر
از این گزارش می توان چند نتیجه گرفت:
1. کاهش سریع جمعیت امکان پذیر است . چون با وضعیت حاکم در شرق آلمان و در صورت ادامۀ این وضعیت جمعیت این کشور در چند سال آینده به نصف کاهش خواهد یافت . پس کاهش جمعیت عملی است.
2. کاهش جمعیت در آلمان با تحمیل ناامنی شغلی و درآمد کم به خانواده ها امکان پذیر شده است . همین پدیده می تواند دلیلی باشد بر اینکه سایر دولتهای جهان همین اقدامات مشابه را در کشورهای خود انجام می دهند . یعنی با تصویب قوانینی که امنیت شغلی را به خطر می اندازد (مانند کشور فرانسه) سعی دارند به طور پنهان باعث کاهش جمعیت شوند. یا با ایجاد تورم و گرانی و نپرداختن دستمزد کافی سعی در کاهش اجباری جمعیت دارند .
3. بهتر آن است که دولتها و مردم جهان با عمل به ایدۀ non child club از ادامه این مبارزه منفی با افزایش جمعیت جلوگیری کنند چون با مبارزۀ منفی که دولتها انجام داده اند همه زیانها متوجه زندها می شود و این افراد جامعه هستند که باید زندگی سخت و ناامنی را تحمل کنند. ولی با عمل به اهداف non child club این رابطه بر عکس می شود و یک برنامۀ آگاهانه جایگزین روش کنونی خواهد شد. یعنی مردم با آگاهی و آزادی انتخاب از بچه دار شدن خودداری می کنند و با دولتها قرارداد می بندند و سپس در قبال این پیمان و تعهد از شغل مناسب و امنیت شغلی و انواع سوبسید و درآمد کافی و انواع بیمه های ارزان و رایگان برخوردار خواهند شد.
یعنی دولتها در قبال مردمی که از زاد و ولد خودداری خواهند کرد متعهد خواهند شد که نقش فرزند را برای این مردم به عهده بگیرند و از آنها همه نوع حمایت و کمک را بنمایند. با این روش مثبت هم جمعیت کاهش پیدا می کند و هم جمعیت کنونی زیان نخواهد کرد و مجبور به تحمل شرایط سخت اقتصادی-بیکاری-گرانی-و... نخواهد شد.
4. در این گزارش از کاهش جمعیت آلمان اعلام نگرانی شده است . این نگرانی برای هر کشوری که دچار کاهش جمعیت می شود وجود دارد چون این کشورها خود را با سایر کشورها مقایسه می کنند . پس لزوم یک سیاست جهانی هماهنگ برای کاهش جمعیت همه کشورها احساس می شود تا این نگرانی بیمورد از میان برود چون کاهش جمعیت نتنها نگران کننده نیست بلکه تنهادرمان برای کلیه بحرانهای جهانی است وکاهش جمعیت تاثیر خود را در درجه اول در بهبود وضع زندگی جمعیت فعلی دارد چون امکانات بیشتری را در اختیار جمعیت باقی می گذارد . ایدۀ non child club نیز برای تحقق این برنامه بوجود آمده است.تا دولتها و سازمان ملل یک برنامۀ جهانی را برای کاهش جمعیت آماده کنند و هر کشور موظف به کاهش درصدی از جمعیت خود باشد . عملی ترین راه برای تحقق این برنامه را شرکت دانشکاوان ارائه نموده است. در non child club چون با بین المللی شدن این طرح علاوه برکاهش جمعیت جهان و حفظ محیط زیست ، دو هدف دیگر نیز تحقق می یابد:
1. طبقات و اقشاری که تمایل به بچه دار شدن ندارند از امکانات و حمایتهای مختلف برخوردارمی شوند.
2. سایر اقشار و طبقات اجتماعی نیز از رفاه و امکانات و درآمد بیشتر و امنیت شغلی برخوردار خواهند شد . چون با کاهش جمعیت توسط اعضای
Non child club امکانات زندگی برای زندها بیشتر خواهد شد.
62-*
(آب گرم اقیانوس اطلس و سرمای اروپا)
خبر
دانشمندان می گویند که تغییر در جریانهای آب اقیانوس اطلس ممکن است باعث سرد شدن هوای اروپا ، در چند دهه آینده شود.
این دانشمندان معتقدند که جریانهای آبی که از خلیج مکزیک به طرف شمال اقیانوس اطلس در حرکت است ضعیف می شود و گرمای کمتری به شمال اروپا می رساند. اصل مسئله به جریان آب گرم خلیج مکزیک مربوط است . این جریان، پس از عبور از کارائیب ، به دوشاخه تقسیم می شود: یکی به طرف شمال شرقی اروپا ادامه می یابد ، و دیگری با چرخشی به منطقه استوایی اقیانوس اطلس بر میگردد . از جریانی که به شمال شرق حرکت می کند حرارت به جو وارد می شود و همین حرارت است که باعث گرمی زمین در اروپا می شود.به گفتۀ دانشمندان ، این جریان مانند رادیاتوری عمل می کند که حرارتش را به جو می دهد ، حرارتی که از این جریان آزاد می شود تقریباً معادل تولید یک میلیون نیروگاه است. این جریان آب گرم تا وقتی که به مناطق شمالی اروپا در گرینلند و ایسلند برسد سرد می شود و جریان بازگشتش ؛ با رفتن به اعماق اقیانوس ، به تدریج آغاز می شود . آبهای سردتر به طرف جنوب حرکت می کنند و مداری ساخته می شود که در آن آبهای گرم در سطح اقیانوس اطلس به طرف شمال در حرکت است و آبهای سرد ،در اعماق صدها یا هزاران متری اقیانوس ، به طرف جنوب می روند.دانشمندانی که در فلوریدا جریان آب گرم به طرف شمال را زیر نظر دارند می گویند که مقدار این آب در 50 سال گذشته تقریباً تغییری نکرده است ، اما پژوهشگران انگلیسی (که جریان بازگشت آب سرد به طرف جنوب را مراقبت می کنند) می گویند که حجم این آبها در نیم قرن گذشته 30% کاهش یافته است. در نتیجه در سال 2004 جریان بزرگتری از آب به طرف بخش استوایی اقیانوس حرکت کرده و حرارت کمتری به سواحل اروپایی رسیده است.دانشمندان با نمونه های رایانه ای تحولات جوی پیش بینی می کنند که این جریان کمربندی آب گرم و سرد در آتلانتیک شمالی با کاهش جدی و یا حتی قطع کامل روبرو شود. آنچه رخ میدهد اینست که هرچه یخهای قطب شمال بیشتر ذوب شود و رودخانه های قطبی سرعت بیشتری پیدا کند آب اقیانوسهای شمالی کم نمکتر می شود . کم نمکتر بودن یعنی غلظت کمتر داشتن و در نتیجه پایین نرفتن آب و ضعیف تر شدن جریان چرخشی آب گرم و سرد. در این حال کارشناس نمونه های هواشناسی و جریانهای آب در اقیانوسها بر این باورند که جریانهای آب در اتلانتیک شمالی چرخه تکراری هفتاد ساله ای در قوی شدن و ضعیف شدن دارند.به هر حال ؛ پیامدهای چنین تغییراتی اگر ادواری نباشد، بازگشت آبهای گرم بیشتر به طرف مناطق استوایی ، علاوه بر اروپا ، تاثیرات شدیدی در آب و هوای آفریقا و کارائیب و آمریکای جنوبی خواهد گذاشت.
63-* (توسعه مناطق شهری و نابودی گونه های گیاهان)
خبر
گونه های گیاهی ایران در معرض انقراض
تهران- بیست گونه از هشت هزار گونه گیاهی کشور در معرض انقراض قرار دارد.دکتر زیبا جم زاد رییس بخش تحقیقات گیاه شناسی موسسه تحقیقات سازمان جنگل ها ؛ مراتع و آبخیزداری کشور، گفت: از هشت هزار گونه گیاهی موجود کشور، 1720 گونه در انحصار ایران بوده که در حفظ و حراست و نگهداری این گونه های مهم گیاهی باید تلاش های خاصی انجام گیرد. وی افزود : طبق تحقیقاتی که در موسسه سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخیزداری کشور در بخش گیاه شناسی به اجرا در آمد 2400 گونه گیاهی فهرست شدند که احتیاج به حفاظت و مراقبت ویژه دارند. جم زاد خاطر نشان کرد: همچنین 430 گونه کیاهی نیز بنا به علل پراکندگی جغرافیایی محدود ، برداشت به عنوان گیاه دارویی یا مرتعی یا به علت قرار گرفتن در مناطقی که بعلت قرار گرفتن در مناطقی که بعلت توسعه مناطق شهری اجباراً حذف می شوند در معرض خطر قرار می گیرند.
64-* (جمعیت و نابودی سواحل و جزایر مرجانی)
خبر
تخریب سواحل و جزایر مرجانی
هرروزه میلیون ها نفر در سراسر جهان به سفرهای تفریحی می روند دریاها بهترین مقصد برای چنین سفرهایی است. سفر این تعداد انسان تاثیر فراگیری در زیستگاههای ساحلی دارد. در بیشتر مناطق جهان، از سواحل کارائیب تا مدیترانه، سواحل طبیعی تقریباً از میان رفته است و به جای آنها سواحل مصنوعی ایجاد و در بیشتر آنها هتل و پارکینگ ساخته شده است. در این مناطق ، مسیر طبیعی آبها لایروبی و کف سازی می شود تا مسیر مناسبی برای قایقرانی ایجاد شود. گیاهان ساحلی زمینهای اطراف را معمولاً افراد لگدمال و نابود می کنند و حیواناتی که در مناطق ساحلی زندگی و لانه می کنند به دیگر مناطق رانده می شوند . فاضلاب هتلها نیز به دریا میریزد و بعضی انواع جانوران دریایی (بویژه جلبکهای میکروسکپی) را تهدید و از رشد آنها جلوگیری می کنند.حجوم گردشگران معمولاً بیشترین تخریب را در سواحل بسیار غنی از نظر زیستی ایجاد می کند. صخره های مرجانی ومرجانها احتیاج به آب تمیز دارندو نمی توانند خود را با مواد آلوده ناشی از هتلها (مانند لجن ناشی از ساختمان سازی یا مواد سوختی که از موتورقایق ها به دریا نشست می کند) سازش دهند.هزاران سال طول کشیده است تا مرجانها رشد کنند و صخره های مرجانی پدید آیند اما با روند فعلی فقط در طول چند دهه نابود خواهد شد.